مادرم بعد ازمرگم گريه نكند و جلوی چشمان ضد انقلاب ودشمنان اسلام خود را شكسته و ناراحت نشان ندهد وهمانطور كه حضرت زينب در مقابل دشمنان اسلام ايستاد، بايستد وبرادران وخواهرانم را به صحنه مبارزه فراخواند وبه آنها دلدارى دهدتا آنها دل شكسته نشوند واز صحنه كنار بروند در اين باره كه از پدرم سخنى به ميان نياوردم براى اين بود كه در طولعمر وزندگيم از او چيزها ديده وياد گرفته ام كه يكى از آنها صبر ومقاومت درباره دشواريها بوده است كه نه اينكه اگر من را در راه خدا از دست بدهد، بلكه اگر تمام برادران وخواهران و تمام زندگىاش را در راه خدا از دست بدهد هيچ موقع احساس ناراحتى و دل شكستگى از خود نشان نمىدهد، نه اينكه هيچ احساسى نمىكند، بلكه مقاومتر از هميشه مى ايستد ومن پدرم را با صبرترين پدر ومردى كه درميان اقوام ما وجود دارد از پدرم نام مىبرد وبراى من افتخار بزرگى است كه او در ميان ما وحتى در ميان بيشتر كسانى كه من مىشناسم وجود دارد.
\r\nانتهای پیام/
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نظر را شما بگذارید!