به گزارش صبح توس؛ موضوع ارتباط‌گیری جهان عرب با صهیونیسم بین‌الملل بحث مهم اخیر رسانه‌ای است و مسئله علنی‌سازی برخی اعراب با اسرائیلی‌ها جای بررسی و تأمل ویژه دارد.

ابتدای بحث لازم به ذکر است که میان عادی‌سازی و علنی‌سازی تفاوت قائل شویم چراکه عادی‌سازی یعنی دو کشور پس از جنگ و صلح مذاکره کنند، اما اتفاق رخ داده میان برخی اعراب منطقه و اسرائیل نوعی علنی‌سازی روابط است و سالیان متمادی از زمان دفاع مقدس، در جنگ 33 روزه و در خلق داعش و تروریسم این رابطه شوم را قوت بخشیدند.

با این شواهد قطعا در این حوزه ارتباطات از گذشته وجود داشته و امروز علنی‌سازی با دشمن صورت گرفته که البته دور از ذهن نیست.

ما در دو سال گذشته شاهد معادلات پیچیده همراه با رقابت امارات و عربستان برای رسیدن به علنی‌سازی رابطه با اسرائیل و آمریکا بودیم. برخی اعراب منطقه امارات، بحرین و عربستان بعد از جنگ 33 رقابت فشرده‌ای برای بهبود مناسبات به اصطلاح دیپلماتیک با آمریکا و اسرائیل در برنامه خودشان قرار دادند.

امارات بواسطه رقابت با عربستان و داشتن بلندپروازی هایی پیشگام در این قضیه بود و قصد داشت با برنامه و سریع تبدیل به بازیگر اول منطقه در جغرافیایی کوچک شود لذا وارد این عرصه شد و تلاش زیادی دارد تا قدرت منطقه‌ای قلمداد شود.

از طرفی رقابت امارات با عربستان و ترکیه باعث شد موضوع نزدیک شدن به آمریکا و اسرائیل بیش از پیش تقویت شود، مقامات ابوظبی معتقدند نسبت به عربستان با اقتصادی نفت محور، پتانسیل مالی بیشتری برای پیشرفت در بازارهای بین الملل دارند و می تواند پیشرفته تر باشند و موقعیت جغرافیایی را نیز در این ماجرا مؤثر می دانند لذا در ارتباط با آمریکا و اسرائیل پیشگام شدند.

هر چند این بحث علنی سازی ارتباطات با اسرائیل با جنبه رقابتی از امارات آغاز شد اما این رقابت در ماجرای حوزه یمن نیز مشهود است؛ در پرونده یمن نیز اماراتی‌ها سیاست خارجه عربستان را خشن قلمداد کرده و در این زمینه همکاری صریح نمی‌کنند و واکنش نشان نمی‌دهند.

اماراتی ها بر اساس نظر کاخ سفید پول کافی را برای تأمین امنیت ریاض از مقامات این کشور دریافت می‌کنند و اگر امارات نیز بخواهد باید هزینه بیشتری بپردازد. البته این نکته قابل اهمیت است که در کشورهای عربی دیگر اگر این اتفاق ارتباط گیری با اسرائیل رخ می داد شورش‌هایی اتفاق می‌افتاد اما امارات باتوجه به اینکه دارای جمعیت 70 درصد غیربومی است و اکثرا حضورشان به دلایل موقعیت شغلی است، کنشگری و حساسیت کمتری دارند.

امارات نسبت به سایر کشورها پرداخت هزینه‌های کمتری در این رخداد علنی‌سازی ارتباط با اسرائیل در پی دارد و امارات معتقد است امضای قرارداد سازش با رژیم صهیونیستی می‌تواند از مخاطرات اطراف این کشور بکاهد.

انتخابات زودهنگام اسرائیل از یک سو و وضعیت انتخابات در آمریکا از طرفی دیگر موجب شده که امارات تبدیل به گزینه خوبی برای ارتباط‌گیری و علنی‌سازی روابط با اسرائیل با اهداف سیاسی و انتخاباتی شود.

باتوجه به پروژه ایران‌هراسی دشمن عمده چنین کشورهای عربی که به سوی اسرائیل رفته و یا ارتباط خود را علنی ساختند دستخوش ترس از قدرت ایران و سوء استفاده دشمن از این هراس بوده است لذا مقامات عربی بدون بینش سیاسی از وضعیت منطقه دست دوستی به دشمن داده و یا علنی سازی برای اسرائیل را دامن زده‌اند.

علنی‌سازی این ارتباط با اسرائیل از سوی برخی اعراب منطقه می‌تواند به این دلیل باشد که دشمن درجه یک این کشورها محور مقاومت است و قدرت گرفتن و تأثیرگذاری این جریان بر آینده منطقه برایشان مسجل شده است.

اما در این بین ایران همیشه به دید کشورهای همسایه به چنین کشورهایی نگریسته و قصد همکاری داشته تا بدون دخالت بیگانگان مشکلات و دغدغه‌های منطقه‌ای حل و فصل شود و در همین راستا باید گفت امضای توافق سازش با اسرائیل از سوی کشورهای عربی حلقه متصل و ادامه‌دار بوده و با پیوستن بحرین خودش را نشان داد چراکه بحرین وابسته رژیم سعودی است.

 عربستان به عنوان ایستگاه اصلی علنی‌سازی روابط محسوب شده و پیش‌برد استراتژی علنی‌سازی با رژیم صهیونیستی به شرایط بعد از توافق با عربستان بازخواهد گشت و لذا افکار عمومی جهان اسلام باید نسبت به آن که یکی از مهم‌ترین واهمه‌های اصلی عربستان است، واکنش نشان دهد.

حسین محمدی اصل، پژوهشگر تحولات خاورمیانه

انتهای پیام/