به گزارش خبرنگار سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «صبح توس»؛ ترکمنستان در روزهای ۱۶ و ۱۷ مهر ۱۴۰۵ میزبان دو رویداد مهم منطقهای بود؛ اجلاس شورای سران کشورهای مستقل مشترکالمنافع و نشست فوقالعاده سران کشورهای ساحلی دریای خزر با محوریت محیطزیست و حضور رئیسجمهور ایران در این نشستها، بهویژه شرکت برای نخستینبار در اجلاس سران کشورهای مستقل مشترکالمنافع در جایگاه مهمان ویژه، از منظر دیپلماسی منطقهای اهمیت داشت. ایران اگرچه عضو این مجموعه نیست، اما به دلیل موقعیت جغرافیایی، ظرفیتهای ترانزیتی، منابع انرژی و ارتباطات تاریخی و فرهنگی با کشورهای منطقه، از بازیگران مؤثر در معادلات اقتصادی و ارتباطی اوراسیا به شمار میرود.
در شرایطی که تحریمهای خارجی، محدودیتهای تجاری و دشواریهای اقتصادی، هزینههای قابلتوجهی بر کشور تحمیل کرده است، گسترش روابط با همسایگان میتواند بخشی از ظرفیتهای مغفولمانده اقتصاد ایران را فعال کند.
البته دیپلماسی منطقهای زمانی برای مردم معنا پیدا میکند که نتایج آن از سالن اجلاس و میز مذاکرات فراتر برود؛ افزایش مبادلات تجاری، تسهیل صادرات، توسعه مسیرهای ترانزیتی، ایجاد فرصتهای شغلی و کاهش هزینههای مبادله، از جمله شاخصهایی است که میتوان بر اساس آنها میزان موفقیت چنین سفرهایی را ارزیابی کرد.
پوتین و پزشکیان؛ همکاری راهبردی در آزمون عمل
یکی از مهمترین برنامههای رئیسجمهور ایران در ترکمنستان، دیدار با ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، بود؛ دیداری که در آن، روابط دوجانبه و راههای توسعه همکاریهای اقتصادی و راهبردی دو کشور مورد بررسی قرار گرفت.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، دو طرف در این دیدار بر گسترش همکاریها در حوزههای انرژی، کشاورزی، حملونقل و تجارت تأکید کردند و ضرورت تسریع در تکمیل پروژههای مشترک و اجرای توافقهای پیشین را مورد توجه قرار دادند.
روابط تهران و مسکو در سالهای اخیر به یکی از محورهای مهم سیاست خارجی ایران تبدیل شده است. همکاری در حوزه انرژی، توسعه کریدورهای ترانزیتی و افزایش مبادلات اقتصادی، ظرفیتهایی هستند که در صورت اجرای توافقها میتوانند به تقویت موقعیت اقتصادی دو کشور کمک کنند.
بااینحال، در ارزیابی روابط با روسیه نیز نباید از یک اصل اساسی غافل شد: روابط راهبردی زمانی ارزش واقعی پیدا میکند که منافع متقابل کشورها در عمل تأمین شود.
برای ایران، توسعه همکاری با روسیه باید به افزایش ظرفیتهای تولیدی، گسترش بازارهای صادراتی، تکمیل مسیرهای حملونقل و تقویت توان اقتصادی کشور منجر شود. در مقابل، هرگونه وابستگی یکطرفه که قدرت تصمیمگیری مستقل کشور را محدود کند، با منافع بلندمدت ایران سازگار نخواهد بود.
از سوی دیگر، در شرایط بحرانهای منطقهای و بینالمللی، گفتوگو با مسکو میتواند زمینهای برای تبادل دیدگاهها و پیگیری راهکارهای سیاسی فراهم کند. پوتین در دیدار با پزشکیان از تلاشهای دیپلماتیک ایران برای حلوفصل مسالمتآمیز بحرانهای منطقهای حمایت کرد و آمادگی روسیه برای کمک به پیشبرد این روند را مطرح ساخت.
درنهایت، آنچه جایگاه این رابطه را مشخص میکند، نه صرفاً تعداد دیدارهای سران، بلکه میزان پایبندی طرفین به توافقها و نتایج ملموس همکاریهای دوجانبه خواهد بود.
ارمنستان؛ همسایهای با ظرفیتهای اقتصادی و ترانزیتی
پزشکیان در حاشیه اجلاس ترکمنستان با نیکول پاشینیان، نخستوزیر ارمنستان، نیز دیدار و گفتوگو کرد؛ دیداری که بر ضرورت تقویت اعتماد متقابل، توسعه روابط دوجانبه و افزایش همکاریهای دو کشور متمرکز بود.
رئیسجمهور ایران با اشاره به ظرفیتهای گسترده همکاری میان تهران و ایروان، بر ضرورت افزایش تعاملات در حوزههای مختلف تأکید کرد و آمادگی کشورمان برای توسعه مناسبات با ارمنستان را مورد توجه قرار داد.
اهمیت این رابطه برای ایران صرفاً به همسایگی جغرافیایی محدود نمیشود. ارمنستان میتواند در توسعه ارتباطات اقتصادی ایران با قفقاز جنوبی و گسترش مسیرهای تجاری منطقه نقش داشته باشد.
در شرایطی که دسترسی به بازارهای جدید و تنوعبخشی به مسیرهای صادراتی اهمیت فزایندهای یافته است، تقویت روابط با ایروان میتواند بخشی از برنامه ایران برای گسترش همکاریهای منطقهای باشد.
بااینحال، بهرهبرداری از این ظرفیتها به پیگیری توافقهای اقتصادی، رفع موانع تجاری و ایجاد سازوکارهای پایدار برای همکاری نیاز دارد. صرف تأکید بر دوستی و همسایگی، بدون برنامه اجرایی و زمانبندی مشخص، نمیتواند به توسعه پایدار روابط اقتصادی منجر شود.
جمهوری آذربایجان؛ ضرورت تقویت روابط همسایگی
دیدار پزشکیان با الهام علیاف، رئیسجمهور جمهوری آذربایجان، از دیگر برنامههای مهم این سفر بود.
در این دیدار، طرفین درباره آخرین وضعیت روابط دوجانبه و راههای گسترش همکاریهای مشترک گفتوگو کردند. توسعه روابط اقتصادی و تجاری، همکاریهای ترانزیتی، تسریع اجرای توافقهای پیشین و تقویت تعاملات منطقهای از محورهای مورد توجه دو طرف بود.
ایران و جمهوری آذربایجان به واسطه همسایگی، پیوندهای تاریخی و فرهنگی و قرارگرفتن در مسیرهای مهم ارتباطی منطقه، از ظرفیتهای قابلتوجهی برای توسعه همکاری برخوردارند.
گسترش مبادلات تجاری، تسهیل رفتوآمدهای اقتصادی و توسعه مسیرهای حملونقل میتواند به تقویت منافع مشترک دو کشور کمک کند. در این میان، ثبات در روابط سیاسی نیز اهمیت ویژهای دارد؛ چراکه اختلافات حلنشده و بیاعتمادی میتواند مانعی در مسیر استفاده از ظرفیتهای اقتصادی و ترانزیتی باشد.
برای جمهوری اسلامی ایران، حفظ روابط سازنده با همسایگان شمالی باید بر پایه احترام متقابل، حفظ منافع ملی و پرهیز از تنشهای غیرضروری دنبال شود.
در چنین چارچوبی، پیگیری توافقهای مشترک و تبدیل گفتوگوهای سیاسی به برنامههای اقتصادی مشخص، مهمترین معیار سنجش موفقیت روابط تهران و باکو خواهد بود.
ترکمنستان؛ همسایگی که باید به همکاری اقتصادی تبدیل شود
میزبانی ترکمنستان از این اجلاسها، فرصتی برای گفتوگوی مستقیم پزشکیان با سردار بردیمحمداف، رئیسجمهور این کشور، فراهم کرد.
دو رئیسجمهور در این دیدار درباره راههای توسعه مناسبات سیاسی، اقتصادی و تجاری تهران و عشقآباد تبادل نظر کردند و بر ضرورت تسریع در اجرای پروژههای مورد توافق و بهرهگیری از ظرفیتهای مشترک تأکید داشتند.
همکاری کشورهای ساحلی دریای خزر و مسائل مرتبط با حفاظت از محیطزیست این پهنه آبی نیز از دیگر محورهای مورد توجه دو طرف بود.
ترکمنستان به دلیل همسایگی با ایران و برخورداری از ظرفیتهای انرژی و تجاری، جایگاه مهمی در روابط منطقهای کشورمان دارد. توسعه مبادلات اقتصادی با عشقآباد میتواند در تقویت تجارت مرزی، گسترش ارتباطات منطقهای و استفاده بهتر از ظرفیتهای حملونقل مؤثر باشد.
بااینحال، تحقق این اهداف مستلزم رفع موانع موجود، تسهیل مبادلات، پیگیری پروژههای مشترک و ایجاد سازوکارهای پایدار برای همکاری اقتصادی است.
در این میان، همزمانی دیدار دو رئیسجمهور با اجلاس محیطزیستی خزر نیز اهمیت ویژهای داشت؛ زیرا آینده این پهنه آبی، علاوه بر مسائل زیستمحیطی، با منافع اقتصادی و معیشتی کشورهای ساحلی گره خورده است.
سازمان همکاری شانگهای؛ مقابله با یکجانبهگرایی از مسیر همکاری منطقهای
پزشکیان در جریان سفر به ترکمنستان با دبیرکل سازمان همکاری شانگهای نیز دیدار و گفتوگو کرد.
محور اصلی این رایزنیها، تقویت همکاریهای چندجانبه و استفاده از ظرفیت سازمانهای منطقهای برای توسعه مناسبات میان کشورهای عضو و شرکای آنها بود.
در مواضع مطرحشده از سوی رئیسجمهور ایران، بر ضرورت حفظ استقلال تصمیمگیری سازمانهای منطقهای و جلوگیری از تأثیرگذاری سیاستهای یکجانبه قدرتهای خارجی بر روند همکاریهای چندجانبه تأکید شد.
سازمان همکاری شانگهای از منظر سیاست خارجی ایران، یکی از بسترهای مهم برای گسترش ارتباطات منطقهای و توسعه همکاری در حوزههای اقتصادی، امنیتی و سیاسی محسوب میشود.
در دنیایی که تحریمها و فشارهای سیاسی میتوانند روابط اقتصادی کشورها را تحت تأثیر قرار دهند، همکاریهای چندجانبه این ظرفیت را دارند که مسیرهای تازهای برای تجارت و تعامل اقتصادی ایجاد کنند.
بااینحال، عضویت در سازمانهای منطقهای بهتنهایی تضمینکننده منافع اقتصادی نیست. ایران برای بهرهبرداری مؤثر از این ظرفیتها، به دیپلماسی فعال اقتصادی، برنامهریزی دقیق و پیگیری مستمر توافقها نیاز دارد.
معیار موفقیت این همکاریها آن است که ظرفیت سیاسی سازمانهای منطقهای به فرصتهای واقعی برای تولید، تجارت، سرمایهگذاری و تقویت جایگاه اقتصادی ایران تبدیل شود.
اجلاس کشورهای مستقل مشترکالمنافع؛ پیشنهاد ایران برای همکاری گستردهتر
یکی از بخشهای مهم سفر پزشکیان، سخنرانی در اجلاس سران کشورهای مستقل مشترکالمنافع بود؛ نشستی که رئیسجمهور ایران در آن، بر اهمیت تقویت همکاریهای منطقهای و توسعه ارتباطات اقتصادی میان کشورهای منطقه تأکید کرد.
پزشکیان حضور ایران در جایگاه مهمان ویژه این اجلاس را فرصتی برای تقویت پیوندهای موجود و گشودن فصل جدیدی از همکاریها دانست.
وی با اشاره به موقعیت جغرافیایی ایران، بر نقش کشورمان در اتصال آسیای مرکزی و اوراسیا به آبهای آزاد تأکید کرد و ظرفیت بنادر جنوبی ایران، بهویژه چابهار، را برای گسترش ارتباطات منطقهای مورد توجه قرار داد.
رئیسجمهور همچنین پیشنهاد ایجاد سازوکار کشورهای مستقل مشترکالمنافع بهعلاوه ایران را مطرح کرد؛ پیشنهادی که هدف آن، فراهمکردن بستری منعطف برای توسعه همکاریها در حوزههایی مانند ترانزیت، انرژی، تجارت، معدن، سرمایهگذاری، فناوری، آب، محیطزیست، گردشگری و ارتباطات علمی و فرهنگی است.
این پیشنهاد از منظر اقتصادی اهمیت دارد؛ زیرا ایران میتواند با استفاده از موقعیت جغرافیایی خود، بخشی از مسیر ارتباطی کشورهای آسیای مرکزی با بازارهای جنوبی و آبهای آزاد باشد.
توسعه چنین همکاریهایی، در صورت فراهمشدن زیرساختهای لازم، میتواند به افزایش درآمدهای ترانزیتی، تقویت تجارت خارجی و ایجاد فرصتهای جدید اقتصادی منجر شود.
از سوی دیگر، رئیسجمهور در سخنان خود بر ضرورت گسترش سازوکارهای مالی و تجاری منطقهای برای تسهیل مبادلات میان کشورها تأکید کرد.
پیام اصلی این رویکرد آن است که کشورهای منطقه برای تقویت اقتصاد خود نباید صرفاً به مسیرهای محدود و ارتباطات یکجانبه وابسته باشند؛ بلکه میتوانند با توسعه همکاریهای متقابل، ظرفیتهای اقتصادی یکدیگر را تکمیل کنند.
البته پیشنهادهای مطرحشده زمانی به دستاورد تبدیل خواهند شد که کشورهای حاضر برای اجرای آنها برنامه مشخصی تدوین کنند. تعیین مسئولیتها، زمانبندی پروژهها، رفع موانع گمرکی و مالی و توسعه زیرساختهای حملونقل، از جمله اقداماتی است که میتواند این پیشنهاد را از سطح یک ایده دیپلماتیک به یک سازوکار عملی تبدیل کند.
خزر؛ از هشدار درباره کاهش آب تا ضرورت اقدام مشترک
دومین محور مهم سفر رئیسجمهور ایران، حضور در نشست فوقالعاده سران کشورهای ساحلی دریای خزر با موضوع محیطزیست بود.
پزشکیان در این نشست با اشاره به کاهش مستمر سطح آب دریای خزر، تغییرات اقلیمی، افزایش دمای هوا و آب، آلودگیهای نفتی و صنعتی، تخریب زیستگاههای طبیعی و کاهش ذخایر آبزیان، نسبت به پیامدهای ادامه این روند هشدار داد.
رئیسجمهور تأکید کرد که هیچیک از کشورهای ساحلی بهتنهایی قادر به حل مشکلات خزر نیست و مقابله با این بحران به همکاری مشترک کشورهای منطقه نیاز دارد.
وی همچنین با استقبال از تصمیم اجلاس برای تشکیل کمیسیون عالی متشکل از معاونان رؤسای دولتهای ساحلی، پیشنهاد تدوین و اجرای یک برنامه منطقهای بلندمدت برای مقابله با کاهش سطح آب خزر را در چارچوب کنوانسیون تهران مطرح کرد.
بر اساس پیشنهاد مطرحشده، پایش علمی مشترک، مقابله با آلودگیهای دریایی، حفاظت از تنوع زیستی، سازگاری زیرساختهای ساحلی و بنادر با تغییرات آینده، احیای تالابها و زیستگاههای حساس و حمایت از جوامع محلی و فعالان شیلات، باید در کانون اقدامات مشترک قرار گیرد.
اهمیت این موضوع برای مردم، فراتر از حفاظت از یک پهنه آبی است.
کاهش سطح آب خزر میتواند فعالیتهای بندری، حملونقل دریایی، شیلات، گردشگری و معیشت جوامع ساحلی را تحت تأثیر قرار دهد. ازاینرو، مقابله با این بحران نهفقط یک ضرورت زیستمحیطی، بلکه بخشی از حفاظت از منافع اقتصادی و اجتماعی کشورهای منطقه است.
پزشکیان در این نشست بر ضرورت همکاری علمی و منطقهای تأکید کرد و خواستار آن شد که محیطزیست به عرصهای برای همکاری و اعتمادسازی میان کشورهای ساحلی تبدیل شود.
در این میان، کنوانسیون تهران بهعنوان چارچوب حقوقی مشترک کشورهای ساحلی برای حفاظت از محیطزیست دریای خزر، میتواند زمینه پیگیری تعهدات و تدوین برنامههای مشترک را فراهم کند.
بااینحال، مسئله اصلی همچنان پابرجاست: آیا هشدارهای مطرحشده و پیشنهادهای ارائهشده به اقدامات اجرایی، تأمین منابع مالی و برنامهای قابلاندازهگیری منجر خواهند شد؟
پاسخ این پرسش، اهمیت واقعی اجلاس را مشخص میکند.
دستاوردهای سفر؛ از فرصت دیپلماتیک تا آزمون نتیجهگیری
سفر پزشکیان به ترکمنستان را میتوان از چند منظر مورد ارزیابی قرار داد.
نخست، حضور ایران در اجلاس سران کشورهای مستقل مشترکالمنافع، فرصتی برای تقویت ارتباطات سیاسی و اقتصادی با کشورهای منطقه فراهم کرد. پیشنهاد کشور های مستقل مشترکالمنافع + ایران یا «CIS+1» نیز نشان داد که تهران به دنبال گسترش همکاریها فراتر از چارچوبهای محدود دوجانبه است.
دوم، دیدار با رئیسجمهور روسیه و گفتوگو با مقامهای ارمنستان، جمهوری آذربایجان و ترکمنستان، امکان بررسی مستقیم مسائل دوجانبه و پیگیری ظرفیتهای مشترک اقتصادی و ترانزیتی را فراهم ساخت.
سوم، طرح پیشنهاد ایران درباره کاهش سطح آب خزر، بر ضرورت همکاری منطقهای برای مقابله با یکی از مهمترین چالشهای زیستمحیطی کشورهای ساحلی تأکید کرد.
چهارم، دیدار با دبیرکل سازمان همکاری شانگهای و تأکید بر تقویت چندجانبهگرایی، بار دیگر اهمیت سازمانهای منطقهای را در سیاست خارجی ایران برجسته ساخت.
بااینحال، باید میان دستاورد دیپلماتیک و نتیجه اقتصادی تفاوت قائل شد. برگزاری دیدارها، بیان مواضع مشترک و ارائه پیشنهادها، بهخودیخود به معنای تحقق اهداف اقتصادی یا حل مشکلات کشور نیست.
برای ارزیابی دقیقتر این سفر، باید در ماههای آینده مشخص شود که چه میزان از توافقهای مطرحشده به مرحله اجرا رسیده، چه پروژههایی پیشرفت کرده، چه موانعی از مسیر تجارت منطقهای برداشته شده و چه اقداماتی برای مقابله با بحران خزر آغاز شده است.
درنهایت، اهمیت سفر رئیسجمهور به ترکمنستان را باید در پیوند میان دیپلماسی و زندگی مردم جستوجو کرد. تقویت روابط با همسایگان، توسعه تجارت، ایجاد مسیرهای جدید ترانزیتی و حفاظت از محیطزیست منطقه، زمانی به موفقیت واقعی تبدیل میشود که آثار آن در اقتصاد کشور، فرصتهای شغلی و حفظ منابع طبیعی نمایان شود.
دیپلماسی زمانی به سرمایه ملی تبدیل میشود که از پشت میز مذاکرات به میدان عمل برسد؛ جایی که نتیجه توافقها نه با تعداد دیدارها و سخنرانیها، بلکه با میزان تحقق منافع کشور و بهبود شرایط زندگی مردم سنجیده میشود.
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نظر را شما بگذارید!