به گزارش صبح توس؛ هشام برهمت، فعال فرهنگی در قالب یادداشتی به بررسی ابعاد مختلف ایجاد کمپین لبخند شهرداری مشهد پرداخته و به عوامل تاثیرگذاری این کمپین در ارتقای فرهنگ شهروندی اشاره کرده است.

هفته پیش بیلبردهای کمپین لبخند مشهد پس از تجربه حواشی عجیب و غریب، اما قابل پیش ‌بینی از سطح شهر جمع‌آوری شد، افراد زیادی از مناظر مختلف مانند میزان هزینه‌کرد شهرداری در این طرح، روایی الزام شرکت‌های تبلیعاتی به هزینه‌کرد اجباری در شرایط نامساعد اقتصادی کانون‌های آگهی و تبلیغات، نسبت خنده با شرایط فعلی جامعه، درراستای وظایف شهرداری بودن یا نبودن این هزینه‌کرد گرفته «تا توبرو خیابونارو آسفالت کن ما می‌خندیم» و «شورا و شهرداری با دولت هم جریانند و دارند به نفع دولت کار می‌کنند» پاره‌ای از این نقدها بود که من با برخی مخالف بودم، برخی را تا حدودی می‌پسندیدم و بعضی نقدهارا تبارگرایانه و بی‌توجه به واقعیت‌ها و حقایق و حتا از سر بی‌انصافی می‌دانستم.

اما خودم نقد دیگری به این کمپین و موارد مشابه آن مانند کمپین اشاعه سلام که سال‌ها قبل توسط شهرداری مشهد انجام شد، دارم که چون هفته گذشته را برای ارائه آن مناسب ندیدم صبر کردم تا کمی هیجان‌ها فروکش کند، شاید این صحبت به دور از پیش‌داوری‌ها بهتر شنیده شود.

بی‌شک هزینه‌کرد بودجه شهرداری‌ها در فعالیت‌های فرهنگی با هدف ارتقای سطح فرهنگ عمومی و به‌طور تخصصی ارتقای سطح فرهنگ شهروندی یا بهبود خویشتن‌پنداره فردی و جمعی شهروندان و بهتر شدن حال شهر به‌عنوان یک موجود زنده کاملاً لازم و ضروری است، باهمین هدف شهرداری‌ها در دوره‌های متفاوت با رویکردهای مختلف هزینه‌های کلانی در بخش فرهنگی انجام داده‌اند.

از آنجا که تاکنون سنجش دقیق و علمی راجع میزان تأثیرگذاری یا عدم آن انجام نشده، نمی‌توان به قاطعیت از موثر یا بی‌اثر بودن یا میزان تأثیرگذاری آن صحبت کرد، ولی برداشت عمومی و غالب کارشناسان گویای بی‌اثر یا کم اثر بودن این فعالیت‌ها است (موضوع صحبت اینجا فعالیت‌ فرهنگی شهرداری‌ها لست)، برای مثال آیا کمپین لبخند شهرداری مشهد سبب شده تا مشهدی‌ها بیشتر لبخند بزنند؟چرا؟

به ظن من قصه ما رطب خوردن و منع رطب کردن است، برای مثال در کمپین لبخند شهرداری از مردم می‌خواهد که لبخند بزنند در حالی که خودش به مردم لبخند نمی‌زند، چطور انتظار داریم تا زمانی که به‌روی مردم لبخند نمی‌زنیم مردم دعوت ما را خالصانه و بی‌پیرایه بدانند و لبخند بزنند؟

وقتی شهروندان به ادارات و مناطق شهرداری مراجعه می‌کنند یا مورد مراجعه مأموران شهرداری اعم از الیت، اجراییات، پلیس ساختمان، سدمعبر، پاکبان‌ها، فضای سبز و خدمات شهری قرار می‌گیرند، ولی در چهره «شهرداری» لبخند نمی‌بینند چرا باید کمپین لبخند شهرداری را دلسوزانه قلمداد کنند و لبخند بزنند؟

وقتی قوانین و مقررات حاکم بر عملکرد شهرداری و حتی روح آن به مردم لبخند نمی‌زند مردم چگونه دعوت شهرداری را به لبخند زدن باور کنند؟

در ابتدای یکی از دوره‌های شورای اسلامی شهر مشهد به یکی دو نفر از اعضای شورای شهر مشهد پیشنهاد دادم، به‌جای هزینه‌کرد کلان در معاونت فرهنگی شهرداری بودجه قابل توجه آن را به چهار جزء تقسیم کنند، دو قسمت را صرف وظایف ذاتی و مورد انتظار شهرداری‌ها مانند آسفالت و خدمات شهری و امثال آن کنند، یک قسمت صرف رفاه پرسنل شهرداری و خانواده‌هایشان کنند تا با فراغ بال و آرامش بیشتری وقت خود را صرف ارائه خدمت به شهروندان و قسمت آخر بودجه را هم صرف آموزش پرسنل شهرداری کنند.

اگر روزی ببینیم که شهرداری‌ به وظایف اولیه و مورد انتظار خود بیشتر و بهتر عمل می‌کند، پرسنل شهرداری اعم از الیت، اجراییات، پلیس ساختمان، سدمعبر، پاکبان‌ها، فضای سبز و خدمات شهری در مواجهه با ارباب رجوع با خوش‌رویی ذاتی، غیرتصنعی و رضایت خاطر کامل (ناشی از راحتی خیال و اطمینان از توجه شهرداری به رفاه لازم و حل مشکلات خانوادگی و معیشتی پرسنل) برخورد می‌کنند و آموزش‌های لازم را برای برخورد مناسب با شهروندان فراگرفته و به آن عمل می‌کنند، حتما به هم لبخند می‌زنیم باهم مهربان‌تریم و با حال بهتری درکنار هم زندگی خواهیم کرد.

انتهای پیام/