به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «صبح توس»؛ وارد روستا که میشوم شور و همهمهای به پاست؛ مردان پشتهای از شاخههای خشک درختان در دست دارند و زنان هم چادر به کمر بسته، نان میبرند، فضای روستا آکنده از بوی نان محلی است. درب تمام خانههای روستائیان باز است و در حیاطِ هر خانهای تعدادی از اهالی جمع شدهاند.
\r\nبه اولین خانهای که در مسیر راهم قرار دارد، وارد میشوم. در وسط حیاطِ خانه، باغچه بزرگی مملو از چندین درخت وجود دارد در سمت راست باغچه، کوههای از هیزم به چشم میخورد، در حال نظاره کردن حیاط هستم که دختری مرا به سمت «تنورخانه» (محلی که در آن تنور قرار دارد و نان در آنجا پخت میشود)، راهنمایی میکند. خداقوت گویان وارد «تنورخانه» میشوم. بانوان در حال پخت نان در تنورهای گِلی هستند. چله تابستان است و حرارت آتش و گرمای تنورخانه طاقتفرسا است.
\r\nدر این تنورخانه دو تنور گِلی وجود دارد که در یک قسمت از تنورخانه سه نفر از بانوان روستا در حال زواله کردن و آماده کردن خمیرها هستند. یکی از بانوان، زوالهها را به خانمی که در حال پخت نان است، میرساند و خانم نانوا هم پس از پهن کردن نان بر روی سبد حصیری مانندی که رویش را با چندین پارچه پوشانده و مرتب کردهاند، به اصطلاح زواله پهن شده خمیر را به دیواره تنور میزند و پس از این کار نانی که پخته شده را از تنور بیرون میآورد. فضا آکنده از نان داغ است...
\r\nاز خانمی که در حال پخت نان است، میپرسم، چرا این همه زواله خمیر را آماده کردهاید؟ اصلا این همه نان را برای چه مراسمی آماده میکنید؟ میگوید: این نانها قرار است پذیرای زائران حسینی باشد. تمام اهالی روستا از دیروز برای خدمت به زائران پیاده اربعین، پای کار آمدهاند و در حال پخت نان سنتی برای زائران پیاده امام حسین علیهالسلام هستند.
\r\nخاله مریم از عنفوان جوانی، پای تنور خانهشان، پخت نان را از مادر خدابیامرزش یاد گرفته، حالا 50 سال از آن زمان میگذرد و حاصل اندوختهاش را نذر کرده، نذر زائران اربعین حسینی.
\r\nاو هر از گاهی به خاطر دیسک کمرش، چند دقیقهای مینشیند و سپس دوباره پای تنور میآید تا کار را ادامه دهد.
\r\nخاله مریم ادامه میدهد: چند سالی است دیسک کمر دارم و نمیتوانم زیاد سرپا بایستم اما حالا که حرف از امام حسین(ع) و خدمت به زائران سیدالشهدا است، کمردرد برایم معنایی ندارد و به مدد ارباب بیکفن، بعد از نماز صبح پای تنور ایستادهام و نان میپزم.
\r\nبه او میگویم با این شرایط جسمانی که دارید، آقا از شما انتظار ندارند که خود را اینگونه خسته کنید، هنوز حرفم تمام نشده، میگوید: کار برای امام حسین علیهالسلام خستگی و درد نمیشناسد. خدا را شکر میکنم که آقا مرا به نوکری پذیرفته و میتوانم برای خدمت به زائرانش کار هر چند کوچکی انجام دهم.
\r\nگرمای طاقت فرسای تابستان، پخت نان را در کنار شعلههای آتش سختتر کرده، اما خاله مریم میگوید: عشق به اهلبیت علیهمالسلام و دستگاه سیدالشهدا، گرما و سرما نمیشناسد و در حالیکه اشک در چشمانش حلقه زده است، ادامه میدهد: گرما و حرارت این تنور داغ را به یاد بدن ارباب بیکفن و یارانش که چند روز زیر آفتاب سوزان کربلا بودند، تحمل میکنیم.
\r\nیکی از بانوانی که در تنورخانه در حال کمک کردن است، معلم قرآن روستاست. او با صدای خوشی که دارد اشعاری را زمزمه میکند؛ نسیمی جان فزا میآید... بوی کربوبلا میآید/ بوی کربوبلا میآید...
\r\nو اشک از چشمان بانوان سرازیر میشود و همه ذکر یا حسین(ع) را زیر لب زمزمه میکنند و دلهایشان با نام سیدالشهدا آسمانی میشود.
\r\nیکی از بانوانی که در حال زواله کردن خمیرهاست، میگوید: متأسفانه من بنا به شرایطی، توفیق شرکت در پیادهروی اربعین حسینی را ندارم اما امروز برای کمک کردن به این خواهران آمدهام بلکه به واسطه اندک کمکی که میکنم در ثواب خدمت به زائران پیاده اربعین سهیم باشم. امیدوارم خودش این خدمت بیمنت را از همه ما قبول کند.
\r\nیکی دیگر از بانوان حاضر میگوید: ما در زمان جنگ هم، پشت خط مقدم به همراه سایر بانوان روستا تدارکات جنگ را برای رزمندگان آماده میکردیم، حالا وظیفه خود میدانیم قدمی هر چند کوچک برای زوار پیاده سیدالشهدا برداریم. آقا خودش میداند دلم برای کربلایش پر میکشد امیدوارم ما را بطلبد و بتوانیم در پیادهروی اربعین شرکت کنیم.
\r\nزهرا، دختر خاله مریم که در حال جمع کردن نانهای آماده است، میگوید: الحمدلله من توفیق داشتهام دو سال در پیادهروی اربعین حسینی شرکت کنم. حالوهوای پیادهروی خاص و متفاوت است. خستگی مسیر برای زائران معنایی ندارد. در طول مسیر، موکبهای بسیاری وجود دارد که به انبوه عاشقان طریقِ عشق خدمترسانی میکنند، اهالی روستای ما هم چندسالی است که با پخت نان سنتی سعی کردهاند سهمی هر چند کوچک در اقیانوس بیکران دلدادگی به سیدالشهدا داشته باشند.
\r\nمسئول بسیج خواهران روستای حصار شهرستان زبرخان در گفتگو با «صبح توس» میگوید: چند روزی است که اهالی این روستا شرایط را برای پختِ نان سنتی، جهت پذیرایی از شرکت کنندگان پیادهروی اربعین آماده میکنند که از دیروز کار پخت نان در این روستا آغاز شده است.
\r\nفاطمهبیگم موسوی ادامه میدهد: کار پخت نان در روستا از بعد نماز صبح آغاز و تا اذان مغرب و عشاء ادامه دارد.
\r\nسرپرست بسیج خواهران شهرستان زبرخان نیز در گفتگو با «صبح توس» میگوید: بیش از 10 سال است که اهالی نیکاندیش و ولایی روستای حصار، دست به دست هم دادهاند و برای خدمترسانی به زائران اربعین حسینی، نان سنتی آماده میکنند.
\r\nزهرا رحمتی ادامه میدهد: نانها توسط بانوان در 25 تنور آتشی این روستا پخت و آماده میشود و کار جمعآوری هیزم نیز با مردان روستا است.
\r\nوی بیان میکند: به همت خادمان پرتلاش و مخلص سیدالشهدا در طی دو روز بیش از 20 هزار قرصِ نان برای پذیرایی از زائران سیدالشهدا در موکب سلسلهالذهب نیشابور بزرگ که در عمود 1097 مستقر است، آماده میشود.
\r\nسرپرست بسیج خواهران شهرستان زبرخان با اشاره به اینکه بیش از 100 بانوی روستای حصار در مراحل مختلف آماده کردن خمیر و زوالهها و پخت و جمعآوری نان مشارکت دارند، ادامه میدهد: کار پخت نانها طی دو روز انجام میشود و پس از اتمام کار، این نانها توسط مسئولان موکب سلسلهالذهب بارگیری و آماده ارسال به کشور عراق میشود.
\r\nرحمتی با بیان اینکه وفاق و همدلی در بین اهالی با اخلاص روستا حرف اول را میزند، میگوید: معیار این خدمترسانی عشق به سیدالشهداست، عشق و ارادت به امام حسین علیهالسلام کوچک و بزرگ نمیشناسد و خادمان کوچک امام حسین(ع) نیز برای بستهبندی نانها همراهی و کمک میکنند.
\r\nانتهای خبر/
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نظر را شما بگذارید!