شرایط آمریکا و اسرائیل در مقابل ایران بعد از شکست شان در سوریه و لبنان، بسیار مایوس کننده شده است، سران کاخ سفید احساس میکنند که وجود مذاکرات چنان برای آنها تعیین کننده شده است که نباید کسی به این نیاز شدید آنها به مذاکرات پی ببرد، علی الخصوص که آمریکا در بحرانی ترین شرایط خودش قرار گرفته است، و مذاکرات با ایران برای حفظ هژمونی آمریکا در جهان ، بسیار حیاتی و تعیین کننده شده است.
اگر آنها، دهان دریده ی خود را باز می کنند و به خود اجازه می دهند که در لفاظی هایشان مشکل ایران و آمریکا را فراتر از مذاکرات هسته ای بدانند، فقط برای امتیاز گیری بیشتر در مذاکرات است نه قطع مذاکرات، چرا که حتی روزنامه واشنگتن پست، خروج آمریکا از بدبختی ‌‌هایش در منطقه پر تلاطم خاور میانه را تنها از طریق مذاکرات با تهران ممکن می داند.
در این مرحله از تاریخ ایران و آمریکا که بعد از سی و سه سال، از قطع رابطه تنبیهی آمریکا با ایران می گذرد، این مذاکرات ژنو است که آبرو و حیثیت آمریکائیان را در جهان، در دستان نیرومند ایران قرار داده است.
برای ایران هم تا زمانی که آمریکائیان به مذاکراتشان پای بند باشند یک پیروزی خواهد بود، چرا که ایران در مدت سی و سه در تحریم، اینک با همین استارت به راحتی می تواند، کم کم ظرفیت های نهفته خودش را شکوفا کند، و طبیعتا کشورهای دیگر تمایل زیادی به حمایت از راهبرد ایران و حمایت از مسیر رفع تحریم‌ها نشان خواهند داد.
این سیاست اصلی انقلاب اسلامی بود که تهدیدها را به فرصت و فرصت ها را به پیشرفت و مقاومت علیه دشمنان ایران تبدیل کرده است، و با پشتوانه یک دهه تلاش و داشتن بیست هزار سانتریفیوژ در حال چرخش پای میز مذاکره رفتن ادعای زیادی نمی خواهد، هم چنان که هر انتقاد کننده ای را با چماق گرانی کوبیدن هم هنر نیست.
ظاهرا دوستان آقای روحانی هنوز هم از حال و هوای فضای انتخاباتی خارج نشده اند و تا قدرت دارند و به نوبت دوستان صمیمی اصلاحاتی و کارگزارنی خود را به بهانه چرخیدن زندگی مردم بر سر کار می آورند و نیروهای ارزشی را کنار می گذارند.
و گویا این حرفهای تکراری تمام شدنی نیست، کسانی که مدام دولت قبلی را می کوبند باید کمی حرف زدن خود را اصلاح کنند، یعنی می خواهند بگویند مردم ایران که دولت قبلی را انتخاب کرده اند یا شعور کافی نداشته اند، یا دولت قبلی، مردم ایران را فریب داده است، که در هر صورت توهین به ملت ایران تلقی می شود، این کاملا درست است که دولت قبلی در دو سال آخر راه خود را عوض کرد، ولی این دلیل نمی شود که نیروهای ارزشی در دستگاه ها و ادارات دولتی و خصوصی را با همین بهانه ها برکنار کرد.
امتیاز گرفتن بیشتر از آمریکا به شکنندگی امنیتی بیشتر اسرائیل بستگی دارد، این روحیه مبارزه و استکبار‌ ستیزی و دفاع از مظلوم در سوریه و لبنان و غزه است که امنیت ملی و اقتصاد ایران را بیشتر شکوفا خواهد کرد، و باعث گرفتن امتیازات اقتصادی و امنیتی در پای میز مذاکره خواهد شد.
کسانی که دغدغه چرخش زندگی مردم را دارند باید بپذیرند که امتیاز گرفتن در مذاکرات و رفاه اقتصادی بیشتر برای مردم ایران در میز مذاکره از گذر مقاومت رقم می خورد، تا بتوانیم مانع معادلات جهانی آنها شویم، آنها دیگر قدرتی ندارند تا با ملتی که به افق بلند تمدن اسلامی می اندیشند دشمنی کنند.
آنها اجبارا از در دوستی مصلحت جویانه با ایران در آمده اند، و درست است که ایران خواهان توافق است اما نه هر توافقی، بلکه یک توافق خوب، ایران امروز آنقدر ضعیف نیست که یک توافق بد را به توافق نکردن ترجیح بدهد، این باید دغدغه آنها باشد که نگران پایبندی ایران به مذاکرات باشند.
بعد از پیروزی در جنگ جهانی دوم آنها مناسباتی را شکل داده اند که حد و حدود پیشرفت دیگران باید با توافق آنها صورت بگیرد، از نظر آنان حق دیگران وقتی است که رضایت و اعتماد آنها جلب شده باشد، و در حال حاضر ظاهرا این کار را با دادن امتیاز بیشتری با ایران تکرار می کنند، ولی ایران با یک سیاست گذاری صحیح می تواند شرایط بهتری را فراهم کند.
اگر اوباما برای تعهد آمریکا نسبت به امنیت اسرائیل، از کلمه مقدس استفاده می کند و می گوید: اگر از من بپرسید چند درصد احتمال دارد که این توافق به نتیجه برسد و اگر این موفقیت پنجاه- پنجاه باشد ما باید تلاش خود را بکنیم ، آیا نباید نتیجه بگیریم که با سیاست گذاری صحیح، مسئولان ایرانی می توانند آنها را مجبور به نود – ده و یا بیشتر کنند، همچون زمانی که حق داشتن غنی سازی و داشتن چند عدد سانتریفوژ را به ایران ندادند و باعث شدند اینک نوزده هزار سانتریفوژ در ایران بچرخد و اینک مجبور به نود – ده ، هم خواهند شد.
با این مذاکرات در مبارزه‌اي قرار گرفته ایم که نبايد در تخاصم جاهلانه و سازش منفعلانه درآييم، و پیشرفت در این مذاکرات ثمره خون شهدا، مقاومت مردم و تیم های مذاکره کننده‌ قبلی، به خصوص بینش سیاسی و راهبردی مقام رهبری طی سال های گذشته بوده که اینک به اینجا رسیده است، و هیچ دولتی نمی تواند اینها را به نام خودش ظبط کند.
مبارزه با آمریکا صرفا شامل طیفی از مذاکره، رقابت و تخاصم مستقیم را در بر نمی ‌گیرد، انقلاب اسلامی به تناسب زمان و در هر شرایطی، هوشمندانه شیوه مناسبی از مبارزه را انتخاب کرده است، ممکن است کاستی هایی بوده باشد، ولی راه انقلاب درست بوده است.
تمامی جنگ های مستقیم و غیر مستقیمی که آمریکا در خاورمیانه با پول های نفتی ارتجاع عرب منطقه، برای برهم زدن توازن قوا و در دست گرفتن نقاط ژئوپولتیک خاور میانه، برای حفظ جهان تک قطبی طراحی و انجام داده است، ولی می بینیم امروز این خود آمریکا و هم پیمانان منطقه ای و جهانی اش هستند که دچار شکست، سرخوردگی و تحقیر در منطقه شده اند.
آنها به خوبی نشان داده اند که تمام دغدغه شان نگه داشتن خوی حیوانی اسرائیل است، تا هر کشوری را که در خاور میانه با سلطه طلبی آنها سر ناسازگاری دارد، اسرائیل را همچون سگی هار، به جان آن کشور بیاندازند، اینک به خاطر قدرت و نفوذ ایران و روشنگری انقلاب اسلامی، در مقابل، دفاع آمریکائیان از سیاست های تحجر زدگانی همچون عربستان، ادعاهای آنها از کلمات حقوق بشر و دموکراسی و امنیت جهانی دیگر کارآیی لازم را ندارد.
آنها هم اینک با ایجاد رقابت تسلیحاتی در خاور میانه و در خشونت زده ترین مکان جهان ، روز به روز این رقابت کشنده را شدیدتر می کنند، و بعد هم از امنیت جهانی حرف می زنند، و زمانی که آنها می گویند باید اعتماد سازی شود، فقط با این حرف ها می خواهند مبنای نظری و رفتاری ادبیات رسانه ها را شکل بدهند و این در پوششی از جریان سازی های منفی، در ذات رسانه ای شان قرار دارد.
اگر آنها با مظلوم نمایی خود را قربانی تروریست می نامند و از امنیت خاور میانه حرف می زنند و با فیلم های هالیودی در افکار عمومی، جنایت هایشان را توجیه می کنند، ولی نخبگان ایرانی خوب می دانند که اگر ایرانیان قدرت می داشتند که شکست آمریکا را در سوریه، و شکست اسرائیل را در لبنان را برای جهانیان به تصویر بکشند، چقدر خوب می توانستند رسوایی فیلم های هالیوودی این جنایت کاران تاریخ را برملا کنند.
مسئولان وزارت خارجه ایران باید بهتر بدانند که تسلط آمریکا و اسرائیل بر سرزمين شام رويايي بود كه اكنون به كابوسی برای آمریکائیان و هم پیمانان آنها تبديل شده است، خصوصا آنكه چرخش مواضع كاخ سفيد در اين باره روشن است، و نامه جدید شش ‏ماده ‎ای رئيس ‌جمهور آمريكا به هم‌ پيمانان خود در منطقه ، فقط بر توقف حمايت‌هاي سياسي، لجستيكي و امنيتي ‏واشنگتن از گروه ‌های مسلح سوری تاکید می کند.
متاسفانه امروز عده قلیلی سعی دارند شعار مرگ بر آمریکا را حذف کرده و به جای آن شعار مرگ بر مرگ را سر بدهند، اینها هنوز شیوه سخن گفتن با مردم ایران را نیاموخته اند، این عده قلیل بدانند که آمریکا تلاش زیادی کرده، تا مردم ایران را فقط به این دلیل که به دنبال تثبیت حقوق و حیثیت خود بودند را تحت فشار جنگ ها، تحریم ها و کودتاها قرار بدهند، ولی ایرانیان با ریختن خون پاک بهترین جوانان خود، در برابر فشار و ارعاب آنها ایستادگی کرده اند.
این عده با این شعار می خواهند مناسبات را بر مبنای قدرت تعریف کنند و به عدالت و حقیقت و این گونه مفاهیم هم کاری نداشته باشند، در حالی که اگر ما از موضع مرگ بر آمریکای خود بگذریم دیگر عزت و اقتدار و عظمت جمهوری اسلامی ایران وجود نخواهد داشت و این عزت و اقتدار برای ادامه انقلاب اسلامی و امنیت ملی و پیشرفت اقتصادی ایران ضروری است.
آمریکائیان زمانی با واسطه ها به ایران می گفتند چون استفاده از حق هسته ای برای شما، منافع ما قدرت ها را محدود می کند، اجازه بهره برداری از آن را ندارید، و اعتقاد راسخ داشتند ولو با کودتا و جنگ ها و تحریم ها، ما مانع استفاده از این حق شما می شویم، و این شعار دولت های استکباری آمریکا و انگلیس بود، ولی اینک سیاست مداران زورگوی واشنگتن فقط با مذاکرات با ایران می توانند سربازان خود را در منطقه خاور میانه نجات بدهند، و اوضاع اقتصادی و نابسامان خود را که مدت هاست آنها را آزار می دهد مدتی عقب نگه دارند.
چنین تفکری استکبار گرانه را فقط ایرانی ها توانستند با شعار مرگ بر آمریکا به چالش بکشانند، آنها با چنین تفکری هنوز هم می خواهند صلح پایدار بدون دخالت خارجی را که مبنای اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است را به صلحی بدون عدالت و آرامش واقعی تبدیل کنند، و کرامت انسانها را به گورستان صهیونیست جهانی بفرستند.
آنها می ترسند که نظام اسلامی بتواند یک نظام دور از جامعه استکبار زده تشکیل بدهد، جهانیان به خصوص ملت های منطقه از حرکت انقلاب اسلامی ایران الهام گرفته ‌اند، امروز ایران به کانون توجه جوشان آزادیخواهی و حمایت از مستضعفین ستم دیده تبدیل شده است، و منادی آزادی و استقلال ‌طلبی در جهان شده است، و این برای ایرانیان افتخار بزرگی است، همچنان که چندی پیش یکی از مسئولان رده بالای فرانسه گفته بود، ایرانیان نمی دانند که در کجای بلندای تاریخ ایستاده اند.
انتهای پیام/