به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «صبح توس»؛ سید علیرضا آلداود در یادداشتی نوشت: پیام ۶ شهریور ۱۴۰۵ امام سید مجتبی خامنهای حفظه الله را باید یکی از
صریحترین و راهبردیترین متون صادره در حوزه حکمرانی و امنیت ملی دانست.
آنچه این پیام را از سایر بیانیهها متمایز میکند، تأکید همزمان بر
«انسجام اجتماعی» بهعنوان یک الزام امنیتی، «نوآوری نخبگان جوان» بهعنوان
موتور تولید قدرت، و «فرهنگ و تعلیم و تربیت» بهعنوان ستون فقرات مقاومت
شناختی است. این یادداشت با رویکردی تحلیلی، به بازخوانی این پیام در
چارچوب جنگ شناختی و الزامات وحدت ملی میپردازد.
جنگ شناختی؛ از عملیات روانی تا مهندسی ادراک عمومی
جنگ
شناختی دیگر صرفاً به شایعهپراکنی یا عملیات روانی محدود نیست؛ بلکه هدف
آن، تغییر در «چارچوبهای ادراکی»، «ساختار اعتماد عمومی» و «الگوهای
تصمیمگیری اجتماعی» است. دشمن در این جنگ تلاش میکند با برجستهسازی
ضعفها، القای بنبست، تولید دوگانههای کاذب و تضعیف سرمایه اجتماعی،
جامعه را به سمت بیاعتمادی، انفعال و گسست سوق دهد. در این فضا، هر سخن
ناامیدکننده، هر تصمیم بدون پیوست اجتماعی و هر دوگانهسازی موهوم، عملاً
به ابزار دشمن تبدیل میشود. از این منظر، «حفظ انسجام اجتماعی» نه یک
توصیه اخلاقی، بلکه یک ضرورت امنیتی و راهبردی است.
ضرورت انسجام اجتماعی در شرایط فعلی؛ چرا اکنون؟
در
شرایطی که کشور با فشارهای اقتصادی، تهدیدات امنیتی و تحولات منطقهای
مواجه است، دشمن بهدنبال تشدید شکافهای داخلی و القای «خلأ قدرت» و
«آینده مبهم» است. در چنین بستری، انسجام اجتماعی تنها عاملی است که
میتواند از تبدیل بحرانها به فروپاشی اعتماد جلوگیری کند. پیام ۶ شهریور
دقیقاً در همین نقطه تأکید میکند که هر اقدام در عرصههای فرهنگی،
اجتماعی، سیاسی، امنیتی و اقتصادی باید با پیوست انسجام اجتماعی همراه
باشد؛ چرا که اقدامات فاقد این پیوست، حتی اگر در ظاهر دارای حامیانی
باشند، در نهایت به ضرر همان اقشار و کلیت جامعه تمام میشوند. انسجام
اجتماعی، ستون فقرات تابآوری ملی در برابر جنگ شناختی است.
راهبردهای دشمن علیه انقلاب اسلامی؛ از دوگانهسازی تا ناامیدسازی
دشمن در جنگ شناختی علیه انقلاب اسلامی از چند راهبرد مشخص بهره میبرد:
·
دوگانهسازیهای کاذب مانند «جنگ یا مذاکره»، «وفاق یا تندروی»، «سازش یا
جنگطلبی» که جامعه را به انتخابهای غلط و قطبیسازی فرسایشی میکشاند.
· ناامیدسازی هدفمند از طریق تضعیف انگیزههای ملی و القای آیندهای سیاه.
· تخریب مرجعیت نهادها و نخبگان برای ایجاد بیاعتمادی به ساختارهای تصمیمگیر.
· خلأ خبری و روایتسازی جایگزین در مواقع بحران.
پیام رهبر انقلاب، با صراحت، «ارتکاب هر آنچه به ضرر انسجام اجتماعی
باشد» را ممنوع اعلام میکند؛ این یک خط قرمز راهبردی در برابر همین
راهبردهاست.
نوآوری، فرهنگ و نخبگان؛ ارکان مقاومت شناختی و تولید قدرت
این
پیام، نوآوریهای نخبگان جوان را یک «مزیّت» میداند که استفاده بهموقع
از آن میتواند به جهش در تولید قدرت بیانجامد. این نوآوری در حوزههای
کشاورزی، صنعت، فرهنگ، تربیت و ارتباطات، همزمان پاسخ به روایت ایران
ناتوان ابزاری برای بازسازی اعتماد عمومی است. در کنار آن، تأکید بر «فرهنگ
و تعلیم و تربیت» بهعنوان یک «راهبرد فراراهبردی» نشان میدهد که مقاومت
شناختی صرفاً با تولید محتوا ممکن نیست؛ بلکه باید از درون نظام آموزشی،
خانواده و شبکه نخبگانی، نسلی با قدرت تحلیل و مقاومت شناختی پرورش یابد.
معلمان، اساتید، پزشکان، پرستاران و بانوان خانهدار، در این نگاه، اجزای
شبکه قدرت نرم کشورند.
راهبردها و راهکارهای پیشنهادی
راهبرد کلان:
«انسجام برای قدرت، قدرت برای پیشرفت، پیشرفت برای امید»
راهکارهای عملیاتی:
· تدوین و الزام پیوست انسجام اجتماعی» برای تمام تصمیمات کلان اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و امنیتی.
· ممنوعیتسازی رسمی و رسانهای هر نوع دوگانهسازی موهوم و سخن ناامیدکننده.
· سرمایهگذاری هدفمند بر نوآوری نخبگان جوان در حوزههای تولید قدرت.
· تقویت سواد رسانهای و شناختی در نظام تعلیم و تربیت.
· حمایت ویژه از اقشار فرهنگساز: معلمان، اساتید، پرستاران، پزشکان و بانوان خانهدار.
· شفافیت ارتباطی و جلوگیری از خلأ خبری در بحرانها.
در
پایان باید گفت پیام ۶ شهریور را باید یک «نقشه راه حکمرانی شناختی»
دانست. در این نقشه، انسجام اجتماعی نه یک خواسته سیاسی، بلکه یک ضرورت
حیاتی برای بقا، پیشرفت و عبور از جنگ شناختی است. هر اقدامی که به تقویت
اعتماد عمومی، انگیزه ملی و همبستگی اجتماعی بینجامد، خود یک اقدام امنیتی
مثبت است و هر سخن، تصمیم یا دوگانهای که این سرمایه را تضعیف کند، خواسته
یا ناخواسته در خدمت راهبرد دشمن آن و شیاطین قرار میگیرد. اکنون زمان آن
است که انسجام، از شعار به معیار ارزیابی عملکردها تبدیل شود.
انتهای خبر/
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نظر را شما بگذارید!