به گزارش صبح توس؛ صحبت از گراني و تورم، بيکاري و رکود، قيمت حامل‌هاي انرژي و نرخ ارز اين روزها نقل هر محفلي شده است؛ اما این بار طعم اين نقل، تلخ است.

سخت بتوان خانواده‌اي را پيدا کرد که از گراني‌هاي اخير صدمه نديده باشد. تا اين مرحله را، مرحله‌ي فهم وجود مشکل، همه جلو مي‌رويم. بعدازاین است که راه‌هاي مختلفي ديده مي‌شود. بعضي فقط مي‌توانند به وضعيت موجود اعتراض داشته باشند اما نه تحليلي از شرايط دارند و نه مجموعه عللي که باعث بروز مشکلات شده است را مي‌دانند.

اما اگر به‌راستي ما دلسوز وضعيت خودمان هستيم، نبايد فهممان را از دلايل ناکارآمدي‌ها گسترش بدهيم؟ چه برخوردي خواهيد داشت با انساني که مي‌خواهد از يک کوه بالا برود اما لوازم آن را نمي‌داند؟ آيا به خاطر اين «ندانستن» او را ملامت نمي‌کنيد؟

وقتي فراموش‌کار شدیم يعني نمي‌توانيم متوجه اثرات تصميمات قبلي‌مان در وضعيت امروزمان باشيم. فراموش‌کاري ما باعث مي‌شود همان‌هايي که در به وجود آمدن شرايط فعلي تقصير دارند باز يک بوق و کرناي ديگر بردارند و این بار هم خود را معترض نشان دهند و اميد به تَکرار تصميمات گذشته را داشته باشند.

فراموش‌کاري ما ملت باعث مي‌شود با طناب پوسيده‌ي چند سلبريتي، به چاه کساني برويم که جز اظهار نياز به غرب، تدبير ديگري ندارند. همان‌ها حالا حرف‌هايي از تحريم انتخابات مي‌زنند. فراموش‌کاري ما مي‌تواند این بار هم يک بحران بيافريند.

حالا آن «ندانستن» و نداشتن تحليل را بگذاريد کنار اين «فراموش‌کاري» و در نظر داشته باشيد که همين ملت بايد سرنوشت خود را تعيين کند. تا وقتی‌که ما نخواهيم درک درستي از علل بروز مشکلات داشته باشيم گرفتار موج‌هاي ديگران خواهیم شد. يک روز گراني ماست را به شورايي نبودن رهبري ربط مي‌دهند و روز ديگر دليل بيکاري را کمبود آزادي زنان مي‌دانند! کار آن‌ها اين است که به عامه‌ي مردم تحليل‌هاي غلط بخورانند و از درک ناقص ما پلي براي تصاحب قدرت خود بسازند. اینجاست که اهميت آگاهي عميق ما مردم مشخص مي‌شود. ملتي که درک و فهم ضعيفي داشته باشد نمي‌تواند گليم خودش را از آب بيرون بکشد. چه درک تاريخي، چه سياسي و...

حالا بازهم اين درک و آگاهي مردم بايد در يک بزنگاه، تعيين سرنوشت ملت را به دست گيرد. حواسمان هست عده‌اي که از رأی مردم به قبيله‌شان نااميد شده‌اند بر طبل تحريم انتخابات مي‌کوبند و از تأثیر کم مجلس در تغيير وضعيت مي‌گويند. چه کنيم که همان‌ها چند سال پيش در شعارهايشان از اهميت مجلس در تعيين امور مي‌گفتند! تغيير در سرنوشت سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگی فقط و فقط از راه حضور فعالانه در عرصه‌هاي نظام مردم‌سالاري ديني محقق مي‌شود. نه با بي‌توجهي به انتخابات مي‌توان اميد به وضعيت بهتر را داشت و نه با تحريم آن اتفاق خاصي در روند فعلي خواهد افتاد.

مغزها و دهان‌هايي که سعي در کم‌اهميت جلوه دادن انتخاب مي‌کنند با دست‌هايشان به دنبال يک مجلس خنثي و منفعل هستند تا مانع کارشان نشود. اين بار هم بايد شرايط را دقيق فهميد و هم از گذشته عبرت گرفت تا مجلسي روي کار بيايد که عرصه را بر بي‌تدبيري‌ها تنگ کند.

علی نخعی کوشه

انتهای پیام/