به گزارش صبح توس؛ قانون فصل‌الخطاب است، این عبارت کلیدی‌ترین جمله‌ای هست که در کلام و رفتار رهبری مشهود است.

موافقت با قانون و رأی اکثریت سنت دیرینه اسلام هست چراکه اسلام باور دارد قانون بهترین فصل‌الخطاب است، در صدر اسلام هم نمونه هایی از این دست همچون جریان سقیفه وجود دارد و زمانی که مردم با تمام شور و شعور به سراغ ایشان آمدند پا به عرصه خلافت گذاشتند ولی بعد از پذیرش حکومت اگر کسی خلاف سیره قانونی آن زمان حرکت می‌کرد، حضرت با او برخورد جدی می‌کرد.

در جنگ صفین درست زمانی که با خیمه نفاق فقط 10ضربه شمشیر فاصله بود بنا به خواست همین مردم مالک اشتر به خیمه علی(ع) برگشت و طبق خواست همین مردم و برخلاف رأی حضرت، اوبموسی اشتری به جای مالک اشتر نخعی به حکمیت رفت که در نهایت باعث شد تا عمروعاص پیروز شود و دوباره مردم پشیمان شدند.

در جریان قیام امام حسین(ع) نیز مردم کوفه با تقاضای فراوان به سمت آن شهر حرکت کردند و در چند خطبه اشاره می‌کنند که من به اراده خود به کوفه نیامدم بلکه شما مردم مرا به شهر خود دعوت کردید.

این دست اقدامات و روایات از سمت ائمه(ع) به فراوانی دیده می‌شود ولی شاید گفته شود آن‌ها ائمه هستند و در عصر ارتباطات، جایی برای این دست اقدامات نیست ولی از این دست اقدامات به وفور از سمت علمای اسلام به چشم می‌خورد.

در جریان‌های معاصر نیز امام خمینی (ره) بنا به خواست مردم برای انقلاب اسلامی به کشور بازگشتند و تا زمانی که این خواست از سوی مردم این خواست به طور دقیق مطرح نشد، ایشان به کشور برنگشتند.

در جریان فتنه سال 88 نیز، برخی قصد داشتند با اردوکشی خیابانی در روند و نتیجه انتخابات رخنه ایجاد کنند ولی رهبری خود را تابع قانون حاکم خواندند و گفتند آنچه که از صندوق بیرون بیاید قانون است و همه باید بپذیرند.

حتی در سال 92 و 96 که جریان بر سر کار آمده می‌خواستند در روند انتخابات دست ببرند باز معظم له با این کار مخالفت کردند.

بی‌عملی قوا، بلای جان حکومت

حدود 6سال پیش جریانی در کشور زمام قوه مجریه را در دست گرفت که کلید حل مشکلات را در رابطه با غرب می‌دانست و همچنین در ادامه و در 4سال پیش مجلسی توسط مردم انتخاب شد که دنباله‌رو همین تفکر بود، رهبری در 30سال زعامت خود بارها در مورد اتکای به نیروها و توان داخلی کشور توصیه و تذکر داده‌اند و در این 6سال با توجه به مشکلات اقتصادی، این تأکیدات به شدت افزایش پیدا کرده است ولی در نهایت رهبری علی‌رغم همه توصیه‌ها مسئله نرمش قهرمانانه را مطرح کردند.

بعد از گذشت 6سال از روی کار آمدن جریان غرب‌گرا در ایران و گره زدن حل همه مشکلات به خارج از کشور و رسیدن به بن‌بست در همه نقشه‌ها، حال برای اینکه از این مشکلات نجات یابند، توپ را در زمین رهبری انداخته‌اند که شما راه نجاتی نشان بدهید و طبق نظر صریح ایشان در مورد وظایف رهبری که می‌فرمایند رهبری وظیفه تعیین سیاست‌های کلی نظام را بر عهده دارد، به این مسئله ورود نکردند و شورایی از رؤسای سه قوه تشکیل شده است که مصوبات آن قانونی می‌باشد و دو نفر از آن‌ها منتخب مستقیم مردم هستند.

حال در این شرایطی که تقریبا هیچ یک از توصیه‌های رهبری در مورد اقتصاد توسط دولت و مجلس عملیاتی نشده است و کشور نیز دچار مشکلات معیشتی و اندکی امنیتی شده است، از رهبری کسب تکلیف می‌کنند که آقا شما هم نظر خود را در مورد افزایش قیمت بنزین بدهید و ایشان هم با حمایت از قانونی که نتیجه انتخاب مردم هست، تابعیت خود را از قانون بار دیگر نشان دادند.

بایستی از مجموع اقدامات نتیجه گرفت که همه برای ساختارهای جمهوریت کشور ارزش و احترام قائل شویم چراکه این ساختارها به امضای جمهوریت مشروعیت یافته و برامده از مردم سالاری است و این نکته را هم در نظر داشته باشیم که دفاع از چنین ساختاری دفاع از فرد خاصی نیست بلکه دفاع از مردم محسوب می شود.

در پایان حتما می توان از این ماجرا و اقدامات و برخی تفکرات ضدمردمی مسئولان اجرایی درس گرفت و بر همین اساس جوانان مؤمن انقلابی که نقشه رهبری را فهم کرده اند نقش مهمی در عمل به وظیفه و تحقق منویات رهبری خواهند داشت.

حسن ضیایی