به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «صبح توس»؛ حمیدرضا ربانی، فعال رسانه‌ای در یادداشتی نوشت: ماجرا از جایی آغاز شد که در حاشیه نشست کنفرانس مونیخ، سناتوری آمریکایی با لحنی تحقیرآمیز، رضا پهلوی را نه به‌عنوان یک «گزینه سیاسی جدی»، بلکه در حد ابزاری مصرفی خطاب کرد. این صحنه، اگرچه برای هواداران او تلخ بود، اما در واقعیت، بازتاب همان نسبتی است که حامیان خارجی با جریان‌های وابسته برقرار می‌کنند؛ رابطه‌ای نابرابر، مشروط و موقت.

\r\n

 

\r\n

این تحقیر، فقط متوجه یک فرد نبود؛ اپوزیسیون خارج‌نشین نیز در این آینه خود را دید. سال‌هاست که این جریان تلاش می‌کند خود را بدیل حاکمیت معرفی کند، اما در هر بزنگاه جدی نشان داده که فاقد پایگاه اجتماعی، انسجام تشکیلاتی و حتی اراده زیست در داخل کشور است. چگونه می‌توان مدعی «رهبری ملت» بود، اما آشکارا اعلام کرد که حاضر به زندگی در ایران نیست و حتی در فرض رسیدن به قدرت نیز ترجیح می‌دهد آزادی و آسایش زیست غربی را از دست ندهد؟

\r\n

 

\r\n

تناقض از همین‌جا آغاز می‌شود. در دی‌ماه و در جریان اغتشاشاتی که با حمایت رسانه‌ای و سیاسی همین طیف همراه بود، اقدامات خشونت‌آمیز و تروریستی جان جوانان این سرزمین را گرفت و خسارات گسترده‌ای به اموال عمومی وارد شد. تحریک احساسات، فراخوان به آشوب و تشویق به درگیری، درحالی صورت گرفت که طراحان و مشوقان آن در امنیت کامل خارج از کشور به سر می‌بردند. نتیجه چه شد؟ خانواده‌هایی داغدار، کسب‌وکارهایی آسیب‌دیده و شکافی که دشمنان این ملت از آن بهره‌برداری کردند.

\r\n

 

\r\n

در مقابل، صحنه‌های راهپیمایی ۲۲ بهمن و نیز حضور گسترده مردم در تشییع شهدای امنیت در ۲۲ دی، تصویر دیگری از واقعیت اجتماعی ایران ارائه داد؛ تصویری از مردمی که با وجود گلایه‌ها و مشکلات، مرز خود را با آشوب و بی‌ثباتی جدا می‌کنند. این حضور، صرفاً یک آئین سیاسی نبود؛ اعلام وفاداری به اصل امنیت و استقلال ملی بود. عزت یک ملت، در اتکای به اراده خود معنا می‌یابد، نه در چشم‌دوختن به حمایت قدرت‌های خارجی.

\r\n

 

\r\n

تحقیر مونیخ نشان داد پروژه‌ای که بر دو پایه «فشار خارجی» و «آشوب داخلی» بنا شود، حتی نزد حامیانش نیز اعتباری پایدار ندارد. قدرت‌های بزرگ، متحد دائمی ندارند؛ ابزار موقت دارند. هرگاه کارکرد ابزاری یک جریان پایان یابد، جایگاهش نیز فرو می‌ریزد.

\r\n

 

\r\n

پرسش اصلی اما فراتر از یک فرد یا یک کنفرانس است: آیا آینده ایران قرار است در اتاق‌های فکر غربی طراحی شود یا در میدان اراده ملی؟ اگر تجربه مونیخ درسی داشته باشد، آن است که هر جریان سیاسی که نسبت خود را با مردم قطع کند و امیدش را به بیرون گره بزند، پیش از آنکه در داخل شکست بخورد، در خارج تحقیر خواهد شد. اکنون زمان آن است که به‌جای دل‌بستن به سراب حمایت بیگانه، بر تقویت سرمایه اجتماعی، کارآمدی داخلی و انسجام ملی تمرکز کنیم؛ زیرا عزت، وارداتی نیست.

\r\n

انتهای پیام/