درباره نویسنده
غصه پر غصه آتش در موکب؛
روایت میدانی موکبی که در آتش اغتشاشگران سوخت
روایت میدانی یکی از هیأتیها تربتحیدریه و فرزندش که قرار بود چند ساعت قبل از اغتشاشات جای موکب امالبنین سلام الله را تغییر دهند، اهداف پشت پرده و ضد دینی اتفاقات اخیر را آشکار ساخت.
یکی از هیأتیهای تربتحیدریه در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «صبح توس»، اظهار کرد: ظهر روز دوم اغتشاش، یعنی شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه فرزندم نزد من آمد و گفت: با توجه به اینکه اعلام شده مرکز شهر از ساعت ۸ شب شلوغ میشود، میخواهیم جای موکب امالبنین سلامالله که در ابتدای خیابان خیرین و تقاطع کاشانی قرار گرفته را تغییر دهیم.
وی افزود: من به فرزندم گفتم کسی به موکب کار ندارد، اما فرزندم اصرار کرد که مرکز شهر شلوغ است و ممکن است اتفاقی برای موکب بیفتد.
این شهروند تربتی ادامه داد: در عین حال بعد از یک ساعت فرزندم بیرون رفت و من هم برای کمک به خیابان آمدم، اما لاستیکهای موکب خراب و امکان جابجایی مقدور نبود، با این حال با چند نفر در کنار موکب ایستادیم تا به آن آسیبی نرسد.
وی افزود: کمکم ازدحام جمعیت باعث شکلگیری یک کانون تجمع شد و جمعیت با یک لیدر از سمت میدان آیتالله کاشانی به طرف میدان مرکزی شهر به حرکت درآمد تا اینکه به ابتدای خیابان خیرین رسیدند.
او اظهار کرد: همزمان جمعیتی از سمت خیابان خیرین به حرکت در آمدند و جمعیتی هم از سمت خیابان قائم «عجل الله» به سمت چهارراه فرهنگ راه افتادند و همزمان انبوه جمعیت به چهارراه فرهنگ رسید که میخواستند بانکها و مغارهها رو به آتش بکشند.
وی تصریح کرد: در این هنگام نیروهای مردمی و عوامل انتظامی، وارد عمل شدند و جمعیت را به سمت خیابان خیرین و خیابان کاشانی عقبنشینی دادند و همزمان برای مقاومت و جلوگیری از آمدن نیروی انتظامی، یک لیدر مردم رو به ایستادن و نرفتن به خانه دعوت میکرد.
وی گفت: این لیدر از جمعیت خواست تا با آوردن بلوکههای مقابل مدرسه پروین، خیابان را ببندند، همزمان با عقبنشینی اغتشاشگران، نیروهای موکب حضرت امالبنین به سمت میدان مرکزی و مسجد جامع رفتند تا با آشوبگران درگیر نشوند.
این عضو هیئت ادامه داد: هنوز به چهاراه فرهنگ نرسیده بودیم که متوجه شدیم تعدادی از اغتشاشگران از خدا بیخبر موکب حضرت امالبنین سلامالله را به وسط خیابان آیتالله کاشانی آوردند تا سنگری برای محافظت از خودشان فراهم کنند.
این شهروند بیان کرد: در یک لحظه متوجه شدیم چند لیدر با قمه درب موکب را شکسته و باز کردند و فریاد زدند، بیایید غنیمت ببریم.
وی اظهار کرد: تمام وسایل موکب از دیگ و قابلمه و ظروف گرفته تا قوری و استکانها و تمام اقلام را به غارت بردند، اما فرش در داخل موکب بود که ناگهان یک لیدر اغتشاشگر موکب را به آتش کشید.
این شهروند تربتحیدریه تصریح کرد: فرزند من و یکی از دستاندرکاران اصلی موکب که از این اقدام بسیار ناراحت و عصبانی شده بودند به سمت اغتشاشگران حملهور شدند که من از رفتن آنها ممانعت کردم، چون آتش بزرگی راه انداخته بودند و امکان اینکه جلوی آتش را بگیریم فراهم نبود.
وی افزود: در نهایت و با یک حرکت نیروی مردمی و انتظامی، جمعیت عقبنشینی کرد و در این میان چندین ساچمه به من اصابت کرد که از ناحیه سر و بالای چشم مجروح شدم.
او گفت: با دیدن خون سر من، دوستان و فرزندم عقبنشینی کردند و بعد از چند ساعتی دوباره به طرف موکب رفتیم، ولی دیگر از موکب چیزی نمانده بود.
وی خاطرنشان کرد: با این حال، شبها در میدان مرکزی با حضور بچه هیأتیها و مسجدی ها و مداحان شهر، برای بچههای جهادی و نیروهای برقراری نظم و امنیت، چایی درست میکردیم تا اعلام کنیم بچه هیأتیها تا آخرین نفس پای کار مکتب امام حسین علیهالسلام ایستادند.
انتهای خبر/
درباره نویسنده
نظرات:
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!
- وصیتنامه شهید ناصرالدین باغانی
- یوم السجاد قوچان، اثبات ارادت به یادگار کربلا
- خواندن نماز لیله الدفن برای شهدای خدمت
- پارک بانوان نیشابور؛ گامی در ارتقای زندگی بانوان
- دستگیری سلطان عینک خاورمیانه در طرقبه شاندیز
- وصیتنامه شهید محمود کاوه
- مقاومت ایران و زوال ابهت دروغین رژیم صهیونیستی
- برگزاری قرعهکشی مسکن ملی کاشمر در دهه فجر
- استخر دانشآموزی قوچان افتتاح میشود
- «ویرانی» قطب صنعت چوب شمال شرق کشور است
آخرین اخبار
- وداع با پیکر شهید مدافع امنیت مهدی ظریف
- روایت خواهر شهید حمیدرضا یوسفینژاد از کابوسهای مداوم
- خلیلآباد پیشرو در توسعه نیروگاههای خورشیدی
- خانهای که در آتش اغتشاشگران سوخت
- کسبههایی که توسط تروریستها از زندگی ساقط شدند
- فعالیت ۵۸۶ شرکت دانشبنیان در خراسان رضوی
- وداع با پیکر مدافع امنیت شهید مهدی ظریف
- روابط ایران و افغانستان رو به رشد است
- سالمندی سالمتر با ورزش
- کنگره هویت ملی و مفاخر تربتحیدریه برگزار میشود
- مشاهده بیشتر