به گزارش صبح توس؛ هم‌زمان با پیدایش و توسعۀ صنایع مربوط به رسانه‌های گروهی، بحث خشونت در رسانه‌ها دستخوش نوسان‌ها و تحولاتی قابل‌ملاحظه‌ شده است.

گرچه دیگر به‌ندرت نداهایی خشمگین درباره مطالب خشونت‌آمیز در رسانه‌های مکتوب و شنیداری به گوش می‌رسد، نگرانی از خشونت در رسانه‌های تصویری و چندرسانه‌ای‌ها همچنان پابرجاست.

می‌توان با نظریۀ مارپیچ خشونت، به نقش و اهمیت شبکه‌های مجازی در تشدید خشونت در جهان امروز پرداخت.

در این نظریه خشونت در سه سطح شکل می‌گیرد؛ در ابتدا باور به بی‌عدالتی و موردستم قرار گرفتن موجب ایجاد نوعی تفکر پنهان منفی در گروه اقلیت و به حاشیه رانده می‌شود و سپس خشونت به مرحلۀ دوم، یعنی‌ شورش‌ و نمود عینی‌ خشونت، خواهد رسید.

در مرحلۀ سوم به‌صورت تلاشی از سوی گروه اقلیت خشن برای تبدیل دیدگاه‌ خود به منطق مسلط نمایان می‌شود.

اثرگذاری رسانه‌های ارتباط‌جمعی بر مارپیچ خشونت موجب رشد فزایندۀ این مارپیچ می‌شود.

فضای گستردۀ ارتباطی سازوکاری به وجود می‌آورد که افرادی که تصور‌ موردظلم واقع شدن یا به حاشیه رانده شدن دارند، برای مدت طولانی به گردش اطلاعات و اثرگذاری و تحریک‌پذیری یکدیگر در این فضا بپردازند.

این امر سبب‌ می‌‌شود افراد به سمت خشونت و افراطی‌گری متمایل شوند و این خشونت را آرمان‌گرایی‌ و عطش‌ عدالت، تحت‌تأثیر ایدئولوژی منحرفانه قرار دهند و برای انجام خشونت عینی آماده شوند.

روند مارپیچ خشونت آن‌قدر ادامه می‌یابد تا گروه اقلیت افکار منحرفانه را به‌ خشونت‌ مسلط‌ تبدیل کند.

بنابراین اجتماعات اقلیت‌ که‌ به‌زعم خود تحت فشار‌ اکثریت‌ واقع‌ شده و در اقلیت‌ قرار گرفته‌‌اند، تلاش می‌کنند از سکوت خارج و از طریق ایجاد تقابل رسانه‌ای خود به گروه غالب‌ تبدیل‌ شوند.

یعنی تلاش می‌کنند از طریق ایجاد‌ حلقه‌‌های رسانه‌‌ای‌ خود‌ به ترویج جهان‌بینی‌، ارزش‌ها و تفکرات خودساخته در تقابل با شبکه‌های مسلط بپردازند و در نتیجه الگوهای رفتاری‌ موردنظر‌ خود را برای ایجاد معیار غالب‌ شکل‌ دهند‌.

در واقع، گروه اقلیت برای رهایی از انزوا و بیان عقاید خود به فضای مجازی و ابزارهای ارتباطی روی‌ می‌‌آورد و محیطی مساعد برای بیان نظرات و اشتراک‌گذاری آن‌ها در مقایسه با دنیای واقعی ایجاد می‌کند.

با وجود اینکه گروه اقلیت سکوت را در برابر گروه اکثریت در مورد مسائل‌ و نظراتی‌ که با گروه مسلط هم‌عقیده نیست اتخاذ می‌کند، رسانه‌های اجتماعی راه‌های جدیدی را برای شبکه‌سازی و گفتمان‌سازی فراروی گروه اقلیت قرار می‌دهند.

در فرایند‌ تبدیل‌ مارپیچ سکوت به مارپیچ خشونت ابتدا تهدید به خشونت و سپس خشونت در عمل در بستر فضای ارتباطی خود را نشان می‌دهد.

با اتکا به چنین نظریه‌ای، یکی از کارکرد‌های شبکه‌های اجتماعی، بسترسازی برای بیان دیدگاه‌هایی است که در عرصۀ عمومی با خط قرمزهایی مواجه است.

همچنین، هر اندیشه‌ای که در عرصۀ عمومی برای ابراز خود جایی پیدا نمی‌کند، به اقلیتی در فضای مجازی تبدیل می‌شود که می‌تواند از شبکه‌های اجتماعی برای ابراز وجود بهره ببرد و در برابر اکثریت اظهار وجود کند.

احسان حمیدی‌زاده

انتهای پیام/