به گزارش صبح توس؛ امروز در عصر ارتباطات، کمتر کسی می تواند نقش اساسی و حیاتی رسانه های محلی در تحلیل رخدادها و اتفاقات جامعه پیرامونی خود را کتمان کند..

تقریبا رسانه های محلی در تربت حیدریه اخبار محلی را به خوبی پوشش می‌دهند و به ندرت اتفاقی در سطح منطقه رخ می‌دهد که از دید خبرنگاران و روزنامه نگاران محلی، پنهان بماند.

اما مسئله ای که در این یادداشت به آن خواهیم پرداخت این است که فعالین رسانه ای اعم از مدیر مسئولان و خبرنگاران رسانه ها در این شهرستان در مسیری که حرکت می‌کنند آیا به فکر حیات رسانه ای خود هستند یا حیاط رسانه ای؟

آیا بدنبال زنده ماندن و مخاطب داشتن و ادامه حیات رسانه شان هستند؟ یا اینکه صرفا با ابزاری که به نام رسانه در دست دارند، می خواهند حیاطی برای گل کوچیک بازی کردن های عمدتا سیاسی خود داشته باشند؟

شرط حیات رسانه چیست؟

به نظر نگارنده شرط حیات رسانه‌ و موفق عمل کردن این است که مطالبه‌گر باشد، پیگیری مسائل مردم منطقه را جزء اولویت های فعالیت خود بداند و جسارت و صراحت بیان مطالبات مردمی را در مقابل مسئولان داشته باشد، غنی از محتواهایی محلی، گزارش‌ها، نقدها و تحلیل‌های بومی و محلی باشد تا اقبال عمومی مردم به آن رسانه زنده بماند.

شاکله اساسی‌ رسانه های محلی‌ را محتوا تشکیل‌ می‌دهد، شرط حیات تولید محتوایی مفید و کارآمد با دوری از کپی‌برداری و همراه با تحلیل و تفسیر اتفاقات و رویدادهای محلی است.

کپی‌برداری از سایت های کشوری بعنوان اولویت رویه ای غلط برای رسانه های محلی است

از یک سو اما تعدادی اندک از رسانه ها، برغم سابقه شان هنوز نتوانستند آن طور که انتظار می‌رود حق مطلب را ادا کنند و مطالبه‌گر مردم به معنای واقع باشند و در بیشتر مواقع به جای نقد و تحلیل و تولید محتوایی مفید، به امر کپی‌برداری از سایت های کشوری در اموری که اصلا جزء اولویت های رسانه محلی به حساب نمی آید، می پردازند و این رویه ای کاملا غلط است اگر جزء اولویت ها باشد، آنها به مجیزگویی و تعریف و تمجید از برخی مسئولان می‌پردازند و ممکن است از همین طریق در پی کسب منافع حزبی یا اقتصادی خود هستند.

حیاط گل خوردن های سیاسی یا رسانه؟

در واقع فعالین این گونه رسانه ها زمینی برای گل زدن به رقبای سیاسی خود با ابزار رسانه ای ساخته اند که اسمش را مهیا کردن حیاط رسانه ای می گذاریم و معتقدیم اکثرا هم ۶ هیچ عقب هستند، دلیل این باختن هم دور شدن از رسالت اصلی رسانه و پرداختن به مسائل کلان و مواردی است که دردی از مردم محلی را دوا نمی کند.

برای مثال اخیرا رسانه ای در مطلبی که از سایت انتخاب آن را کپی کرده است به اظهارات دو شخص اصولگرا پرداخته و معتقد است که آنها دلواپسانی اند که آدرس غلط به مردم می دهند!

دلواپس بودن جرم نیست!

آری منتقدان به دولت آقای روحانی دلواپس‌ هستند، دلواپس‌معیشت مردم،دلواپس اوضاع نابسامانی که در بازار و وضع افزایش قیمت اجناس شاهد آن هستیم، دلواپس بودن جرم نیست، این را مقام معظم رهبری اول فروردین ماه ۹۴ فرمودند و همانجا‌ که به مسئولان سه قوه تأکید کردند باید با منتقدین خود رفتاری مناسب داشته باشند، نه آنها را تحقیر کنند و نه به آنها اهانت.

ایشان فرمودند: تحقیر مخالفان از سوی مسئولان، خلاف تدبیر و خلاف حکمت است، مسئله ای که آقای رئیس جمهور به آن توجه نکرد و منتقدین خود را بی عقل وبی شناسنامه و بی سواد خواند و آنها را به جهنم حواله داد.

دفاع کورکورانه ازبرجام؛خسارت برجام اظهرمن الشمس است

برای من بسیار جای تعجب دارد که چگونه عده ای در حیاط رسانه ای خود، به جای پرداختن به مسائل منطقه ای و محلی در تربت حیدریه و تلاش برای رفع مشکلات مردم از طریق پیگیری های رسانه ای، گاها به مسائلی کلان در کشور ورود پیدا می کنند که دیگر دوران پرداختن به آن تمام شده است.

این دوستان با ایمان قلبی به ضعف های دولت آقای روحانی و ابراز آن، اما باز هم به دفاع کورکورانه از برجام پر از خسارت برمی آیند؟

آخر مگر می شود،تَکرار کنید وبعد انتقاد به دولت را روا بدانید

آخر مگرمی‌شود؟ با توصیه تَکرار تَکرار کردن، به روحانی رای بدهید وبعد که اوضاع کشور به اینجا می‌رسد، می‌گویید هزاران انتقاد به دولت رواست، اما برجام فلان وفلان بود و به دفاع از آن می‌پردازید.

کافی است نیمی از روز را در خیابان قدم بزنید و در یک نظر سنجی از روی چهره مردم، درد ورنج این روزهایشان را محک بزنید و نتیجه تاثیر برجام را هم از آنها دربه وجود آمدن این وضع سئوال کنید و پاسخ آنها را منتشر کنید،آنگاه یقینا دیگر از برجام دفاع نخواهید کرد اگر به نظر مردم که فعالین رسانه نمایندگان آنها هستند اهمیت بدهید و ملاکی برای قلم زدنتان بدانید.

نیک می دانیم که وجود این دیالوگ های انتقادی در حوزه رسانه ای مفید بوده وباید فعالین خبر دریک فضای حرفه ای، مصلح یکدیگر باشند.

 حسین شعبانی

انتهای پیام/