به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «صبح توس»، سالانه عاشقان بسیاری دلداده مبانی دین مبین اسلام میشوند و شهادتین گفته و اسلام را با جان و دل میپذیرند. اینها همچون تشنگانی هستند که پس از عمری ماندن در کویر، به چشمهای جوشان و خروشان میرسند، اینها همان زرگران و گوهریهایی هستند که قدر زر و گوهر را خوب میدانند.
\r\nندای حق را با گوش جان شنفتهاند و لبیکگویان پا در وادی اسلام نهادهاند اما در این وادی با مشکلات و چالشهایی رو به رو میشوند و گاهی نیاز به دست یاریگری دارند؛ حال این یاری میتواند در عرصه معنوی باشد و حتی مادی.
\r\nاما آیا ایران عزیز به عنوان مدینه فاضله تمام تازه مسلمانان و رهیافتگان، آن حمایت لازم را از آنان دارد یا خیر؟ آیا در بودجه دولت و نهادهای مذهبی و معنوی سهمی برای تازه مسلمانان در نظر گرفته شده است؟
\r\nبرای پاسخ به این سوالات به سراغ حمیدرضا اصفهانیزاده، رئیس اداره دیپلماسی شهری شهرداری مشهد و همسر زهرا گنزالس، رهیافتهای از آمریکا رفتهایم، او که خود چالشهای رهیافتگان را نه از دور، بلکه از نزدیک دیده و لمس کرده است که بخش اول را «لزوم ایجاد مرکز ملی برای حمایت از رهیافتگان» هفته گذشته منتشر کردیم.
\r\nدر حوزه دیپلماسی شهری، آیا دستور کاری برای حمایت از تازهمسلمانان (رهیافتگان) وجود دارد، ازجمله بودجه و قوانین حمایتی؟
\r\nمتأسفانه، در حال حاضر شهرداریها، بهویژه شهرداری مشهد، در این حوزه ورود نکرده و مأموریتی نیز در این زمینه ندارند.
همچنین معاونت فرهنگی شهرداری مشهد که پایتخت معنوی ایران محسوب میشود نیز تاکنون برنامه مشخصی برای رهیافتگان نداشته و در این زمینه اقدامی انجام نداده است چراکه این مهم جزو مأموریتهای مستقیم شهرداری و وزارت کشور نبوده است، و این دو مجموعه نه اجازه قانونی برای حمایت از رهیافتگان دارند و نه در این امر ورود کردهاند.
با توجه به اینکه شهرداریها مأموریت و اجازه قانونی برای ورود به این حوزه ندارند، آیا نیازی هست که دیپلماسی شهری، بهویژه در مشهد که به نام «مشهدالرضا» شناخته میشود و شهری مذهبی محسوب میشود، در این زمینه ورود کند؟
\r\nقطعاً چنین نیازی وجود دارد، زیرا در این زمینه باید نهادی یا چند نهاد ورود کرده و حمایتهای لازم را ارائه دهند. شهرداری، بهویژه در حوزه دیپلماسی شهری، میتواند نقش داشته باشد. اما از نظر قانونی، به دلیل جنبههای مالی و بودجهای این کار، هنوز چنین حوزهای برای شهرداری تعریف نشده است.
\r\nآیا در حال حاضر برنامهای برای حمایت از تازهمسلمانان در دستور کار وجود دارد؟
\r\nدر حال حاضر، برنامهای برای حمایت از تازهمسلمانان در دستور کار نیست. البته، ازآنجاکه دیپلماسی شهری مشهد بهتازگی راهاندازی شده «حدود یک سال است که فعالیت میکند»، شاید در آینده اقداماتی در این زمینه انجام شود. درباره آستان قدس رضوی نیز اطلاعات دقیقی در دست نیست، اما بعید به نظر میرسد که برنامه مشخصی برای حمایت از تازهمسلمانان داشته باشد. معمولاً این افراد را به زیارت حرم امام رضا (ع) میبرند و آنجا شهادتین گفته و به دین مبین اسلام مشرف میشوند، اما اینکه آیا این ارتباط پس از مسلمان شدن ادامه پیدا میکند یا خیر، مشخص نیست.
\r\nآیا مشهد ظرفیت لازم برای حمایت از تازهمسلمانان را دارد و آیا برنامهریزی سیستماتیکی در این زمینه وجود دارد؟
\r\nمشهد برای ترویج دین مبین اسلام ظرفیت بسیار بالایی دارد. اما بررسی سوابق افراد مشرف شده به دین مبین اسلام نشان میدهد که گرایش به اسلام عمدتاً بهصورت فردی و بدون برنامهریزی نظاممند انجام شده است و هیچ ساختار سازمانیافتهای برای این منظور وجود نداشته است.
\r\nدر مسیحیت، بهویژه کلیسای کاتولیک، افراد بهصورت حرفهای برای تبلیغ آموزش میبینند و بودجههای مشخصی به این امر اختصاص مییابد. بهعنوان مثال، مبلغان مذهبی بهصورت فعال به در خانهها مراجعه میکنند. اما در ایران، تبلیغ اسلام در خارج از کشور بهصورت سازمانیافته انجام نمیشود. اگرچه برخی طلبهها بهصورت فردی برای تبلیغ به کشورهای دیگر میروند، اما حوزه علمیه به صورت نظاممند ساختاری مشابه کلیسای کاتولیک را برای ترویج دین مبین اسلام ندارد.
\r\nآستان قدس رضوی نیز این ظرفیت و جایگاه را دارد که با ایجاد یک سیستم سازمانیافته، افراد آموزشدیده و مسلط به زبانهای مختلف را به نقاط مختلف جهان اعزام کند تا تبلیغ اسلام را بهصورت هدفمند پیش ببرند. این نهاد میتواند بدون نیاز به حضور فیزیکی افراد خارجی در ایران، شبکهای بینالمللی برای معرفی اسلام ایجاد کند.
\r\nباید توجه داشت که دولت مأموریت و توانایی ترویج دین مبین اسلام را ندارند، اما آستان قدس رضوی و حوزههای علمیه میتوانند تبلیغ سازمانیافته اسلام را در برنامههای خود قرار دهند. هرچند اعزام طلبهها برای تبلیغ از سوی حوزههای علمیه انجام میشود، اما این اقدامات فاقد ساختار نظاممند و بودجهریزی مشخص، مشابه الگوی کلیسای کاتولیک است.
\r\nدر مسیحیت، کلیساها با تأسیس بیمارستانها و مراکز خدماتی در کشورهای فقیر، همزمان به تبلیغ دین میپردازند. نمونه تاریخی این رویکرد در مشهد، بیمارستان آمریکایی بود که علاوه بر خدمات درمانی، به تبلیغ مسیحیت نیز اقدام میکرد. این الگو میتواند برای نهادهای مذهبی ایران نیز الهامبخش باشد تا با ارائه خدمات اجتماعی، به ترویج اسلام بپردازند.
\r\nآیا تبلیغ اسلام بدون حمایت مالی امکانپذیر است؟
\r\nبرخی معتقدند تبلیغ اسلام بدون حمایت مالی ممکن است منجر به بازگشت فرد از دین شود. اما تبلیغ دین و حمایت مالی دو موضوع مجزا هستند. اگر هدف از کمکهای مالی جذب افراد فقیر به دین مبین اسلام باشد، این روش پایدار نیست، زیرا توانایی مالی برای حمایت بلندمدت از تازهمسلمانان وجود ندارد لذا ممکن است اگر فرد با هدف حمایت مالی، مسلمان شده باشد، پس از آنکه چتر حمایتی از روی سرش برداشته شود، دلزده شود اما راهکار پایدارتر، توانمندسازی افراد از طریق آموزش مهارتها یا ایجاد شغل پیش از گرایش به اسلام است.
\r\nاما این سوال مطرح میشود که چرا منابع مالی به جای حل مشکلات داخلی، صرف تبلیغ در خارج شود. بنابراین، هرگونه حمایت مالی باید با برنامهریزی دقیق و هدفمندی انجام شود تا از ایجاد مشکلات ثانویه جلوگیری گردد.
\r\nآیا باید بین یک تبعه خارجی غیرمسلمان و یک تبعه خارجی تازهمسلمان تفاوت قائل شد؟
\r\nبر اساس قوانین جمهوری اسلامی ایران، تبعیض بر پایه عقیده افراد مجاز نیست. تفاوت در برخورد تنها میتواند مرتبط با وضعیت اقامتی باشد مانند دسترسی به تسهیلات برای دارندگان اقامت. از نظر اصول اسلامی و حقوقی، تغییر دین فرد و عقاید او نباید باعث تفاوت در حقوق یا امتیازات او شود.
\r\nآیا نهادهای دولتی مانند وزارت امور خارجه برنامهای برای حمایت از تازهمسلمانان دارند؟
\r\nخیر، این انتظار از وزارت امور خارجه و نهادهای مشابه صحیح نیست. ماهیت این نهادها بیشتر حکومتی و دیپلماتیک است و وظایف آنها عمدتاً در خارج از مرزهای ایران تعریف شده است. برای مثال، وزارت امور خارجه بیشتر نقش هماهنگکننده در امور بینالمللی دارد و در داخل کشور، متولی اصلی اتباع، اداره اتباع است. حتی در مواردی مانند زندانی شدن یک تبعه خارجی در ایران، وزارت خارجه صرفاً واسط میان دولت ایران و کشور فرد تبعه است و دخالت مستقیم در امور داخلی ندارد.
\r\nمتأسفانه، در حال حاضر هیچ نهاد دولتیای دارای دستورالعمل مشخصی برای حمایت هدفمند از تازهمسلمانان نیست. برای مثال، دانشجویان خارجی در دانشگاههایی مانند فردوسی مشهد یا جامعهالمصطفی، با وجود تعداد قابل توجه، از نظام حمایتی یکپارچه برخوردار نیستند.
\r\nبسیاری از کارهایی که در کشور ما انجام نمیشود به دلیلی این است که کسی احساس نیاز نکرده است و ما باید با بحران مواجه شویم تا در پی رفع آن برآییم وگرنه وقف در اداره اوقاف را میتوان به سمت و سوی حمایت از تازه مسلمانان و رهیافتگان هدایت کرد.
\r\nتازهمسلمانان چه چالشهایی در زندگی شخصی خود تجربه میکنند؟
\r\nمهمترین چالش، تضاد هویتی است. یک تازهمسلمان معمولاً با چهار لایه هویتی مواجه میشود:
\r\n1. هویت جدید اسلامی
\r\n2. باورها و هویت دینی پیشین
\r\n3. فرهنگ کشور مبدأ
\r\n4. فرهنگ جامعه اسلامی میزبان بهویژه در ایران
\r\nاین تضادها ممکن است به تنشهای فردی و خانوادگی منجر شود.
\r\nمشهد بهلطف جایگاه معنوی و زیرساختهای موجود، ظرفیت تبدیل شدن به نقطه اتکایی برای تازهمسلمانان جهان را دارد. اما تحقق این آرمان، نیازمند خروج از رویکردهای سنتی و گذار به دیپلماسی مذهبی مدرن است؛ دیپلماسی که نه بر تبلیغ یکسویه، که بر پایه گفتوگو، توانمندسازی و ایجاد پیوندهای پایدار استوار باشد. تا زمانی که نهادهای مرتبط، از شهرداری تا آستان قدس رضوی، این موضوع را در اولویت برنامههای خود قرار ندهند، مشهد تنها در قامت یک «آرمانشهر رویایی» برای تازهمسلمانان باقی خواهد ماند، نه مدینه فاضلهای بر پایه واقعیت.
\r\nانتهای خبر/
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نظر را شما بگذارید!