به گزارش صبح توس؛ با فرا رسیدن ماه محرم الحرام ماه حزن و اندوه اهل بیت و همه خاکیان و افلاکیان؛ در یکی از گروه های پر تعدد مهاجرین با بحثی پیرامون گریه و عزاداری فرشتگان بر عزای امام حسین(ع) مواجه شدم که در این خصوص با ادبیات مختلف، تایید، رد و حتی جدل و عمدتا در نقد یکدیگر به برخی مستندات روایی ارجاع می دادند.
قطع نظر از برخی سند روایات کتب مختلف در این خصوص که در این مجال قصد ورود به آنها ندارم خوبست گاهی از عقل بعنوان چهارمین رکن از ادله اربعه در بدیهیات و واضحات و اشارات عقلی و شهود قلبی بیشتر و پیشتر بهره بریم.
ما همواره به تفکر و تدبر از سوی قرآن کریم دعوت شدیم تا در مواجهه با واقعیات یا حقایق هستی رد و پذیرش اقوال را بهتر درک کنیم.
در خصوص مقام عزاداری و گریه ملکوتیان و فرشتگان بر اهل بیت عصمت و طهارت بخصوص دُردانه هستی حضرت اباعبدالله الحسین (ع)؛ گواه عقلی و شایدم نقلی اینست که صرف نظر از بحث غریضه نداشتن یا احساس نداشتن ملائک که یک موضوع کلامی و فنی است با این حال این نبشتار بر این باور است که آنها هم باید از چنین رخداد عظیمی متاثر شده باشند زیرا به نص آیات الهی، فرشتگان با مقام های معلوم و گونه گون [و ما منا الا له مقام معلوم -صافات 164]؛ حامل، تابع و مجری دستورات الهی اند لذا از این نگاه عقلی، رضایت یا خشم الهی در یک امر ویژه نمی تواند موضع گیری یا همدلی فرشتگان و قدسیان را با مشیت الهی بهمراه نداشته باشد.
بالاخص اگر این قهر یا خشنودی برگرفته از وقایع و سُرور یا آلام وارد شده بر بهترین و برگزیده ترین ابنای بشر یعنی پیامبر(ص)، و امامان معصوم (ع) و اوصیای آنان باشد.
آیا میتوان پذیرفت که در دنیای دنی و خاکی که در مراتب قوس نزول و صعودِ معرفت الهی در پایین ترین رتبه یعنی ناسوت است، شیعیان و مسلمانان از فِرَق مختلف بلکه همه آزادگان و دیگر انسان ها از ادیان و مذاهب دیگر این چنین واله و دلسوخته ی عزای جانسوز میوه باغ رسالت محمدی(ص) شده باشند ولی در بالاترین مرتبه قوس صعود که مراحل ملکوت، جبروت و لاهوت و... است ساکنانش در غم نورِ دیدگان علی مرتضی(ع) و فاطمه زهرا(س) در سوگ و ماتم ننشسته باشند؟؟! در مقیاس عقل و بلکه شهود و عرفان این محال است.
چگونه می شود که بنا بر روایات صحیح، اشک یتیم عرش رحمان را به لرزه می آورد ولی همان عرش و حاملانش از اشک یتیمان حسینِ(ع) سر از قفا بریده، متلاطم و متزلزل نگردد؟؟! این بی خبری در دایره ممکنات، حکمت و معرفت قطعا قابل باور و پذیرش نیست.
کوته سخن کنیم و بگوییم...

اصلا حسين جنس غمش فرق مي کند
اين راه عشق پيچ و خمش فرق مي کند

اينجا گدا هميشه طلبکار مي شود
اينجا که آمدي کرمش فرق مي کند

شاعر شدم براي سرودن برايشان
اين خانواده، محتشمش فرق مي کند

“صد مرده زنده مي شود از ذکر يا حسين”
عيساي خانواده دمش فرق مي کند

از نوع ويژگي دعا زير قبه اش
معلوم مي شود حرمش فرق مي کند

تنها نه اينکه جنس غمش جنس ماتمش
حتي سياهي علمش فرق مي کند

با پاي نيزه روي زمين راه ميرود
خورشيد کاروان قدمش فرق مي کند

من از "حسينُ منّي" پيغمبر خدا
فهميده ام حسين همش فرق مي کند
شاعر: علي زمانيان

نویسنده: سیدروح الله ظهوری حسینی-زرنگار، فعال فرهنگی و رسانه ای افغانستانی مقیم ایران

انتهای پیام/