به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «صبح توس»؛ ایران بهعنوان کشوری مسلمان، مدینه فاضله همه تازه مسلمانهاست، همانها که اسلام را نه فقط به زبان، بلکه با جانودل پذیرفتهاند، برای تشرف به دین مبین اسلام از بسیاری وابستگیها، دل بریدهاند و حتی طرد شدن از سوی خانواده را به جان خریدهاند و راهی کشور ما شدهاند.
\r\nرهیافتگانی که دل از خاک میهنشان بریدهاند و راهی کشور ما شدهاند، توقع که نه اما نیاز به حمایت دارند چراکه مسلمان شدن شاید به ظاهر کار آسانی بیاید اما مسلمان ماندن، پای اعتقادات با جانودل ایستادن و نلغزیدن عزمی راسخ میخواهد.
\r\nزندگی در ایران بهعنوان طلایهدار مبارزه با استکبار و دشمنان اسلام همواره رهیافتگان را با چالشهایی روبهرو میکند، در این میان کشور ما برای حمایت از تازهمسلمانشدهها چه وظیفهای دارد؟
\r\nبرای پاسخ به این سؤال به سراغ حمیدرضا اصفهانیزاده، رئیس اداره دیپلماسی شهری شهرداری مشهد رفتهایم، مردی که خود تجربه زندگی با بانویی رهیافته از آمریکا را دارد یعنی زهرا گنزالس.
\r\nاولین سؤال این است که چالشهای احتمالی پیش روی یک فرد تازهمسلمان در ایران چیست؟
\r\nقطعاً محاسن زیادی برای فردی که تازه مسلمان شده وجود دارد. دریچههای بسیار زیادی به روی او باز میشود، البته چالشهایی وجود دارد که ممکن است خداوند برای امتحان فرد تازه مسلمان شده قرار داده است. البته این چالشها تنها مختص تازه مسلمانان نیست و حتی مسلمانان قدیمی نیز با آنها مواجه میشوند.
\r\nبهطورکلی، اگر بخواهم چالشهای پیش روی یک تازه مسلمان را بیان کنم، میتوان به چند مورد اشاره کرد:
\r\n1. وضعیت خانواده: اولین و مهمترین چالش، وضعیت خانواده فرد تازه مسلمان است. معمولاً همه اعضای خانواده او، مسلمان نمیشوند و این موضوع میتواند باعث ایجاد تنش و حتی قطع ارتباط با فرد تازه مسلمان شود. این قطع ارتباط از سوی پدر، مادر، برادر، خواهر، دایی، مادربزرگ، پدربزرگ و دیگر اعضای خانواده میتواند تأثیرات روحی و روانی عمیقی بر فرد بگذارد و چالش بزرگی برای او ایجاد کند.
\r\n2. تناقضات در رفتار مسلمانان: چالش دوم مربوط به زمانی است که فرد تازه مسلمان در حال یادگیری و اجرای قوانین و ضوابط اسلامی است. او ممکن است با این تناقض مواجه شود که برخی از مسلمانان این قوانین را رعایت نمیکنند. این موضوع برای او سؤالبرانگیز است که چرا مسلمانان به برخی دستورات دینی خود عمل نمیکنند. این چالش میتواند برای فرد تازه مسلمان بسیار سخت باشد، چراکه او نیاز به راهنمایی و هدایت دارد تا بتواند با این تناقضات کنار بیاید.
\r\n3. شرایط زندگی در محیط غیر اسلامی: اگر فرد تازه مسلمان در یک کشور غیر اسلامی مانند کشورهای غربی زندگی کند، چالشهای دیگری نیز پیش روی او قرار میگیرد. در چنین محیطهایی، رعایت موازین شرعی بسیار سختتر است، چراکه اسلام دین غالب نیست و جامعه بیشتر سکولار است. این موضوع میتواند باعث شود فرد در اجرای دستورات دینی خود با مشکلات زیادی روبرو شود.
\r\nبرخی نهادها و سازمانها در فرآیند گزینش نیروها، افرادی را که در خانوادهشان تابعیت کشور دیگری دارند یا دو تابعیتی هستند، رد میکنند. به نظر شما، آیا دولت یا مجلس باید برای این مسئله چارهای بیاندیشند؟
\r\nاین موضوع فقط مختص ایران نیست. در تمام دنیا، قوانین امنیتی و رتبهبندیهای مختلفی وجود دارد. مثلاً در آمریکا نیز فردی که در بالاترین سطوح علمی کار میکند، تا حدی میتواند پیشرفت کند و بعد از آن، به دلیل مسائل امنیتی، محدودیتهایی برای او ایجاد میشود. در ایران نیز احتمالاً چنین رتبهبندیهایی وجود دارد و باید رعایت شود.
\r\nجالب است بدانید که حتی از زمان شاه، قانونی وجود داشته که بر اساس آن، هر ایرانی که میخواهد در وزارت خارجه کار کند، اگر همسرش خارجی باشد، اجازه کار ندارد. این قوانین در بسیاری از کشورها وجود دارد و مختص ایران نیست.
\r\nبه دلیل رعایت مسائل امنیتی، باید مراقب بود تا موضوع نفوذ و مشکلات مرتبط با آن پیش نیاید. در حال حاضر، حتی در مورد شهروندان ایرانی که تابعیت کشورهای دیگر مانند آمریکا یا اروپا را دارند، در مراکز دولتی جنجالهایی وجود دارد. نمونهی آن را میتوان در ماجرای ظریف و پسرش مشاهده کرد. این مسائل تنها مربوط به تازهمسلمانان یا اتباع خارجی نیست، بلکه شامل همه میشود.
\r\nچه حمایتهایی باید از افراد تازهمسلمان شده و رهیافته انجام شود؟ این حمایتها میتواند مالی یا معنوی باشد.
\r\nیک تازهمسلمان وقتی به کشور جدیدی میآید، با چالشهای متعددی روبرو میشود. حتی اگر مسلمان نباشد، مثلاً یک مسیحی که به ایران میآید و قصد اقامت دارد، با مشکلاتی مانند ناآشنایی با سیستم اداری، قوانین و جامعه مواجه میشود. برای یک تازهمسلمان، این چالشها حتی بیشتر است. اگر فردی بدون ازدواج با یک ایرانی به ایران آمده باشد، مشکلاتش مضاعف خواهد بود. اما اگر با یک ایرانی ازدواج کرده باشد، ممکن است برخی از مشکلات کاهش یابد.
\r\nمتأسفانه در کشور ما نهاد رسمی برای حمایت از تازهمسلمانان وجود ندارد. اگرچه برخی سازمانهای غیردولتی ( NGOها) یا دفتر مراجع تقلید ممکن است کمکهایی ارائه دهند، اما این اقدامات برنامهریزیشده و هدفمند نیستند. بهعنوان مثال، ممکن است یک زن تازهمسلمان که با یک مرد ایرانی ازدواج کرده، با مشکلاتی مواجه شود و به دفتر یک مرجع تقلید ارجاع داده شود. آنها ممکن است کمکهای مالی یا معنوی محدودی ارائه دهند، اما هیچ نهاد رسمی با بودجهی مشخص و برنامهریزیشده برای حمایت از این افراد وجود ندارد.
\r\nبه نظر من، یک تازهمسلمان وقتی به ایران میآید، ابتدا باید با جامعه ایران آشنا شود و خود را با فرهنگ و قوانین آن تطبیق دهد. همچنین، نیاز به آموزشهای دینی دارد، چراکه حتی جوانان مسلمانزاده نیز اطلاعات کمی دربارهی دین دارند. علاوه بر این، ممکن است مشکلات حقوقی یا مالی برای این افراد پیش بیاید.
\r\nبهترین راهحل این است که نهادهای غیردولتی یا سازمانهای مردمی این مسئولیت را بر عهده بگیرند، چراکه دولت بهتنهایی نمیتواند از عهده این کار برآید. وزارت خارجه نیز تنها در حد روابط دیپلماتیک میتواند کمکهایی ارائه دهد، اما این کافی نیست. بنابراین، ایجاد یک نهاد رسمی و هدفمند برای حمایت از تازهمسلمانان ضروری است.
\r\nما نیاز به یک نهاد مرتبط با حوزههای علمیه داریم که بهصورت برنامهریزیشده و هدفمند، آمار و اطلاعات دقیقی از این افراد جمعآوری کند و در صورت نیاز به آنها کمکرسانی کند. این کمکها لزوماً مالی نیستند؛ ممکن است مشکلات خانوادگی، اختلافات با همسر یا خانواده همسر، یا مسائل دیگر وجود داشته باشد که نیاز به حمایت و راهنمایی دارد.
\r\nبه نظر میآید برای حمایت از رهیافتگان لازم است مراجع تقلید و حوزههای علمیه یک سیستم منسجم ایجاد کنند، این سیستم میتواند زیر نظر نهادهایی مانند مجمع جهانی اهلبیت (ع) یا دیگر مراکز مرتبط فعالیت کند. چنین نهادهایی باید هدفمند باشند و مراکزی را ایجاد کنند که به تازهمسلمانها کمک کنند، چه از نظر فکری، روحی و روانی، و حتی در صورت نیاز، از نظر مالی.
\r\nاین کمکها تنها نباید محدود به داخل ایران باشد؛ ما تعداد زیادی تازهمسلمان در خارج از ایران داریم که سؤالات زیادی در ذهن آنها وجود دارد، مثلاً دربارهی تفاوتهای مذاهب اسلامی، حقانیت اهلبیت (ع) و مسائل دیگر پرسشهایی دارند اما متأسفانه مراکز مذهبی شیعه در خارج از کشور چندان فعال نیستند، درحالیکه اهل سنت و دیگر مذاهب اسلامی فعالیت بیشتری دارند.
\r\nتأکید میکنم که برای حمایت از تازه مسلمان شدهها و رهیافتگان نیازمند یک مرکز اصلی هستیم که بتواند بهعنوان حلقهی واسط عمل کند. این مرکز میتواند علاوه بر ارائه راهنماییهای دینی و روانشناختی، از کمکهای خیرین نیز استفاده کند. خیرین ممکن است راحتتر به یک نهاد رسمی مانند حوزه علمیه یا مرجع تقلید اعتماد کنند و کمکهای مالی خود را از این طریق ارائه دهند.
\r\nیکی از چالشهای پیشروی مراکز خصوصی و NGO ها برای حمایت از تازه مسلمان شدهها، مسائل امنیتی است. بهعنوان مثال، اگر فردی بخواهد بهتنهایی این کار را انجام دهد، ممکن است با سؤالات امنیتی مواجه شود. اما اگر این کار زیر نظر نهادهای رسمی مانند حوزههای علمیه یا مجمع جهانی اهلبیت (ع) انجام شود، این نگرانیها کاهش مییابد. این نهادها میتوانند اعتماد لازم را ایجاد کنند و همزمان نگرانیهای امنیتی را نیز برطرف کنند.
\r\nایران بهعنوان یک کشور شیعی و اسلامی، آیا واقعاً آن مدینه فاضلهای هست که تازهمسلمانها در ذهن خود تصور میکنند؟
\r\nبه نظر من، تصویری که بسیاری از تازهمسلمانها یا حتی مسلمانان خارج از ایران از ایران دارند، ممکن است با واقعیت متفاوت باشد. این طبیعی است، همانطور که جوانان ایرانی تصویری از غرب در ذهن دارند که با واقعیت فاصله زیادی دارد. بنابراین، مراکزی که ایجاد میشوند باید بتوانند به این سؤالات پاسخ دهند و تصویر واقعیتری از ایران ارائه کنند.
\r\nادامه دارد...
\r\nانتهای خبر/
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نظر را شما بگذارید!