به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «صبح توس»؛ مهدیه گلستانی، فعال رسانه‌ای نیشابور در یادداشتی نوشت: تنگه هرمز دومین تنگه بین‌المللی پر رفت‌وآمد جهان است. روزانه ۱۷ میلیون بشکه نفت خام در این گذرگاه جابجا می‌شود که معادل ۴۰ درصد کل نفت حمل شده توسط نفت‌کش‌هاست و نزدیک به ۲۵ درصد کل عرضه جهانی نفت است. حدود ۶۸ درصد ذخایر شناخته‌شده نفت و گاز طبیعی جهان در خلیج فارس قرار دارد.

در شرایط عادی روزانه۱۴۰ کشتی از انواع مختلف نفتکش‌ها، کشتی‌های حامل گاز طبیعی مایع (LNG)، کشتی‌های کانتینری و فله‌بر از این گلوگاه عبور می‌کنند.

بخش اعظم این انرژی به بازارهای آسیا، ایالات متحده، و اروپای غربی می‌رود و ۷۵ درصد نفت خام ژاپن از این مسیر وارد می‌شود. صنایع مادر در چین و روسیه و کشورهای اروپایی نیز به این انرژی وابسته است.

به‌همین دلیل این تنگه در طول تاریخ شاهد منازعات بین‌المللی بسیار میان پادشاهان ایران همچون نادرشاه، شاه‌عباس بزرگ و محمدرضا شاه پهلوی و نظام جمهوری اسلامی ایران با بیگانگانی همچون اسپانیایی‌ها، پرتغالی‌ها، بریتانیایی‌ها و آمریکایی‌ها بوده است.


اکنون نیز با تهاجم نظامی آمریکا به ایران و افزایش ضریب امنیت تنگه هرمز این سوال مطرح می‌شود که ایران وارد فاز نبرد ترکیبی در ۲ حوزه نظامی_ اقتصادی شده است؟ 

پاسخ این سوال را باید در داده‌های کلان بازارهای جهانی یافت. آنچه این روزها در خلیج‌فارس رقم می‌خورد از یک جنگ ترکیبی در ۳ حوزه نظامی_اقتصادی_ سیاسی از سوی ایران و ۲ حوزه نظامی_رسانه‌ای از سوی استکبار جهانی خبر می‌دهد.

 افزایش تقاضای نفتی نشان می‌دهد تعیین نرخ انرژی دیگر بر پایه منافع اقتصادی کشورها تعیین نمی‌شود بلکه بر پایه «قیمت‌گذاری بر ترس» (Fear-Based Pricing) صعودی شده و باعث افزایش ریسک ژئوپلیتیک شده است. 

این ریسک، بازارهای جهانی را در وضعیت شکننده و نگران‌کننده قرار داده که مرکز ثقل آن یک چهارگانه استراتژیک است.

بسته‌شدن تنگه‌هرمز زمانی خطرناک‌تر می‌شود که ارباب قلدر رژیم خون‌ریز صهیونیستی مستقیماً وارد میدان رزم شود و ایران را وادار به انسداد بلندمدت این شاهراه حیاتی کند.

تمام کشورهای جهان می‌دانند که تنگه‌هرمز تنها گلوگاه اقتصادی غیرقابل جایگزین است و ادامه تنش‌ها و حملات علیه ایران، سناریوی «انسداد کامل و دائم» تنگه هرمز را از یک فرضیه دور به یک تهدید فوری تبدیل خواهد کرد.

تصور کنید اگر جنگ به نقطه اوج خود برسد و ایران دست از خویشتنداری نظامی خود بردارد چه می‌شود؟ جهان با یک «کسری و خلاء ناگهانی» معادل ۱۷ میلیون بشکه نفت در روز مواجه خواهد شد.

 این کسری، نه تنها یک شوک حجمی، بلکه یک شکاف ساختاری است که هیچ منبع ذخیره‌ای از هیچ کشور تولیدکننده‌ای (از امریکا و برزیل تا روسیه و کانادا) و هیچ خط لوله‌ای در کره زمین قادر به پر کردن آن نیست.

 این موقعیت استراتژیک، ایران را در جایگاه انحصاری قرار داده که علاوه بر توانایی تاثیرگذاری بر عرضه جهانی سوخت، توانایی تاثیرگذاری بر تصمیمات سیاسی، نظامی و اقتصادی جهانی را داراست.


انتقال روزانه ۲۰ میلیون بشکه نفت خام، میعانات گازی و بخش عمده‌ای از گاز طبیعی مایع (LNG) و متانول که معادل ۲۰٪ (یک‌پنجم) کل عرضه نفتی جهان است ترمز تنگه هرمز را به یک برگ برنده مهم ایران در مناسبات بین‌المللی بدل کرده است.

گذشته از همه موارد فوق الذکر، عمق آب‌های تنگه هرمز و امنیت بی‌بدیل این آبراهه اقتصادی باعث شده که حمل‌ونقل مستقیم از این کریدور را برای نفتکش‌های ۴ قاره دنیا اجتناب‌ناپذیر کند. 

 پیامدهای این بحران، فراتر از قیمت نفت‌خام به ساختار کلان اقتصاد جهانی و زنجیره تامین موادغذایی کشیده خواهد شد.


افزایش شدید قیمت انرژی، به عنوان هزینه نهایی در تمامی صنایع (حمل‌ونقل، تولید، کشاورزی، دامپروری، شیمیایی، نساجی) منجر به تورم ساختاری می‌شود.
 
جهش هزینه‌های بیمه، حمل‌ونقل و تامین مواد اولیه کارخانه‌ها، افزایش سرسام‌آوری در قیمت نهایی محصولات روزانه مردم دنیا ایجاد خواهد کرد که بیانگر آغاز دوره رکود تورمی عمیق است.

تمام آنچه تا کنون رقم خورده تنها بخش کوچکی از تله سرد و سیاه ایران است. در جدیدترین اخبار منتشره، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تهدیدی شوک‌آور خطاب به استکبار جهانی اعلام کرده: «کاری نکنید معادلۀ تنگهٔ هرمز به سایر گذرگاه‌ها تسری پیدا کند»

این یعنی ۲ پتک اقتصادی_سیاسی عظیم دیگر  [تنگه‌های باب‌المندب و بسفر] در راه است

حتی اگر جنگ هم تمام شود بعید است که ایران کمافی‌السابق به صورت رایگان امنیت تنگه را فراهم کند. گویا اخذ عوارض و ایجاد درآمد پایدار از تنگۀ راهبردی هرمز در دستورکار نیروهای مسلح است.

\r\n

انتهای خبر/

\r\n

مهدیه گلستانی