به گزارش صبح توس؛ در عصر جديد، رسانه‌ها با یکدیگر آمیخته شده‌اند و رسانه ابزار قدرت است. جهان نوین و فناوری‌های نوین، آن را در اختیار تک‌تک مردم قرار داده و آن‌ها را قدرتمند ساخته است؛ آن‌قدر قدرتمند که می‌توانند غیرممکن را تصور کنند و به این تصور جامۀ عمل بپوشانند.

رسانه‌های نوین مخاطبانی پراکنده و متنوع به وجود آورده‌اند که دیگر نمی‌توان آنان را انبوه با توده نامید، زیرا دیگر پیامی واحد دریافت نمی‌کنند و با انبوهی از پیام‌ مواجه هستند که یک‌دستی و یکپارچگی را از آنان گرفته است.

اما، حقيقت امروزه هزار رنگ دارد، روزبه‌روز هم وجوه ديگري از آن رخ مي‌نمايد و ‌ماه مجلس مي‌شود. يكي از اين جنبه‌هاي تازه مكشوف شده رسانه، اصطلاح جديد «پساحقيقت» است. واژه‌نامۀ آكسفورد، بنا بر روال هر سالۀ خود، براي سال 2016 واژه‌ای جديد برگزيد كه اين بار قرعه به واژۀ پساحقيقت افتاد. 

گويا پساحقيقت را نخستين بار نمايشنامه‌نويسی در توصيف جنگ اول خليج‌فارس به‌ كار برده است؛ جنگي كه بوش پدر راه انداخت و به بهانۀ اشغال كويت به عراق حمله كرد و براي نخستين بار مردم امريكا پخش زندۀ آن را از تلويزيون تماشا كردند. 

معناي واقعي پساحقيقت را انگليسي‌زبان‌ها تازه بعد از ترامپ و برگزيت كشف كردند. بنا بر گزارش واژه‌نامۀ آكسفورد، در سال 2016 دو هزار درصد بيشتر از سال قبل از اين واژه استفاده شده است. 

آكسفورد اين كلمه را صفتي‌ تعريف كرده است كه «به شرايطي مرتبط يا وابسته است كه در آن حقايق عيني در مقایسه با حرف‌هاي برانگيزندۀ احساسات و باورهاي شخصي تأثير كمتري دارند». 

 مدير لغت‌نامه‌هاي آكسفورد، در این باره گفته است: «انتخاب واژۀ سال، گفتمان سياسي و اجتماعي غالب سال را نشان مي‌دهد. واژۀ پساحقيقت به‌ خاطر افزايش استفاده از شبكه‌هاي اجتماعي به‌عنوان منبع دريافت اخبار و بي‌اعتمادي فزاينده به واقعيت‌هاي عيني كه توسط بنگاه‌هاي بزرگ ارائه مي‌شود، براي مدتي موقعيت زبان‌شناختي خودش را حفظ خواهد كرد.»

اين يعني ما در زمانۀ پساحقيقت زندگي مي‌كنيم؛ جايي كه حقيقت تحت‌الشعاع بازي با احساسات قرار مي‌گيرد و دچار وارونگي مي‌شود، دنيايي كه در آن يك جنايتكار جنگي «مرد صلح» نامیده و تكريم می‌شود و يك لمپن رئيس‌جمهوری قدرتمندترین کشور دنيا. 

زمانۀ پساحقيقت، جهان برساختۀ رسانه‌هاست كه در آن همه‌‌چيز حقيقت دارد، حتي دروغ. دنيايي كه در آن واقعيات عيني ديگر وجود ندارند و هرچه هست بازي با احساسات و باورهاي مردم است. دروغ، دروغ است، بزرگ و کوچک دارد، مصلحتی و غیرمصلحتی هم دارد، اما ذاتش یکی است.

جواد دلیری، کارشناس رسانه

انتهای پیام/