به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «صبح توس»؛ در سررسید کشورمان، یک روز به نام کسانی نامگذاری شده است که چرخ تولید بر روی دستان پرتوانشان میچرخد اما گاهی زیر چرخدندههای اقتصاد و گرانی قد خم میکنند بی آنکه خم به ابرو بیاورند.
\r\nهمانها که در زندگیشان و به فرزندانشان مشق قناعت میگویند. همانها که گاهی زبانشان قاصر میشود در بیان دغدغهها و مشکلات و چشمانشان کور میشود در برابر هر آنچه دلشان میخواهد. آخر به قول شاعر گفتنی هر چه از دیده رود از دل رود.
\r\nبهمناسبت روز کارگر راهی شهرک صنعتی توس میشویم. مسیر دور است اما زیبا، درست به زیبایی دل کارگرانی که گاهی دغدغه همکارانشان را به دغدغههای خودشان ارجح میدانند.
\r\nناشنوایی که صدای همه کارگران است
\r\nوارد کارخانهای میشویم و مستقیم میرویم به سراغ یکی از بهترینهای روزگار. فائزه مصطفایی ناشنواست و قدرت تکلم ندارد اما امروز صدای همه کارگران زن شده است. جوان است و تنها یک دختر 10 ساله به نام عاطفه دارد.
\r\nحدود سه سال است که در یکی از کارخانههای شهرک صنعتی توس مشهد مشغول به کار شده، میگوید فرزندش را به مادرش میسپارد و خودش دل میسپارد به جاده و راهی شهرک صنعتی میشود.
\r\nشاید دنیا بر او سخت گرفته باشد اما او دنیا را آسان گرفته است و از همه چیز راضی است. از او راجع به دغدغههایش میپرسم، در مورد سختی کارش با او گفتگو میکنم اما او میگوید همه چیز خوب و بر وفق مراد است. نمیدانم این را از ته دل میگوید یا از سر آنکه سرکارگر کارخانه که همه او را مهندس صدا میزنند درست مقابل او ایستاده است.
\r\nتناقض تأکید بر فرزندآوری و ندادن حق اولاد به کارگران
\r\nمهدی جوانبخت جوانی 32 ساله است که سخت مشغول کار بود. میگوید درست 10 سال است که در کارخانهای در شهرک صنعتی مشغول به کار شده است.
\r\nمثل همه کارگران زحمتکش راضی است به رضای خدا و قناعت پیشه میکند اما لابهلای حرفهایش خواستههایش را ریز ریز مطرح کرده و بیان میکند: بیمهمان خوب است اما مسلما اگر حقوقمان بالاتر برود بهتر است.
\r\nبا من حرف میزند و همزمان کارش را هم انجام میدهد. از او راجع به شرایط اقتصادی میپرسم و او میگوید: با توجه به اوضاع اقتصادی، حقوقمان کفاف نمیدهد و حقوقمان نسبت به هزینههای زندگی بسیار کم است.
\r\nحرفش کاملا درست است و با یک حساب سر انگشتی میتوان فهمید گاهی دخل و خرجها با هم نمیخوانند و آخر ماه که میشود باید چشم کشید تا سر ماه بعد فرا برسد تا شرمنده روی زن و فرزند نماند.
\r\nکم توقع است و قانع، مثل همه کارگران عزیز اما توقع حمایت بیشتر دارد و میگوید: دغدغه اصلی همه کارگران خانه است این در حالی است که اغلب ما خانه و ماشین نداریم.
\r\nخودش فرزند ندارد اما دغدغه همکارانش را دارد و در دفاع از حق آنها میگوید: همواره به فرزند آوری تأکید میشود اما جالب است بدانید در برخی کارخانهها به بیش از دو فرزند به کارگران، حق اولاد داده نمیشود.
\r\nفاصله مادران و فرزندان به مسافت شهرک صنعتی
\r\nمحبوبه عاقلی 10 سال است که در کارخانهای در شهرک صنعتی مشغول است، خودش خانه دارد اما یکی از مهمترین دغدغه همکارانش را بحث مسکن میداند و بیان میکند: بسیاری از کارگران اجارهنشین هستند و اجاره بالای خانهها با حقوق کم کارگران نمیخواند.
\r\nاز او میپرسم آیا در شهرک صنعتی مهدکودک یا مدرسهای دیده است. کمی فکر میکند و در نهایت پاسخ میدهد: به چشم من نخورده است، بعید میدانم شهرک صنعتی مدرسه یا مهدکودک داشته باشد؛ اغلب کارگران فرزندانشان را نزدیکی محل سکونتشان ثبتنام میکنند و اگر اتفاقی برای فرزندشان رخ دهد باید این مسیر دور را بازگردند، در حالی که وسیله نقلیه به سختی پیدا میشود.
\r\nاو که سرد و گرم کار را بیشتر از همکارانش چشیده است و حالا آرام آرام به آستانه بازنشستگی نزدیک میشود، میگوید: ما کارگران یاد گرفتهایم که از بسیاری خواستههایمان چشمپوشی کنیم و قناعت پیشه کنیم تا زندگیمان بچرخد.
\r\n48 سال سن دارد و 7 سال دیگر بازنشست میشود اما سن 55 سالگی را برای بازنشستگی خانمها زیاد میداند.
\r\nهزینههایی که بر حقوق میچربد
\r\nاکرم سروش یکی دیگر از کارگران کارخانهای در شهرک صنعتی است که هفت سال است کار میکند و معتقد است حقوقشان کفاف مخارج زندگی را نمیکند و هزینه اجاره خانه و بزرگ کردن فرزندان، میچربد بر حقوقشان.
\r\nپسرش دانشجوی دانشگاه آزاد رشته مکانیک است و دخترش دبیرستانی است. از هزینه تحصیل فرزندش از او میپرسم، لبخندی زده و به یک جمله بسنده میکند و میگوید: سخت است.
\r\nسعی میکند خوش حساب باشد چون معتقد است، آدم خوش حساب، شریک مال مردم است. او ادامه میدهد: گاهی برای خرج زندگی از دوستان قرض میگیرم.
\r\nاین را میگوید و من در دل دعا میکنم که ای کاش همه ما وامدهنده باشیم و نه وامدار دیگران.
\r\nانتهای خبر/
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نظر را شما بگذارید!