به گزارش صبح توس؛ این روزها در سپهر سیاست کشور واژه اتاق شیشه‌ای را به کرات می‌شنویم. من در مخالفت با تو، خواهان آنم که رفتارت باید شفاف باشد و باید به گونه‌ای فعالیت کنی که انگار در اتاقی شیشه ‏ای قرار داری، تو در مخالفت با من خواهان آنی که شفاف رفتار کنم و به افکار عمومی توجه نمایم و به گونه‌ای رفتار کنم که انگار در اتاقی شیشه‌ای قرار دارم.

 

در هنگام نقد این یا آن فرد حقیقی یا مجموعه حقوقی و یا نهادها و احزاب و جریانات سیاسی مدام اشاره به ضرورت وجود اتاق شیشه‌ای می‌کنیم. وقتی در قدرت هستیم، عیوب خود را نمی‌بینیم. مگسان دور شیرینی به گونه‌ای فضا را برای ما ترسیم می‌کنند، که انگار همه چیز به بهترین نحو ممکن بر وفق مراد است.

 

انگار اشارت به اتاق شیشه‌ای برایمان یک شعار شیرین است. وقتی در قدرت هم نیستیم از عدم وجود اتاق شیشه‌ای در تیم رقیب و جناح منتقد که قدرتمند است گله‌مندیم و مدام شعار می‌دهیم اگر به  قدرت برسیم یک اتاق شیشه‌ای می‌سازیم نگو و نپرس. اخیراً رئیس جمهور در نخستین اجلاس ملی گزارش اجرای حقوق شهروندی تأکید کرد: «والله بالله، اگر صدها دستگاه مبارزه با فساد درست کنیم، اگر ده‌ها دادگاه با فساد مبارزه کنند، نمی‌توانیم فساد را ریشه‌کن کنیم، مگر آن که مردم به صورت شفاف ببینند ما چه می‌کنیم، باید در اتاق شیشه‌ای برویم، باید نورافکن روی ما باشد و همه ‌باید ما را مشاهده کنند. هر کس در کشور مسئولیتی دارد بالاتر از قانون نیست».

 

بد نیست بدانید؛ نظریه اتاق شیشه‌ای در علم مدیریت سازمان‌ها حاوی سلامت و عملکرد مبتنی بر شفافیت است. ایجاد اتاق شیشه‌ای مدیران جز با آیینه‌ای شفاف و هنرمندی روابط عمومی و جریان پویای ارتباطات فراگیر ممکن نیست. شفافیت در عملکرد حرفه‌ای و جلب اعتماد عمومی یکی از اصول اساسی در زندگی حرفه‌ای امروز است؛ اتاق شیشه‌ای در مقابل اتاق فولادی مطرح شده است. اتاق فولادی محصور شدن در محیط کاری به دور از هیاهوی بیرونی و سخت شدن ارتباط مردمی است و اتاق شیشه‌ای، شفاف بودن فرآیندهای موجود در عین امکان تعاملات درون سازمانی، تعامل مردمی مبتنی بر زندگی مردمی می‌باشد.

 

یادمان باشد؛ دنیای بزرگ آدم‌های امروز به اندازه یک موبایل یا تبلت است. امروز فضای مجازی، دیوارهای کشیده شده میان مسئولان و مردم را از بین برده است و گویی مسئولان در اتاق شیشه‌ای زندگی می‌کنند که همه می‌توانند آن را ببینن،. در سال‌های نه چندان دور اخبار یک محله در محله می‌ماند و حتی به خیابان کناری نمی‌رفت.

 

اکنون؛ اما داستان فرق کرده است. این مردم هستند که جلوتر از تمام رسانه‌های رسمی، اخبار را دست به دست می‌کنند. فضای مجازی به سرعت در حال تخریب تمام دیوارهای کشیده شده میان مسئولان و مردم است. ایجاد اتاق شیشه‌ای و حضور در آن باعث کاهش خطاها و قرارگرفتن در طریق تعالی و ترقی می‌شود.

 

به این مفهوم، شهروندان اعم از مدیران و مردم عادی در فضایی که کمتر امکان مخفی شدن دارند، ناظر اعمال، گفتار و عملکردهای یکدیگر می‌باشند و در این میان مدیران زیادتر در فراروی بررسی و نظارت و داوری از جانب شهروندان می‌باشند. این اتاق شیشه‌ای اولین لزومی را که پدید می‌آورد، لزوم دگرگونی است. دگرگونی در مدیریت، فرآیندها، مقررات، شیوه‌های نظارت و اجرای برنامه‌ها از تحولاتی است که لازم است با دقت و البته سرعت مدنظر قرار بگیرد. بسیاری از مسئولان درباره این اتاق داد سخن داده‌اند. کافی است در یک موتور جستجوگر عنوان اتاق شیشه‌ای را درج بفرمایید، ملاحظه خواهید کرد اشخاص مختلف و نهادهای متعدد در این باره داد سخن داده‌اند.

 

هر یک به فراخور توان و سوادشان به این مهم پرداخته‌اند. برخی با شدت اظهار داشتند در حوزه اختیارات آنان همه چیز شفاف است و برآنند مردم را امین خود بدانند و به تنویر افکار عمومی بپردازند. اینان از سیاه‌نمایی برای رقیب بهره‏ می‌برند. تأکید دارند که ظاهر و باطن آنان یکی است و به دنبال کسب اعتماد مردم هستند. اینان مردم را درصد بندی نمی‌کنند که مثلاً سی درصد اینگونه باشند و هفتاد درصد آنگونه که می‌پندارند. از دید آنان همه برابرند و سخت بر آنند که ثابت کنند از دید آنان، برخی برابرتر نیستند. از دید آنها مردم آنانی هستند که به صلاحدید آنان از ریز مسائل حوزه تحت امرشان مطلع هستند. این افراد مطلع، این حضرات را به طور شفاف رصد می‏کنند.

 

واضح و مبرهن است که نگاه درصدی اینان باعث ایجاد یک اتاق شیشه‌ای در یک نهاد یا مجموعه نمی‌شود. گاهی لازم است کلیه قراردادها و تفاهم‌نامه‌ها به سمع و نظر همه مردم نه یک عده به خصوص برسد، برخی فراموش می‌کنند که در مسندی که هستند، صرفاً خادم یک درصد خاص نیستند، اینان وامدار همه به یک اندازه هستند. بیایید قضیه ضرورت ایجاد اتاق شیشه‌ای را در یک شهر بررسی کنیم. همه دوست داریم بدانیم شهردار چه می‌کند. آیا او شورای اسلامی شهر را ناظر خود می‌داند؟ و یا خود را مدیر عامل شورای اسلامی شهر می‌پندارد؟ یادمان باشد شهر سازه‌ای چند بُعدی و زنده است که فرهنگ، ارتباطات، روابط اجتماعی و تعامل درون سازمانی اهمیت آن را تبیین می‌کند.

 

یادمان باشد؛ شورای شهر محل سیاستگذاری و نظارت بر این سازه است که حتما باید ابعاد گوناگون شهر و زندگی شهری را با نگاه انسان مدارانه در کارکردش لحاظ کرده تا جنب و جوش لازم در شهر به وجود آید. شهر بی‌صدا، شهر توسعه نیافته‌ای است که شهروندان آن از نشاط اجتماعی لازم برخوردار نیستند. اعضای منتخب شورای شهر حتما می‌دانند که ورود آنها به شورا آغاز فرایند «پاسخگویی» آنهاست و از این جهت پاسخگویی تک تک اقدامات و اظهاراتشان که بی‌واسطه و یا باواسطه انجام می‌گیرد بر نشاط اجتماعی شهروندان در شهر مؤثر خواهد بود.

 

از این جهت تک تک اعضای شورای اسلامی بهتر است همواره خود را در اتاق شیشه‌ای و شفاف تصور کنند و همواره دلایل تصمیمات و مصوبات خود را با افکار عمومی در میان بگذارند و حتی چنانچه ذهن و زبان مطالبه‌گری نیز در میان شهروندان وجود نداشته نباشد، آنها خود دست به کار شده و با اطلاع رسانی دقیق و درستِ تصمیمات، در عمل به موکلان خود احترام بگذارند.

 

مهم‌ترین پیش‌نیاز این رویکرد، ایجاد شفافیت اطلاعات برای تمام شهروندان است. شورای شهر باید همانند اتاق شیشه‌ای عمل کند که تمامی مردم شهر تصمیمات و طرح‌هایی که در آن اتخاذ می‌شود را بدانند و از آنها مطلع باشند.

 

بایسته است؛ شورا به وسیله ابزارهای مختلف چنان در معرض دید عموم باشد که کلیه اتفاقات آن مورد نظارت و ارزیابی مستمر مردم قرار گیرد. در این صورت است که معنای واقعی مردم سالاری دینی محقق می‌شود. هنگامی که شهروندان در جریان مفاد جلسات شورای شهر، قرار گیرند و مباحث آن و الزاماتی که شهرداری باید به آنها جامه عمل بپوشاند، اطلاع‌رسانی شود و سپس اقدامات روزانه شهرداری به‌ صورت شفاف در معرض دیدگان اعضای شورای شهر و افکار عمومی قرار گیرد، آن‌گاه مردم بهتر می‌توانند اقدامات شورای شهر و شهرداری را رصد کنند و بر عملکرد آنها نظارت داشته باشند.

 

اگر شورای اسلامی شهر، تمام اقدامات خود را در قالب یک رسانه پویا به‌ صورت نوشتاری یا الکترونیکی و شبکه‌های اطلاع‌رسانی مجازی به مثابه یک روزنامه رسمی، به مردم گزارش کند و در این رسانه، تمامی ابلاغات بودجه‌ای، واگذاری‌ها، صدور مجوزها و حتی تراکم‌فروشی‌ها را اطلاع‌رسانی کند، نورعلی‌النور خواهد شد.

 

در این صورت شورای اسلامی شهر به شورای شهر شیشه‌ای در حوزه اطلاع‌رسانی مبدل می‌شود، باید مکانیزمی طراحی شود که خدمات و تصمیمات شورا و شهرداری و فعل و انفعالات مالی مربوطه کاملا شفاف و از منظر همگان قابل مانیتور کردن باشد. با شکل گیری اتاق شیشه‌ای در نظام مدیریت شهری این امکان فراهم می‌شود که عملکردها به طورکامل شفاف شود.

 

ورود به اتاق شیشه‌ای هرگز رخ نخواهد داد، مگر اینکه حسابرسی شفافی بر صورت وضعیت مالی یک سازمان انجام شود. مردم به خوبی فرق بین دوغ و دوشاب را تشخیص می‌دهند. به درستی می‌دانند چه فرد یا تیم و جریانی بهتر مفهوم اتاق شیشه‌ای را درک کرده است و به آن عمل می‌کند.

 

گاهی زود دیر می‌‏شود. حواسمان باشد این میزها در گذر بودند که به ما رسیدند و یقین بعد از ما به دیگران خواهند رسید و سعدیا مرد نکونام را همه بلدند و می‌دانند روزی قضاوت خواهند شد. امید در کاشمر شاهد ایجاد اتاق‌های شیشه‌ای در اطراف افراد تأثیرگذار و ارکان شهر و نهادها و ادارات باشیم.

 

نویسنده: حمیدرضا بی‌تقصیر، کارشناس ارشد علوم ارتباطات اجتماعی

انتهای پیام/