به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «صبح توس»؛ حجت‌الاسلام غلام‌حیدر حیدری طلبه آزاده و جانباز تایبادی در یادداشتی نوشت:

اگر بنا بود با جوانی از نسل امروز روبه‌رو شوم؛ جوانی هوشمند، پرسشگر، غوطه‌ور در جهان رسانه‌های پرسرعت و فارغ از شعارهای کلیشه‌ای، روایت خود را نه با توصیف باروت و گلوله، بلکه با «انسان‌شناسی زیسته در شرایط حدی» آغاز می‌کردم. جوان امروز بیش از تقدیس غلوآمیز، نیازمند حقیقت، معنا و درک کارکرد تجربه‌های گذشته برای ساختن زندگی امروز و فردای خویش است.

نخستین محور این روایت، عبور از حادثه‌نگاری و توجه به روان‌شناسی تاب‌آوری و آستانه تحمل انسان است

یکی از مسائل مهم نسل امروز، مواجهه با فشارها، بحران‌ها و ابهامات زندگی است. از این منظر، اسارت را نه صرفاً به‌عنوان سوگواره‌ای از مظلومیت، بلکه به‌عنوان عرصه‌ای برای شناخت توانمندی انسان در دشوارترین شرایط روایت می‌کردم؛ اینکه انسان چگونه در حصار، شکنجه، محرومیت و بی‌خبری از آینده توانست از فروپاشی جلوگیری کند و به زندگی ادامه دهد.

در چنین شرایطی، قدرت معنابخشی به رنج، نقشی اساسی در حفظ توان و امید انسان داشت. آنچه جسم رنجور اسیر را در بسیاری از لحظات سرپا نگه می‌داشت، صرفاً توان فیزیکی نبود، بلکه معنا و باوری بود که او برای رنج و مقاومت خویش قائل می‌شد. این تجربه را می‌توان جلوه‌ای عینی از نقش معنا در تاب‌آوری انسان دانست؛ با این تفاوت که این معنا برای انسان مؤمن، بر پایه ایمان، امید و کرامت انسانی استوار بود.

محور دوم، اسارت به‌مثابه جامعه‌ای کوچک و نمونه‌ای از مدنیت اخلاقیست

اردوگاه‌های اسارت، در شرایطی که نظام حقوقی بیرونی و حمایت اجتماعی معمول وجود نداشت، عرصه‌ای برای شکل‌گیری نوعی زیست جمعی بود. اسرا برای تأمین بهداشت، آموزش، توزیع امکانات محدود و حل اختلافات، ناگزیر به ایجاد نظم و همکاری در میان خود بودند و همین مسئله ظرفیت انسان برای سازمان‌دهی اجتماعی در شرایط بحران را نشان می‌داد.

از سوی دیگر، انسان‌هایی با لهجه‌ها، طبقات اجتماعی، روحیات و سطوح اعتقادی متفاوت در یک محیط محدود در کنار یکدیگر زندگی می‌کردند. تحمل تفاوت‌ها، رعایت حقوق دیگران، صبوری، مدارا و مدیریت تعارض، بخشی از الزامات چنین زندگی جمعی بود و می‌توانست الگویی برای روابط انسانی، اجتماعی و خانوادگی در جامعه امروز باشد.

محور سوم، جنگ اراده‌ها و ذهن‌ها در کنار جنگ سلاح‌هاست

برای جوانی که امروز با حجم گسترده‌ای از پیام‌های رسانه‌ای و تلاش برای اثرگذاری بر ادراک و ذهن انسان مواجه است، باید توضیح داد که در اردوگاه اسارت نیز یکی از مهم‌ترین عرصه‌های نبرد، ذهن و هویت اسیر بود. بعثی‌ها و منافقین تلاش می‌کردند هویت، عزت‌نفس و امید اسرا را تضعیف کنند و آنان را به افرادی منفعل و پشیمان تبدیل سازند.

در برابر این فشار، حفظ هویت و استقلال فکری به شیوه‌های مختلف دنبال می‌شد. آموزش زبان، حفظ اشعار، برگزاری جلسات پنهانی تفسیر و بازخوانی تاریخ، تنها فعالیت‌های فرهنگی نبود، بلکه بخشی از تلاش اسرا برای حفظ سلامت فکری، هویت و استقلال اندیشه به شمار می‌رفت. آنجا آموختیم که اگر کنترل ذهن خود را به دشمن نسپاری، حتی با پاهای زنجیرشده نیز می‌توانی آزادی درونی خود را حفظ کنی.

محور چهارم، پرهیز از دوقطبی‌سازی

انسان‌ها به‌صورت فرشته و شیطان و توجه به واقعیت انسانی شخصیت‌های دوران دفاع مقدس است. یکی از آسیب‌های روایت تاریخ دفاع مقدس، ارائه تصویری دست‌نیافتنی و دور از تجربه واقعی انسان‌هاست. برای نسل امروز باید از انسان‌هایی سخن گفت که ترسیدند، گاهی دچار تردید شدند، خسته شدند و درد کشیدند، اما در بزنگاه‌ها انتخاب کردند که بر اصول اخلاقی و انسانی خود پایبند بمانند.

شجاعت به معنای نبود ترس نیست؛ بلکه به معنای ایستادگی بر اصول اخلاقی و انسانی، با وجود ترس و فشار است. چنین روایتی می‌تواند این پیام را برای جوان امروز داشته باشد که انسان، حتی با وجود ضعف‌ها، نگرانی‌ها و چالش‌های زندگی، می‌تواند در موقعیت خود مسئولانه عمل کند و در برابر دشواری‌ها کرامت و اصول انسانی خویش را حفظ کند.

در نهایت، باید پیام دفاع مقدس و اسارت را از گذشته به زندگی امروز پیوند زد. جنگ و اسارت برای نسل‌های گذشته پایان یافت، اما هر انسانی ممکن است در زندگی خود با شرایطی از تنهایی، فشار، بحران یا بن‌بست مواجه شود.

پرسش اساسی این نیست که چرا انسان در چنین شرایطی قرار گرفته است؛ بلکه این است که با این وضعیت چگونه مواجه می‌شود و آیا آن را به عاملی برای فرسودگی و تباهی تبدیل می‌کند یا از آن برای شناخت خویشتن، بازسازی و رشد استفاده خواهد کرد.

از این منظر، دفاع مقدس و اسارت تنها بخشی از تاریخ گذشته نیست، بلکه می‌تواند به‌عنوان دانشی برای زیستن در بحران، صیانت از کرامت انسانی در اوج محرومیت و هنر تاب‌آوری معنا‌محور روایت شود؛ روایتی عقلانی، صادقانه و ناظر به مسائل واقعی زندگی نسل امروز که به جای فاصله گرفتن از دغدغه‌های جوانان، تجربه گذشته را در خدمت فهم بهتر زندگی امروز و ساختن آینده قرار دهد.

انتهای خبر/