به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «صبح توس»، سال گذشته وقتی برای اولین بار به خانه قدم گذاشتم، در سکوت راهروهای این مرکز صدای آرام گامهایی شنیده میشد که هر کدام داستانی از گذشتهای دور را با خود حمل میکرد. چهرههایی که گذر سالها بر آنها نقشی از تجربه و پختگی زده است، در گوشهای آرام نشستهاند و به نقطهای نامعلوم خیره شدهاند؛ شاید به خاطراتی که هنوز در دلهایشان زنده است.
\r\nدر برخی از اتاقها دو یا سه نفر از سالمندان در کنار هم به گپوگفت، مشغولند. بیان خاطراتی که چند سال از آن بیشتر نگذشته اما مرور آنها روحشان را صیقل میدهد و گاهی اشک در چشمانشان جمع میشود و گاهی خنده بر لبانشان مینشاند و پرسنل بسیار زحمتکشی که این پدران را به قول معروف با مهربانی و دلسوزی تروخشک میکنند.
\r\nخانه سالمندان جایی است که در آن، پدران و مادرانی که روزی ستونهای یک خانواده بودند، اکنون در انتظار دیداری کوتاه از عزیزانشان هستند. برخی از آنها با نگاههای پُر از امید و انتظار به در ورودی خیره میشوند، انگار هر لحظه ممکن است فرزندانشان را در آغوش بگیرند. اما برای برخی دیگر، این امید سالهاست که در سکوتی سرد رنگ باخته است.
\r\nبا این حال، در میان تمام این غم و دلتنگی، نور امیدی نیز در این خانه جریان دارد. پرستاران و کارکنان دلسوز، با لبخندهای مهربان و دستانی یاریرسان، سعی میکنند این فضا را گرمتر کنند. آنها شنوندهی قصههایی هستند که شاید دیگر کسی برای شنیدنشان وقت نداشته باشد. هر دست نوازشی که بر شانهای قرار میگیرد، تلخی تنهایی را برای لحظاتی کمرنگتر میکند.
\r\nاینجا هر سالمند، کتابی است پر از خاطرات؛ خاطراتی که در دل خود عشق، رنج، امید و دلتنگی را جای داده است. اینجا تنها یک مکان نیست، بلکه جهانی از احساسات است؛ دنیایی که در آن، گذشته و حال در هم پیوند خورده و نگاههای منتظر، راوی بیپایان داستانهایی از عشق و دلتنگی است.
امروز اما، فضای خانه سالمندان حال و هوای دیگری داشت. گروههای مختلفی از هنرمندان به اینجا آمدند تا لحظاتی شاد و مفرح را برای پدران و مادران این خانه رقم بزنند. نوای موسیقی، صدای خنده و کف زدنها در سالن پیچیده و چهرههایی که مدتها در سکوت بودند، با لبخندی از جنس شادی روشن شدند. هنرمندان با اجرای نمایشهای کوتاه، نواختن موسیقیهای خاطرهانگیز روحی تازه به این محیط بخشیدند. در گوشهای نیز هنرمند جوان خطاطی این شعر زیبا را مینگارد:
اگر مهری به دل دارم
\r\nاگرعشقی به سر دارم
\r\nیقیناً مادرم داده
\r\nو یا ارث از پدر دارم
\r\nچو مادر یاورم باشد
\r\nپدر باشد دعا گویم
\r\nنه از بیگانه بـاکم هست
\r\nنه پروا از خطر دارم
\r\nاین روز خاص، نهتنها لحظاتی شاد را برای آنها به ارمغان آورد، بلکه یادآور این است که هنوز هم عشق و هنر میتواند مرهمی بر زخمهای تنهایی باشد.
\r\nبه سراغ یکی از پدربزرگها که از ابتدای برنامه با دستان پرمهرش و کف زدن، هنرمندان را همراهی میکند، با او همکلام شده و از حال و هوایش میپرسم. در حالیکه اشک در چشمان جمع شده، میگوید: امروز روز خاطرهانگیزی است از آن روزهایی که احساس میکنم هنوز هم زندهام، هنوز هم کسی هست که برای لحظهای نگاهم کند و صدایم را بشنود. وقتی این جوانان با گیتار و آهنگ آمدند و شروع به خواندن کردند، انگار به سالهای جوانیام برگشتم. یاد روزهایی افتادم که در خانهمان، کنار خانواده، دور هم جمع میشدیم و با صدای موسیقی میخندیدیم.
\r\nیکی از مادربزرگها که دست نوهاش را با شوق در دست گرفته، بیان میکند: لحظاتی که امروز گذشت، برای من گوهری گرانبها بود. وقتی گروه سرود هیاهو در سکوت برای ما سرود بسیار زیبایی را اجرا کردند طوری ما را مخاطب قرار دادند که انگار دوباره مادری هستم که بچههایش دورش حلقه زدهاند. دلم برای آن روزها تنگ شده بود، ولی امروز برای چند ساعت دوباره حس کردم که مورد توجه هستم و کسی هست که به لبخندم اهمیت دهد.
\r\nوی ادامه میدهد: البته هر از گاهی پسر و نوهام به من سر میزنند اما خوب من هم یک مادر هستم و فراق و دوری فرزندانم، مرا از پای در میآورد اما چه کنم، شاید تقدیر اینگونه رقم خورده که سالیان باقی مانده عمر خود را در کنار دوستانی سپری کنم که اگرچه ممکن است در کنار خانوادهشان نباشند اما حالا اینجا ما یک خانواده هستیم و همدرد یگدیگر.
\r\nپدربزرگ دیگری میگوید: همیشه فکر میکردم که روزهایم در این خانه با سکوت و خاطرات کهنه سپری میشود، اما امروز فهمیدم که هنوز هم میتوانم بخندم. هنوز هم میتوانم با دیگران لحظهای خوش باشم. شاید روزی فرزندانم هم بیایند و ببینند که چطور دلتنگشان هستم، اما تا آن روز، لحظاتی مثل امروز دلخوشیهای من خواهند بود.
\r\nمدیر خانه سالمندان علی ابن ابیطالب نیشابور میگوید: امروز یکی از بهترین روزهای این خانه بود. دیدن چهرههای سالمندانی که با اجرای موسیقی و سرود و نمایش جان تازهای گرفتند، برای ما نیز دلگرمکننده است.
\r\nزهره دهنوی با اشاره به اینکه هدف ما همیشه این بوده که فضایی گرم و صمیمی برای عزیزانمان فراهم کنیم، ادامه میدهد: ما به مناسبتهای مختلف سعی میکنیم شادی و نشاط و سرزندگی را میهمان این خانه کنیم امروز هم به مناسبت میلاد دردانه امام حسین (ع) و در آستانه ماه پرفضیلت رمضان و عید نوروز تلاشمان بر این بود تا این عزیزان هم با خانه تکانیِ دل از ناامیدی و دلتنگی، لحظاتی به یادماندنی را در دفتر خاطرات خود ثبت کنند.
\r\nوی ادامه میدهد: خانه سالمندان علی ابن ابی طالب نیشابور، یک مؤسسه خیریه است که در سال ۱۳۸۳ با هدف نگهداری سالمندان آقا بهصورت شبانهروزی تأسیس شده است.
\r\nمدیر خانه سالمندان علی ابن ابیطالب (ع) نیشابور با اشاره به اینکه ظرفیت رسمی این مرکز، نگهداری از ۱۰۰ سالمند است، میگوید: در حال حاضر حدود ۹۰ سالمند پدر در این مرکز و ۹۵ سالمند مادر نیز در خانه سالمندان حضرت زهرا (س) نیشابور که همجوار این مرکز است، نگهداری میشوند.
\r\nدهنوی عنوان میکند: 60 درصد سالمندانی که در این مراکز نگهداری میشوند بومی شهرستان نیشابور بوده و مابقی این عزیزان از سایر شهرستانهای استان خراسان رضوی هستند.
\r\nوی میگوید: هزینههای این خانهها توسط مراکز خیریه و هیات امنایی با کمکهای مادی نقدی و غیرنقدی و معنوی مردم تأمین میشود.
\r\nدهنوی با اشاره به اینکه پرسنل این مراکز، این مادران و پدران را مانند پدر و مادران واقعی خود میدانند و با جان و دل به این عزیزان خدمترسانی میکنند، اظهار میکند: همیشه تلاش میکنیم که سالمندان احساس نکنند فراموش شدهاند و روزهایی مانند امروز، نشان میدهد که هنوز هم جامعه میتواند به آنها عشق بورزد. امیدوارم بتوانیم چنین رویدادهایی را بیشتر برگزار کنیم تا این عزیزان بدانند که هنوز هم جایگاه ارزشمندی در دل ما دارند.
\r\nو به راستی که نبودنهایى هست که هیچ بودنى جبرانشان نمیکند و آدمهایی هستند که هرگز تکرار نمیشوند مانند پدر و مادر.
\r\nانتهای خبر/
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نظر را شما بگذارید!