به گزارش خبرنگار اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «صبح توس»؛ مجتبی سالاری فعال رسانه‌ای در یادداشتی نوشت؛ جنگ در دنیای امروز دیگر محدود به مرزهای جغرافیایی، تجهیزات نظامی و میدان‌های عملیاتی نیست. پیشرفت فناوری‌های ارتباطی و گسترش شبکه‌های اجتماعی، ابعاد تازه‌ای از تقابل میان کشورها را شکل داده است؛ تقابلی که در آن، باورها، نگرش‌ها، اعتماد عمومی و قدرت تحلیل جامعه نیز اهمیت راهبردی پیدا می‌کنند.

در این چارچوب، جنگ نرم و جنگ شناختی از جمله مفاهیمی هستند که در تحلیل تحولات امنیتی و سیاسی جهان مورد توجه قرار گرفته‌اند. جنگ نرم عمدتاً بر تأثیرگذاری فرهنگی، رسانه‌ای، اجتماعی و روانی متمرکز است؛ درحالی‌که جنگ شناختی به‌طور مشخص، ادراک، فرآیند تصمیم‌گیری، احساسات و نحوه برداشت افراد از واقعیت را هدف قرار می‌دهد.

در واقع، هدف چنین تقابلی صرفاً انتقال یک پیام یا انتشار یک خبر نیست؛ بلکه تلاش برای شکل‌دهی به تصویری خاص از واقعیت و تأثیرگذاری بر تصمیم‌ها و رفتارهای جامعه است.

دشمن از چه ابزارهایی استفاده می‌کند؟ 

یکی از مهم‌ترین بسترهای این تقابل، فضای مجازی است؛ فضایی که به دلیل سرعت بالای انتشار اطلاعات، گستردگی مخاطبان و امکان فعالیت حساب‌های ناشناس، ظرفیت قابل توجهی برای انتشار اخبار نادرست و روایت‌های جهت‌دار دارد.

در این میان، بازیگران دولتی و غیردولتی خارجی، رسانه‌های وابسته به جریان‌های سیاسی و شبکه‌های سازمان‌یافته انتشار محتوا، از جمله بازیگرانی هستند که ممکن است در عملیات نفوذ و اثرگذاری اطلاعاتی نقش داشته باشند. البته شناسایی هر عملیات مشخص و انتساب آن به یک بازیگر، نیازمند بررسی شواهد و مستندات مستقل است.

از جمله روش‌هایی که در عملیات نفوذ اطلاعاتی و جنگ شناختی مورد استفاده قرار می‌گیرند، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱. شایعه‌سازی و انتشار اخبار جعلی: انتشار اطلاعات نادرست یا ناقص با هدف ایجاد نگرانی، تشویش اذهان عمومی و تغییر برداشت مخاطبان از رویدادها.

۲. تحریف واقعیت و گزینش اطلاعات: انتشار بخشی از یک واقعیت، حذف زمینه‌های اصلی یک اتفاق یا استفاده از تصاویر و ویدئوهای خارج از زمان و مکان واقعی برای ایجاد برداشتی متفاوت از حقیقت.

۳. عملیات روانی و ناامیدسازی: برجسته‌سازی مشکلات، القای بن‌بست، بزرگ‌نمایی شکست‌ها و نادیده گرفتن ظرفیت‌ها با هدف تضعیف امید اجتماعی و اعتماد عمومی.

۴. دوقطبی‌سازی و اختلاف‌افکنی: تشدید اختلافات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و نسلی و تبدیل تفاوت دیدگاه‌ها به تقابل‌های مخرب میان گروه‌های مختلف جامعه.

۵. نفوذ فرهنگی و تغییر نگرش‌ها: استفاده از محصولات رسانه‌ای، سرگرمی، جریان‌های محتوایی و الگوهای رفتاری برای تأثیرگذاری تدریجی بر ارزش‌ها، باورها و هویت فرهنگی، به‌ویژه در میان نسل جوان.

۶. بهره‌گیری از فناوری‌های نوین: استفاده از هوش مصنوعی، تصاویر و صداهای جعلی، حساب‌های غیرواقعی و شبکه‌های هماهنگ برای تولید و انتشار گسترده محتوای گمراه‌کننده.

چرا فضای مجازی به میدان مهم تقابل تبدیل شده است؟ 

ویژگی مهم فضای مجازی، سرعت و گستردگی گردش اطلاعات است. یک خبر تأییدنشده می‌تواند در مدت کوتاهی به هزاران کاربر برسد و حتی پس از تکذیب نیز آثار روانی و اجتماعی خود را باقی بگذارد.

از سوی دیگر، الگوریتم‌های برخی شبکه‌های اجتماعی با توجه به میزان تعامل کاربران، محتوای جنجالی و برانگیزاننده احساسات را بیشتر در معرض دید قرار می‌دهند. همین مسئله می‌تواند زمینه گسترش شایعات، تشدید اختلافات و شکل‌گیری برداشت‌های نادرست را فراهم کند.

در چنین شرایطی، مخاطب تنها دریافت‌کننده اطلاعات نیست؛ بلکه با بازنشر هر مطلب، می‌تواند به بخشی از زنجیره انتشار آن تبدیل شود. بنابراین، مسئولیت اجتماعی کاربران در فضای مجازی اهمیت دوچندانی پیدا می‌کند.

پس از جنگ نظامی، هوشیاری در میدان روایت‌ها ضروری است 

یکی از نکات مهم در بررسی تحولات پس از جنگ، توجه به استمرار رقابت و تقابل در عرصه رسانه و افکار عمومی است. تجربه درگیری‌های معاصر نشان می‌دهد که حتی پس از توقف عملیات نظامی، رقابت بر سر تفسیر وقایع، روایت دستاوردها، ارزیابی عملکردها و تأثیرگذاری بر افکار عمومی ادامه پیدا می‌کند.

در این مرحله، تلاش برای تغییر برداشت جامعه از نتایج جنگ، برجسته‌سازی اختلافات داخلی، ایجاد تردید نسبت به توانمندی‌های کشور و تأثیرگذاری بر محاسبات آینده می‌تواند بخشی از رقابت اطلاعاتی طرف‌های درگیر باشد.

از این منظر، حفظ انسجام اجتماعی، تقویت اعتماد عمومی و ارائه روایت دقیق و مستند از واقعیت‌ها، اهمیت راهبردی پیدا می‌کند.

راه مقابله؛ از سواد رسانه‌ای تا جهاد تبیین 

مقابله با جنگ نرم و شناختی، صرفاً با انتشار پاسخیه یا تکذیب اخبار نادرست امکان‌پذیر نیست. این مقابله نیازمند برنامه‌ای مستمر، چندبعدی و مبتنی بر شناخت دقیق فضای رسانه‌ای است.

نخستین گام، ارتقای سواد رسانه‌ای در جامعه است. کاربران باید پیش از بازنشر اخبار، منبع انتشار، زمان وقوع رویداد، اعتبار تصاویر و مستندات و صحت ادعاها را بررسی کنند. مقایسه چند منبع مستقل و پرهیز از واکنش‌های هیجانی نیز می‌تواند احتمال گرفتار شدن در دام اطلاعات گمراه‌کننده را کاهش دهد.

در کنار آن، رسانه‌های داخلی باید از رویکرد انفعالی فاصله بگیرند. اطلاع‌رسانی سریع، شفاف، مستند و پاسخ‌گویی به ابهامات جامعه، از مهم‌ترین راهکارهای جلوگیری از شکل‌گیری خلأهای خبری است. در بسیاری از موارد، سکوت در برابر یک مسئله یا تأخیر در ارائه اطلاعات معتبر، زمینه را برای گسترش روایت‌های غیرمستند فراهم می‌کند.

از سوی دیگر، تقویت اعتماد عمومی نباید به یک موضوع شعاری محدود شود. پاسخ‌گویی مسئولان، پیگیری مشکلات مردم، مقابله با فساد، پذیرش کاستی‌ها و ارائه گزارش صادقانه از عملکردها، از عوامل مهم افزایش تاب‌آوری اجتماعی در برابر عملیات روانی است.

بسیج و نیروهای مردمی؛ نقش‌آفرینی در جهاد تبیین 

در این میان، بسیج به‌عنوان یک ظرفیت مردمی و فرهنگی می‌تواند در تقویت آگاهی اجتماعی و مقابله با جریان‌های تحریف واقعیت نقش‌آفرین باشد.

حضور فعال نیروهای بسیجی در عرصه رسانه، تولید محتوای مستند، روایت پیشرفت‌ها، تبیین مسائل روز و پاسخ‌گویی منطقی به شبهات، از جمله اقداماتی است که می‌تواند به افزایش قدرت تحلیل مخاطبان کمک کند.

البته جهاد تبیین زمانی اثربخش خواهد بود که از بیان کلیات و شعار فاصله بگیرد و بر شناخت دقیق مخاطب، استفاده از زبان متناسب با نسل جوان، ارائه اسناد و اطلاعات معتبر و گفت‌وگوی منطقی استوار باشد.

در این مسیر، خبرنگاران، فعالان رسانه‌ای، گروه‌های فرهنگی، دانشجویان و کنشگران فضای مجازی نیز می‌توانند با تولید محتوای جذاب و مستند، در روایت دقیق واقعیت‌ها و مقابله با تحریف اطلاعات مشارکت کنند.

خانواده و نسل جوان؛ خط مقدم آگاهی در فضای مجازی 

یکی دیگر از ابعاد مهم این موضوع، نقش خانواده‌ها و نسل جوان در مواجهه با جنگ شناختی است. بخش قابل توجهی از ارتباطات، دریافت اطلاعات و شکل‌گیری نگرش‌های اجتماعی نسل جدید در بستر فضای مجازی اتفاق می‌افتد.

ازاین‌رو، آموزش تفکر انتقادی، مهارت تشخیص خبر جعلی، شناخت سازوکارهای رسانه‌ای و گفت‌وگوی سازنده در خانواده‌ها باید مورد توجه قرار گیرد.

محدودسازی صرف و برخوردهای سلبی، بدون آموزش و اقناع، نمی‌تواند پاسخ کاملی به این مسئله باشد. نسل جوان باید به ابزار تحلیل و قدرت تشخیص مجهز شود تا بتواند در مواجهه با حجم گسترده اطلاعات، آگاهانه تصمیم بگیرد.

میدان جدید، نیروی آگاه می‌خواهد 

آنچه در تحولات جدید اهمیت دارد، این است که امنیت و اقتدار ملی تنها به توانمندی‌های نظامی و دفاعی محدود نمی‌شود؛ بلکه سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی، انسجام ملی و قدرت تشخیص جامعه نیز از مؤلفه‌های مهم آن به شمار می‌روند.

اگر در میدان نظامی، آمادگی و تجهیزات نقش تعیین‌کننده دارند، در میدان جنگ شناختی نیز آگاهی، بصیرت، قدرت تحلیل و روایتگری مسئولانه اهمیت پیدا می‌کنند.

بنابراین، پایان یک جنگ نظامی نباید به معنای پایان هوشیاری تلقی شود. تقابل در عرصه افکار عمومی و فضای مجازی، نیازمند حضوری آگاهانه، مستمر و مسئولانه است؛ حضوری که نه با شایعه‌پراکنی متقابل و نه با نادیده گرفتن واقعیت‌ها، بلکه با حقیقت‌گویی، اقناع منطقی، افزایش سواد رسانه‌ای و تقویت اعتماد مردم معنا پیدا می‌کند.

در نهایت، مهم‌ترین راهبرد در برابر جنگ شناختی، ساختن جامعه‌ای است که نه به‌آسانی فریب روایت‌های جعلی را بخورد و نه در برابر مشکلات واقعی چشم ببندد؛ جامعه‌ای آگاه، مطالبه‌گر، امیدوار و برخوردار از قدرت تشخیص.

انتهای پیام /