به گزارش صبح توس؛ سال 97 نیز مانند سالهای گذشته دوباره شعار سال یک شعار اقتصادی شد. چرا؟ مگر تنها مسأله ما اقتصاد است؟

جواب این سؤال را باید با در نظر گرفتن چند نکته دریابیم: اول مشکل اصلی کشورمان چیست؟ دوم اینکه شعار سال چه اهمیتی دارد؟ و در نهایت مردم و مسئولین چه وظایفی نسبت به این شعارها دارند؟

 

شاید این روزها آدم های زیادی با شما برخورد دارند که از اقتصاد و بیکاری و بی پولی و... ناراحت هستند! جدا از سیاه نمایی واهی دشمنان ملت ایران، واقعا هم مشکلات زیادی داریم، بیشترین مشکلی هم که در صحبت ها و زندگی ها مشخص است، همین بحث اقتصادی است. چرا؟ به قول معروف «شکم گرسنه دین و ایمان نمیشناسد»؛ البته این را هم بگوییم چه عزیز مؤمن‌هایی که با سه روز روزه بدون افطار نه تنها دین و ایمان را شناختند، بلکه ولی خدا شدند.

 

مشخص شد مهم‌ترین معضل اقتصاد است. اما سوالی که مطرح می شود این است که راه حل رهایی از این معضل چیست؟

از سال۸۸ شعار سال مستقیم یا غیر‌مستقیم از اقتصاد صحبت میکند، اولین سالی که شعار سال مستقیما به این مبحث می‌پردازد سال90 است، شعار سال «جهاد اقتصادی» نامیده می‌شود، کلمه‌ای بس عظیم؛ بروید و جهاد کنید و اقتصاد را سامان بدهید. مسئولین که خدا خیرشان بدهد بخاری ازشان بلند نمی‌شود، شاید بتوان گفت مهم‌ترین ثمره این شعار ایجاد زمزمه‌های اقتصاداسلامی و راه‌افتادن چند جریان مردمی برای روی زمین نماندن این شعار بود.

 

سال91با توجه به اینکه شعار سال قبل کمی گسترده و عظیم بود و افراد کمی به سراغ آن رفتند، کمی جزئی‌تر شد و شعار سال91 «تولید ملی؛ حمایت از کار و سرمایه ایرانی» شد، و سال بعد یعنی 92 به‌خاطر انتخابات پیش رو «حماسه سیاسی، حماسه اقتصادی» شعار سال گشت. بعد از آن نیز «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملّی و مدیریت جهادی» شعار سال93 نامیده شد. سال94 که به طور غیر‌مستقیم و با هدف مثمر ثمر واقع شدن حرکت مردمی اقتصاد و همسو کردن مردم و مسئولین باهم بود به «دولت و ملت، همدلی و همزبانی» ملقب شد. در سال95 دوباره رهبر انقلاب به طور مستقیم به اقتصاد پرداختند و فرمودند؛ «اقتصادمقاومتی؛ اقدام وعمل».

 

اقتصادمقاومتی! کلمه ای مبهم برای خیلی از افراد جامعه! چه شد که شعار از اقتصاد تبدیل شد به اقتصاد مقاومتی؟ جواب سوال این است که باز هم شعار سال جزئی‌تر شد تا شاید بالاخره مسئولین و ملت کار عظیمی بکنند. رهبر انقلاب طی چندین پیام سر‌فصل‌های اقتصاد‌مقاومتی را تبیین و ابلاغ نمود، اما این تازه اول ماجرا است.

 

اقتصادمقاومتی مانند نوزادی متولد شد که نیاز به تربیت و رسیدگی داشت؛ باید جزئی‌تر و قابل اجرا می شد، نیاز به نخبگان اقتصادی و دینی و... داشت تا باز و تبیین می‌شد که افرادی پیدا نشوند که بگویند اقتصادمقاومتی یعنی اقتصادی که چیزی نخوریم و با دو وعده زندگی را بسر‌کنیم!

اقتصادمقاومتی یعنی اقتصادی که در برابر هیچ قدرت خارجی متزلزل نشود و ضربه ای نخوردکه این مهم با خرید کالای ایرانی محقق می شود.

 

زمزمه این حرکت در گوش مردم و مسئولین تاحدودی طنین‌انداز شد! اما خیلی بیشتر از این نیاز بود. برای همین دوباره رهبر انقلاب دست به کار شد و شعار سال۹۶ را جزئی‌تر و قابل فهم‌تر کرد، «اقتصاد مقاومتی؛ تولید و اشتغال». برای ملت حالا اقتصادمقاومتی آشناتر بود اما عمل کردن به آن همچنان مبهم.

بازهم منکر فعالیت های مثبت ومنفی برخی نمی‌شویم ولی سال96 هم وضع اقتصادی مردم نسبت به سال قبل تغییر چشم گیری نداشت. همانطور که انتظار می‌رفت امسال یا همان سال97 باید شعاری مثل قبل جزئی‌تر می‌شد و همینطور هم شد شعار سال به «حمایت از کالای ایرانی» منصوب شد.

 

شعاری بس پرمعنا، دیگر وقت آن است که با بستری که رهبر انقلاب فراهم کرده کاری بکنیم. شعار سال دیگر مثل سالهای قبل بیشتر آن برای مسئولین نیست؛ همین ملت انقلاب کرده و همین ملت آن را جلو می‌برد. لکن مسئولین هم باید وظایف خود را در مبحث حمایت از تولید داخلی و کنترل واردات بیش از پیش انجام دهند.

ما مردم ایران باید تک به تک اقلام خریدی خود را بررسی کنیم که آیا این کالا در کشور خودمان تولید می شود؟ آیا جوان ایرانی با این کالای من سرکار می‌رود؟ آیا می‌توانم دردی از اقتصاد را درمان کنم؟ و اگر جواب مثبت است آن کالا  را بخریم.

انتهای پیام/