به گزارش صبح توس، آمریکا با استناد به بندهای ۳۶ و ۳۷ برجام، مدعی اقدامی نسبت به بازگرداندن یکباره تحریم‌ها علیه ایران شده است. این موضوع، واکنش‌های زیادی در داخل و خارج از کشور به همراه داشت که اغلب تاکید داشتند، ایالات متحده با توجه به خروج از این توافقنامه نمی‌تواند دست به چنین کاری بزند. اما همین خبر کافی بود تا دوباره اقتصاد ایران به خصوص در بازار سرمایه، ملتهب شود.

ابتدا درنظر بگیریم که این‌روزها اگر صفحه‌ای در شبکه‌های اجتماعی «تحلیل دقیق» از اوضاع بازار ارائه کرد، یا سودجو است یا جاهل! برای دونوع بازار، درست نیست که تحلیل دقیق ارائه شود؛ بازارهیجانی که کاملا مخاطبانش تحت تاثیر لایه رویی خبرها هستند (به خصوص در شبکه‌های اجتماعی) و بازار دستوری که همه چیز در گروی تصمیمات دولت‌ها است. معاملات بازارسرمایه، چندماه است که هردونوع را تجربه می‌کند!

برای رسیدن به یک استراتژی و تصمیم درست، باید بررسی کنیم که چنین مواردی، چگونه می‌تواند بر جهت‌دهی به نقدینگی و نوسان نرخ‌ها به خصوص در معاملات آنلاین بورس و فرابورس اثر بگذارد. آیا مکانیسم ماشه امکان پیاده سازی دارد؟ اقتصاد ایران به خصوص بخش زیادی از جامعه که نقدینگی خود را وارد بازارسرمایه کرده است چه میزان از آن تاثیر واقعی می‌گیرد؟ راهکار مردم در مواجهه با چنین اقداماتی چه می‌تواند باشد؟

 

تحریم‌ها بازمی‌گردند!

باید ابتدا درنظر بگیریم که از نظر سازمان ملل و البته اتحادیه اروپا، ادعای امریکا امکان پیاده‌سازی نداشته و بار حقوقی ندارد؛ چراکه قبلا از برجام خارج شده و نمی‌تواند از مفاد آن استفاده کند. کشورهای دیگر(روسیه، چین، فرانسه، آلمان و انگلیس) همچنان مشارکت خود را در برجام حفظ کرده‌اند. البته نماینده امریکا در سازمان ملل، تهدید کرده است که اگر این سازمان مکانیسم بازگشت خودکار تحریم‌ها را فعال نکند، کشورش این اقدام را از سوی خود انجام می‌دهد که همین امر واکنش‌های بسیاری را به همراه داشته است. از جمله آن‌ها می‌توان به بیانیه رسمی ایران اشاره کرد که در بخشی از آن تاکید شده اگر چنین کاری صورت بگیرد، سازمان انرژی اتمی می‌بایست فعالیت‌های غنی‌سازی را به سطح پیش از سال 94 بازگرداند. این را هم باید درنظر گرفت که هرکشوری با امریکا درچنین امری همراه شود، از آبروی خود در عرصه بین‌الملل به خصوص در زمینه تعهدات اقتصادی مایه خواهد گذاشت.

از سوی دیگر، فعالان رسانه‌ای که «مخالف آسایش مردم ایران» هستند و البته محل استقرارشان هم در کشورهای دیگر است، همواره مخالف ورود مردم به بازار سرمایه بودند. چراکه این امر باعث «جهش تولید»، «جهت‌دهی مناسب به نقدینگی سرگردان» و نیز«آشنایی مردم با راه‌های مناسب و جدید حفظ و ارتقای سرمایه» می‌شود.

برخی اظهارنظرهای بدموقع از سوی مسئولان داخلی هم به آن‌ها کمک کرد تا هرچه بیشتر بازار سرمایه را به سمت منفی پیش ببرند و اینک که نقدینگی دوباره مسیر خود را گم کرده است با ترساندن بیش از پیش مردم، سعی در پایین آوردن ارزش پول ملی و بالابردن نرخ دلار دارند.

جادارد بازهم به پیش‌بینی مدبرانه مقام معظم رهبری که مدت‌ها پیش بر لزوم ثبات سیاست‌های مالی و حضور در سرمایه‌گذاری‌های مولد همچون تعاونی‌ها و بورس و ترویج فرهنگ کار جهادی و تعاون تاکید کردند، اشاره شود. جبهه مخالف که گوش به زنگ است(چه در داخل و چه در خارج) خطی دیگر را برای مقابله دردست گرفت تا نگذارد مسیر درست برای آرامش اقتصادی مردم طی شود.

 

تاثیر روانی یک جَو خبری

خبر مکانیسم ماشه در بدترین شرایط نگاه عامه جامعه به بورس، منتشر شد. نرخ دلار با توجه به خروج نقدینگی از بورس و هجوم نقدینگی به سمت ارز، رشد کرد. بگذریم که طبق بررسی‌های صورت گرفته، تثبیت قیمت دلار حدود 25 هزارتومان، دور از ذهن نیست.

اینک مسائل اقتصادی کشور با پیچیدگی بیشتری همراه شده است. هرمشکلی از زوایای مختلف قابل بررسی می‌باشد اما باید قبول کرد که بخش عمده مسائلی که اکنون کشور با آن روبروست(به خصوص زمینه اقتصادی) مواجهه احساسی مردم با شرایط است. این موضوع البته می‌تواند از عدم اعتماد به اقدامات برخی از مسئولان با توجه به وعده‌های بدون پشتوانه آنان هم نشأت گرفته شده باشد.

این جَو احساسی در تصمیم‌گیری، هربار پس‌لرزه‌های بسیاری برتن اقتصاد کشور به وجود می‌آورد. همچنین نقش دلالان و محتکران نباید دست کم گرفته شود. کسانی که با اقداماتشان درکنار گل آلود کردن آب و دست گذاشتن بر احساسات مردم، به موقع ماهی‌گیری می‌کنند.

بگذارید بخشی از واقعیت را باهم بررسی کنیم؛ بررسی‌ها نشان می‌دهد که مراودات ما با اروپا به حدود دومیلیارد دلار می‌رسد و از این میزان حدود چهارصد میلیون دلار صادرات و بقیه واردات است. اما مراوده اقتصادی ایران با عراق طی یک سال چیزی حدود 9 میلیارد دلار می‌باشد. پس معاملات ما با اروپا زیاد تعیین کننده نیست و شرکای اصلی تجاری ما کشورهای دیگری هستند که می‌بایست جدی گرفته شوند.

چشمانمان را می‌چرخانیم به سمت دیگر؛ تحریم‌های بسیاری تاکنون اعمال شده و شاید بتوان گفت تحریمی دیگر باقی نمانده که کشورمان طی این سال‌ها درگیر آن نشده باشد. پس خبر اعمال ماشه،هرچند اگر حتی با همراهی برخی کشورها(که احتمالش کم است) روبرو شود، تاثیری در اصل اقتصاد کشور(به جز جَو منفی روانی) نخواهد داشت.

 

بهترین واکنش

به نظر شما تاکنون تحریم‌ها چه بخشی از شریان اقتصادی کشور را با مشکل مواجه کرده است؟ بخش زیادی از صادرات نفت و گاز کشورمان تاکنون تحت تاثیر تحریم‌ها قرار گرفته و از سوی دیگر، شرکت‌های پتروشیمی و فولادی که بخش زیادی از درآمد‌های غیر نفتی ایران را تامین می‌کنند، بسیار کمتر تاثیر تحریم را حس کرده‌اند. شاید بتوان گفت درآمد حدود 40 میلیارد دلاری ایران از بخش غیرنفتی (که با سازوکارهایی در راستای دور زدن تحریم‌ها کارخود را پیش می‌برد) بسیار چشمگیرتر بوده اما شاید عموم مردم به آن توجهی نداشته باشند. این یک سیگنال خرید نیست(!) اما چه خوب است که بخش فلزات اساسی و پتروشیمی در معاملات آنلاین بورس و فرابورس بیشتر مورد توجه قرار بگیرد...

 

یک جوالدوز به خودمان!

کاش گفتن چیزی را درست نمی‌کند؛ اما ای کاش سیاست‌مداران قبل از کشاندن مردم به سمت یک تصمیم (آن‌هم چیزی که با معیشت آنان در ارتباط است) به آن‌ها شاخصه‌ها و ملزومات را بگویند. به عنوان مثال بهتر بود به مردم عزیز کشورمان گفته می‌شد که با ورود به سیستم معاملات آنلاین در بازار سرمایه، حجم بسیاری از ریسک را قبول کردند و نیز نباید مایحتاج اصلی زندگی خود را درگیر چنین مواردی کنند. همچنین چندین بار به شیوه‌های گوناگون تاکید شود که سرمایه‌گذاری در بازارسرمایه درکنار کمک به رونق تولید و چرخ اقتصاد کشور، می‌تواند در «بلندمدت» بسیار بسیار بیشتر از دیگر بخش‌های بازار(نظیر ارز، طلا و مسکن) سودده باشد.

درپایان نکته دیگری هم می‌بایست متذکر شد که طبق اعلام صندوق بین‌المللی پول، رشد اقتصادی امریکا در سال 2020 منفی ارزیابی شده است. ترامپ در کنار این موضوع که برای حزبش بسیار خطرناک است و انتخابات ماه بعد ریاست جمهوری، نیاز به چند اقدام پرسروصدا دارد.

محمد مولوی، کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی

انتهای پیام/