محمدجعفر یاحقی، در گفتگو باخبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی«صبح توس» ، با اشاره به جایگاه رفیع فردوسی و شاهنامه در فرهنگ ایرانی، اظهار کرد: فردوسی را نباید صرفاً ایراندوست یا وطنپرست نامید، بلکه او ایرانمنش و ایرانپناه است که مفهوم ایران را برای ما زنده کرده و نگهبانی از آن را تضمین کرده است.
وی افزود: هیچ کتابی به اندازه شاهنامه از ایران سخن نگفته و آن را گرامی نداشته است؛ نام ایران، ایرانیان و ایرانی حدود هزار بار در شاهنامه آمده پس شاهنامه کتاب ایران و فردوسی زننده کننده ی نام ایران است . به قول خود او :
که ایران چو باغی است خرم بهار شکفته همیشه گل کامکار
یاحقی در پاسخ به پرسشی درباره پیوند روحیه حماسی شاهنامه با ایستادگی و وفاداری مردم امروز ایران، بیان کرد: فردوسی تمام عمر خود را وقف دفاع از کیان تاریخی ایران کرده و شاهنامه اساساً برای دفاع از موجودیت ایران پدید آمده است. هر کسی که به هر نحو از ایران و ایرانیت دفاع کرده و میکند، در راه فردوسی گام نهاده است.
وی در خصوص تصویر شاهنامه از دفاع از سرزمین، حفظ هویت ملی و مسئولیتپذیری در برابر ایران، توضیح داد: فردوسی به ما میآموزد که ایران را بشناسیم و به آن عشق بورزیم، همانطور که یک عاشق شیدا از محبوب خود دست برنمیدارد.
این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه جانفشانیهای ملت امروز ایران جلوهای از آموزههای ایرانگرایانه فردوسی است، درباره پیام وطندوستی، همبستگی و پایداری که میتوان از شاهنامه گرفت، گفت: پیام روشن آن در این بیت نهفته است:
اگر سربه سر تن بهکشتن دهیم ازآن به کشور به دشمن دهیم
بهترجان را برای حفظ وطن خود دهیم تا اینکه کشورمان را به دشمن بسپاریم. و کسانی که در راه فردوسی گام برمیدارند، مفهوم این بیت را در زندگی خود جاری میسازند.
یاحقی در پایان، با فرض اینکه فردوسی شاهد ایستادگی و وفاداری مردم امروز ایران بود، توصیف او از این پایداری را چنین پیشبینی کرد: او با دستان خود بر پشت یکایک آنان میزد و میگفت:
زتو دور بادآز و چشم نیاز مبادا به تودست دشمن دراز
به هر سو که آییم و اندر شویم جز از آفرینت سخن نشنویم
پس از کردگار جهان آفرین به تو دارد امید ایران زمین
پس از آفریدگار جهان، امید ایران زمین به توست.
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نظر را شما بگذارید!