به گزارش صبح توسبه نقل از مشهدپیام، این بازار از دوره تیموریان، راسته بازاری در اطراف حرم مطهر وجود داشت که یک سر آن به حرم رضوی ختم می شده‏ و به آن بازار بزرگ می گفتند.   رونق این بازار در دوره صفویه بیشتربوده و تا چند سال گذشته این بازار با مجموعه ای از دکانها و غرفه های کوچک بانمای آجری و سنتی و مسافرخانه ها و مهمانپذیر متعدد فعال بود‏ه است. در سال 1335 که خیابان خسروی نو از سمت سناباد یا همان ایستگاه سراب فعلی امتداد پیدا میکند این بازار هم به دو نیم تقسیم می شود و یک طرف همان سر شور باقی می ماند و طرف دیگر که بازار فرش باشد در مجاورت حرم باقی می ماند.   غریب و بی تکیه گاه   چیزی که عجیب است با وجودی که این مکان در بین هتل های سر به فلک کشیده قرار دارد، هیچ شباهت ظاهری به دیگر مکان های اطراف حرم که زائرین دور تا دورش را احاطه کرده اند ندارد. گویی این مکان جزءآن قسمتی نیست که سالیانه 20میلیون زائر از مقابلش عبور میکند!   کسادی بازار ونمای ظاهری آن   سقف تیر چوبی بازار این روزها نه نمایه توریستی را به بازار داده است و نه جای نفس کشیدن راحتی را برای مغازه داران گذاشته است. فرشچی، عضو هیئت امنای بازار می گوید: چند سال است که این مکان در فهرست میراث فرهنگی ثبت شده است، طی مذاکراتی که با میراث فرهنگی داشته ایم قرار بود تمام سقف و کف پوش و در و دیوار با مشارکت کسبه و میراث فرهنگی تعمیر شود، اما هیچ خبری نیست. این روزها کسبه بسیار ناراحت هستند. خود من با اینکه صاحب ملک هستم و تقریبا این مغازه جزء شغل های آبا و اجدادی ام است مدت هاست که از کسادی بازار رنج می کشم.   میراث فرهنگی دستمان را برای بازسازی بسته است   فرشچی می گوید:عقل مردم به چشمشان است، معلوم است وقتی وارد این بازار می شوند که نه سرش مشخص است و نه ته اش به قدمت آن شک میکنند ما که نمی توانیم به تک تک مردم اعلام کنیم اینجا 400 سال قدمت دارد. ما با ساختمانی که عمرش تمام شده داریم سر می کنیم و میراث فرهنگی دستمان را هم برای تعمیرش بسته است.   شغل های کناره ممنوع   سالهای قبل در طبقه بالای بازار فرش فروش ها، رفوگران و چین کش ها مستقل بودند که این کار یکی از شغل های رایج در مشهد نیز بوده است. اما با ورود فرش های ماشینی وچینی این شغل نیز به مرور زمان از بین رفته است وحالا طبقه بالای بازار قدیمی فرش مشهد سوت و کور است و جزء تعداد کمی افراد، کسی در آنجا رفت و آمد نمی کند. فرشچی می گوید: بافندگان فرش دیگر دستشان به کار نمی رود و ترجیح می دهند شغل دیگری را برای خود برگزینند لذا بازار رفوگران و تعمیرکاران فرش نیز خراب شده است.   از قول میراث فرهنگی دوسال گذشت ولی آجری تکان نخورد   آب انبار واقع در بازار فرش که از زمان قاجاریه ساخته شده است، پنجاه سال درش بسته مانده! از سال 91 که اداره میراث فرهنگی در ساز و دهل اعلام کرد قرار است این مکان باز شود 2 سالی می گذرد و هنوز کاری انجام نشده است.   بلاخره آستانه قدس یا میراث فرهنگی   یکی از گلایه های کسبه بازار فرش در این است که قدرت فروش مغازه شان را ندارند چرا که آستانه قدس تمام ملک اطراف را گرفته است و از طرفی این بازار ثبت میراث ملی شده است و به جزءدست به دست شدن مغازه در بین حجره داران خودی، هیچ عنصر خارجی حاضر به خرید مغازه نیست. عضو هیئت امنا بازار می گوید: اسمش است که ما فرش فروشیم آنها که نخود و کشمش سر بازار می فروشند وضعشان از ما خیلی بهتر است.   امیدواریم بر خلاف چند مورد اخیر که اداره میراث فرهنگی مدام ما را به اینجا و آنجا ربط می دادند این بار کسی جوابگوی این طرح تصویب شده باشند.   انتهای پیام/