پس از آن خبر تکاندهنده و آغاز فصل جدیدی از تقابلهای منطقهای که رهبر شهیدمان آن را «دفاع مقدس سوم» نامیدند، نبض غیرت در شهرستان گناباد بیش از هر جای دیگری تپید. درحالی که شهرها در بهتِ خبر بودند، گنابادیها با حضوری حماسی و مستمر، بیش از صد شب است که کف خیابانها، فریاد حمایت از نیروهای مسلح و بیعت با رهبری را سر میدهند.در این گفتگو، پای صحبتهای حجتالاسلام سیدمحمود رضوانپناه، رئیس اداره تبلیغات اسلامی گناباد نشستهایم؛ کسی که از شب اول تا به الان، بهعنوان یکی از میدانداران اصلی، در کنار مردم بوده است.
صبح توس: بهعنوان سوال نخست، این اجتماع عظیم و مستمر مردمی در گناباد چگونه شکل گرفت و نقطه آغازش کجا بود؟
رضوانپناه: بسماللهالرحمنالرحیم. بلافاصله پس از انتشار اخبار شهادت و آغاز آنچه رهبر شهیدمان به درستی «دفاع مقدس سوم» نامیدند، مردم شریف گناباد پیشگام شدند. واقعیت این است که حضور گنابادیها در عرصه میدانداری، حتی پیش از انتشار خبر شهادت هم رگههایی داشت، اما بعد از آن خبر، این حضور تبدیل به یک انسجام ملی و ایمانی شد. در واقع، این اراده مردمی بود که خیابانها را به صحنه تجدید بیعت تبدیل کرد.
صبح توس: نقش دقیق شما بهعنوان رئیس اداره تبلیغات اسلامی در این جریان خودجوش مردمی چه بود؟
رضوانپناه: نقش ما صرفاً نقش تسهیلگری بود. این حرکت، یک حرکت کاملاً مردمی و از دل هیئات مذهبی، مساجد و پایگاههای بسیج بود. ما صرفاً تلاش کردیم این ظرفیتهای خودجوش را در کنار هم قرار دهیم، برنامهها را نظم ببخشیم و به انسجام این حضور میدانی کمک کنیم.
صبح توس: شما بیش از ۱۰۰ شب است که در میدان حضور دارید؛ دقیقاً در کجای این پازل بزرگ فرهنگی-سیاسی، فعالیت میکردید؟
رضوانپناه: بله، توفیق داشتم از شب اول در کنار دوستان باشم. تمرکز اصلی بنده بر مدیریت محتوایی برنامهها بود. هماهنگی برای حضور سخنرانان، مداحان، انتخاب گروههای سرود و تئاتر، و مدیریت اجرای دکلمهها؛ تلاش کردیم این شور حسینی و انقلابی را با برنامههای فکری و معرفتی قوی همراه کنیم تا تأثیرگذاری اجتماعی آن به حداکثر برسد.
صبح توس: به عقب برگردیم؛ نخستین اقدام پس از آن خبر نگرانکننده چه بود و چه کسانی پیشقراول شدند؟
رضوانپناه: به محض وقوع آن اتفاق تلخ و آغاز جنگ تحمیلی جدید علیه ایران اسلامی، دلسوزان این مرز و بوم، اعم از بسیجیان عزیز، فعالان هیئات مذهبی و نمازگزاران مساجد، که دغدغهی امنیت کشور را داشتند، به صورت خودجوش به خیابان آمدند. در این میان، نقش «شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی» در سازماندهی اولیه بسیار کلیدی بود. بسیج و نیروهای نظامی و انتظامی هم با تمام توان پای کار آمدند. میتوان گفت همه مجموعهها دست به دست هم دادند؛ چرا که خبر واصله، بسیار نگرانکننده بود و مردم با تمام وجود، احساس مسئولیت کردند که باید برای حمایت از نیروهای مسلح و ایران اسلامی، پای کار باشند. الحمدلله، این همافزایی، صد شب باشکوه دفاع مردمی را در گناباد رقم زد.
صبح توس: آیا این تجمع از پیش برنامهریزی شده بود یا خودجوش شکل گرفت؟ و چرا خیابان جمهوری اسلامی به عنوان کانون اصلی انتخاب شد؟
رضوانپناه: این حضور کاملاً خودجوش بود. روز اول، پس از انتشار آن خبر جانسوز در سحرگاه، برنامهای در مصلای شهر داشتیم؛ اما مردم پس از پایان مراسم پراکنده نشدند. حتی با اینکه اعلام کرده بودیم برای ظهر برنامه داریم و میتوانند بروند و دوباره برگردند، اشتیاق و غیرت مردم اجازه نمیداد میدان را ترک کنند. درباره انتخاب خیابان جمهوری هم باید بگویم، با توجه به حساسیت موضوع و ضرورت همافزایی، مجموعهیِ شورا این نقطه را انتخاب کرد؛ چرا که علاوه بر مرکزیت، فضای وسیعی داشت، دسترسیهای جانبی برای تردد شهروندان مهیا بود و در عین حال، کمترین آسیب را به کسبوکارهای بازاریان عزیز وارد میکرد؛ همچنین باید گفت که این محل در حدفاصل میدان غدیر تا چهارراه شهید احمدیان بود که با انتصاب شورای شهر و مساعدت شهردار، نام آن به خیابان جمهوری اسلامی تغییر پیدا کرد.
صبح توس: چه عاملی باعث شد این حضور اولیه به یک «تداومِ ۱۰۰ شبی» تبدیل شود؟
رضوانپناه: عامل اصلی، دغدغه خود مردم بود. همزمانشدن این داغ با وعده صادق ۴ و حماسهآفرینی نیروهای مسلح، شور و شوقی در مردم ایجاد کرده بود. مردم میدیدند که حضورشان در خیابان، مستقیم در روحیه نیروهای مسلح و جبهه مقاومت اثر دارد؛ همانطور که بارها تأکید شده «سوخت موشکهای ما حضور مردم است». این احساس تأثیرگذاری و تجدید بیعت با آرمان شهیدان، هر شبِ ما را باشکوهتر از شب قبل میکرد.
صبح توس: مدیریت میدانی این تجمع عظیم مردمی چگونه انجام میشد؟ آیا یک اتاق فکر رسمی وجود داشت؟
رضوانپناه: ما با یک «شورای تلفیقی» روبرو بودیم. هرچند هسته اصلی، مردمی بود، اما برای کیفیتبخشی، هر شب شورایی متشکل از ۳۰ تا ۴۰ نفر از فعالان پشت صحنه، برای محتوا، رسانه، پذیرایی و هماهنگیها تصمیم میگرفتند. این ترکیبی از ساختار رسمی و کنشگری غیررسمی بود که خروجی آن، نظم حاکم بر میدان شد.
صبح توس: نقش قشرهای مختلف، از دانشآموزان تا کسبه و خیرین را چگونه ارزیابی میکنید؟
رضوانپناه: اگر هر یک از این اجزا نبود، کار میلنگید. اگر رسانه نبود، صدای این حماسه به گوش کسی نمیرسید؛ اگر خیرین نبودند، موکبها نمیتوانستند ۱۰۰ شب میزبان مردم باشند؛ و اگر سیستم صوت یا مداحان و سخنرانان نبودند، کیفیت معنوی برنامه حفظ نمیشد.
نکته ظریف اینجا است که ما برای اقشار مختلف، نقش تعریف کردیم. مثلاً دانشآموزان را در اجرای دکلمه دخیل کردیم؛ بهطوری که ما الان تا ۲۷ تیرماه برای اجرای دکلمه دانشآموزان نوبتدهی کردهایم. این کار باعث شد نوجوانان خودشان را صاحب میدان بدانند و اعتماد به نفسشان تقویت شود.
صبح توس: این حضور چه پیامدی برای آینده دارد؟
رضوانپناه: این میدان، فراتر از یک تجمع عادی، یک مدرسه تربیت انقلابی شد. وقتی دانشآموز، هیئتی، کاسب و خانوادهها در کنار هم برای یک هدف متعالی (دفاع از ایران و ولایت) نقش میپذیرند، نوعی همبستگی ناگسستنی ایجاد میشود. این صد شب، تمرین میدانداری مؤمنانه بود که در حافظه تاریخی گناباد ثبت خواهد شد.
صبح توس: داستان آن خانم گمنام و پیام «سیدمجید» یکی از نقاط عطف عاطفی این ۱۰۰ شب بود. میتوانید جزئیات این پیوند میان میدان و تصمیمات کلان را بازگو کنید؟
رضوانپناه: بله، این یکی از الطاف الهی بود. بانوی گمنامی را داشتیم که هر شب، با هزینه شخصی، مقوا و ماژیک تهیه میکرد و پلاکارد مینوشت. این خانم یک مطالبه مشخص از سیدمجید موسوی فرمانده هوافضا داشت که عیدی عید غدیر، حمله قاطع به رژیم صهیونیستی باشد. این پیام از طریق یکی از دوستان رسانهای به دست ایشان رسید. نکته عجیب و بهیادماندنی این بود که در شب عید غدیر، پیامی از طرف فرمانده به دست ما رسید که: «به آن خانم سلام برسانید و بگوئید خبرتان رسید؛ امشب آسمان را نگاه کنید.» این اتفاق، ایمان مردم به اثرگذاری حضورشان را صدچندان کرد و ثابت کرد که میدانِ ما، میدانی شنیدهشده است.
صبح توس: ساختار محتوایی این ۱۰۰ شب چگونه مدیریت میشد؟ آیا برنامهها برای مخاطبان مختلف، تکراری نمیشد؟
رضوانپناه: ما برای هر شب، پک محتوایی کامل طراحی میکردیم. سخنرانان و مداحان بر اساس نیاز روز جامعه و مطالبات کشوری توجیه میشدند. برای جلوگیری از تکرار، تنوع برنامهها را در دستور کار داشتیم؛ از رجزخوانیهای حماسی تا برگزاری دکلمه توسط دانشآموزان که تا همین امروز برای ماهها نوبتدهی شده است.
صبح توس: درباره خدمات رفاهی و فرهنگی در میدان و سایر نقاط شهر بگوئید. چگونه اداره میشد؟
رضوانپناه: ما فقط به خیابان جمهوری اسلامی اکتفا نکردیم؛ در ۶ نقطه دیگر شهر هم موکب داشتیم. در کنار پذیرایی، خدمات تخصصی ارائه میدادیم: از روایتگری دفاع مقدس توسط استاد عاشوری، تا کلاسهای سلاحشناسی، آموزش قرآن، نقاشی چهره برای کودکان و حتی رفع اشکال درسی برای دانشآموزان توسط معلمان و دانشجویان جهادی. وقتی دیدیم استقبال از کلاسهای رفع اشکال زیاد است، محل را به مصلای شهر منتقل کردیم تا فضای بزرگتری در اختیار باشد.
در واقع، ما از یک تجمع صرف، به یک پایگاه اجتماعی خدمترسان تبدیل شدیم که هم نیاز فکری مردم را تأمین میکرد و هم دغدغههای تحصیلی خانوادهها را پوشش میداد.
صبح توس: نقش رسانهها را در این انسجام چطور میبینید؟
رضوانپناه: رسانههای گناباد واقعاً سنگ تمام گذاشتند. همه با هم یکدست و یکصدا شدند. نمایشگاهی که در باغ ملی برپا شد، بخشی از همین همافزایی رسانهای بود. مردم خودشان تولیدکننده محتوا بودند و تصاویر و فیلمهای این ۱۰۰ شب را ارسال میکردند؛ این یعنی میدان متعلق به تکتک مردم است و رسانه، بازتابدهنده این شور عمومی بود.
صبح توس: در بحث تأمین هزینههای این ۱۰۰ شب، بار مالی میدان بر دوش چه کسی بود؟ آیا ساختار اداری کمک کرد یا خیر؟
رضوانپناه: ببینید، اکثریت قریب به اتفاق مداحان و سخنرانان ما کاملاً داوطلبانه و فیسبیلالله آمدند؛ اما هزینههای جانبی، از تأمین صوت گرفته تا مخارج موکبها، واقعاً توسط خیرین تأمین شد. اگر این دست یاری مردم نبود، برگزاری حتی یک شب هم ممکن نبود. تجهیزات صوتی را هیئات مذهبی در اختیارمان گذاشتند، برخی پایگاههای مقاومت و حتی برخی ادارات، خودروها و امکانات لجستیکی خود را به میدان آوردند. این یک نهضت همافزایی بود که در آن، هرکس هرچه داشت به وسط میدان آورد.
صبح توس: آیا در طول این ۱۰۰ شب، با تنش یا مانعی هم مواجه شدید که تداوم حرکت را تهدید کند؟
رضوانپناه: خوشبختانه به دلیل همدلی بینظیر میان مردم، مسئولان، نیروهای نظامی و رسانهها، ما تنش ساختاری نداشتیم. تنها نگرانی ما فضای خیابان بود؛ اینکه بستن معبر ممکن است برای کسبوکار بازاریان ایجاد زحمت کند. به همین دلیل، خودمان را ملزم کردیم که برنامه را در بازه زمانی مشخص (حدود یکساعت و نیم) جمعبندی کنیم تا هم حضور پرشور مردم حفظ شود و هم حقی از کسبه محترم ضایع نشود. این رعایتِ حقالناس، خود بخشی از مدیریت میدانی ما بود.
صبح توس: اگر بخواهید بهعنوان تجربهنگاری این ۱۰۰ شب، دو اتفاق خوب را نام ببرید، چه مواردی را ذکر میکنید؟
رضوانپناه: ۱. همدلی و انسجام: بدون شک اولویت اول، همدلی بینظیری بود که بین مردم و متولیان برنامه شکل گرفت؛ اگر این وفاق نبود، هیچکدام از این برنامهها رقم نمیخورد.
۲. روحیه حماسی مردم گناباد: نکته دوم، خود مردم گناباد بودند. آن روحیه انقلابی و پایکار بودن مردم، موتور محرک این ۱۰۰ شب بود.
صبح توس: در تکمیل بحث نقش پشتیبانی و خدمات، به نظر میرسد موتور محرک این ۱۰۰ شب، افرادی بودند که نامشان کمتر شنیده شد؛ درباره این گمنامان میدانی چه میگوئید؟
رضوانپناه: حق مطلب همین است. باید از مجموعه فنی تشکر کنم. ما در بحث صوت، به اذعان تمام مهمانان خارج از شهرستانی، یکی از بهترین و باکیفیتترین تجربهها را داشتیم. اینکه هر شب ۱۰۰ نفر بهصورت مستقیم و غیرمستقیم درگیر مدیریت صوت بودند، کار کوچکی نبود. بهطور ویژه باید از «جناب اسماعیلزاده» یاد کنم که تمام زندگی و توانش را گذاشت؛ از تعمیر تلویزیون شهری در لحظه بحران تا حمل و نصب روزانه باندها. همه دستاندرکاران، ۷ تا ۸ ساعت مداوم درحال تلاش بودند. این ایثار فنی بود که باعث شد میدان به درستی صدا داشته باشد.
صبح توس: در مورد آسیبشناسی کار، برخی معتقدند اجرای صددرصدی پیشنهادات مردمی غیرممکن است. نگاه شما چیست؟
رضوانپناه: دقیقاً همینطور است. ما هر شب با جمعیت سه تا چهار هزار نفری مواجه بودیم که پیشنهاد داشتند. شاید نتوانستیم همه آنها را عملیاتی کنیم، اما گوش ما به روی دغدغههای مردم باز بود. اگر جایی برنامه دیر تمام شد یا نقصی در اجرا بود، عذرخواهیم؛ اینها کاستیهای ما بود، نه ضعف اراده مردم. نقطه ضعف بزرگی وجود نداشت، اما قطعاً برای تجربههای بعدی باید بهتر عمل کنیم.
صبح توس: اگر قرار باشد مدیریت این میدان را به نفر بعدی بسپارید، توصیه شما چیست؟
رضوانپناه: سه توصیهی کلیدی دارم:
۱. همدلی حداکثری: با مجموعهی دوستان میدانی، همدل و همراه باشید.
۲. صبر و سعهصدر: در مدیریت چنین تجمع گستردهای، صبر راهبردی کلید موفقیت است.
۳. شنیدن دغدغه مردم: هرگز پیشنهادات مردم را نادیده نگیرید؛ دغدغهی آنها، قطبنمای حرکت ما است.
صبح توس: با توجه به آغاز ایام محرم، آیا مدل «میدانداری» تغییر میکند؟
رضوانپناه: بله، برنامهریزی شده است. تا شب هفتم محرم، چون مساجد بعد از نماز مغرب و عشا مراسم دارند و هیئات از ساعت ۹ شب کارشان را شروع میکنند، ما بازهی «۸:۳۰ تا ۹:۱۵ شب» را به تجمع میدان اختصاص دادیم تا مردم پس از مساجد به میدان بیایند و سپس به هیئات خود بروند. از شب هفتم تا دهم نیز، هیئات مذهبی بهصورت گسترده در سطح خیابانها و میدان حضور خواهند داشت.
صبح توس: این حضور تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟
رضوانپناه: تا پای جان. آخرین تأکیدات رهبر انقلاب و سردار موسوی هم بر همین است: «مردم در خیابان بمانند». این حضور، بخشی از دیپلماسی میدانی ما است که انشاءالله شکست دشمن را قطعی خواهد کرد. مردم گناباد با آن روحیه ولایتمداریشان، تا هر زمان که نیاز باشد و تا قیامت اگر لازم باشد، پای این نظام و آرمانها ایستادهاند.
این تجربه نشان داد که وقتی ساختارهای اداری، هیئات مذهبی و بدنه عمومی مردم در یک هدف مشترک همراستا شوند، میتوان بزرگترین چالشها (مانند تأمین صوت، پذیرایی و امنیت) را بدون دولتیشدن کامل فرآیندها، با روحیه جهادی مدیریت کرد.
در پایان، نکات زیر نباید فراموش شود؛
۱. مردم؛ موتور محرک: همانگونه که حجتالاسلام رضوانپناه تأکید کردند، مسئولین تنها باید بستر را مهیا کنند؛ چرا که نیروی پیشران این میدان، دغدغه و ولایتمداری خود مردم است.
۲. خدمترسانی میدانی: موفقیت این طرح در این بود که صرفاً به شعار محدود نشد. برپایی موکبهای پذیرایی، حضور دانشآموزان برای رفع اشکال درسی، کلاسهای نقاشی و سلاحشناسی در دل میدان، نشان داد که میتوان شور انقلابی را با خدمت اجتماعی پیوند زد.
۳. صبر و ثبات قدم: ثبت ۱۰۰ شب مداوم، مرهون یک «هسته مرکزی بیادعا» بود که با ازخودگذشتگی فنی و مدیریتی، اجازه نداد میدان سرد شود.
تجربه گناباد ثابت کرد که خیابان، جایگاه اصلی دیپلماسی مردمی در زمان بحران است. مردم کف خیابان، با پرچمهایی در دست و عزمی راسخ، تا زمانی که نصرت نهایی و نابودی رژیم صهیونیستی محقق شود، همچنان با فرمان رهبری در صحنه باقی خواهند ماند. این الگوی ایستادگی تا پای جان، اکنون نه فقط بهعنوان یک خاطره، بلکه به عنوان سند بصیرت مردم گناباد در حافظه تاریخی کشور ثبت شده است.
انتهای خبر/
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نظر را شما بگذارید!