به گزارش صبح توس؛ فردی را در نظر بگیرید که چند سالی درگیر اداره گاوداری پدرش است، هرچند این کار درآمد خوبی دارد ولی زحمت زیادی را نیز می‌طلبد و فردی که همیشه خواهان سود بیشتر است در نهایت از انجام این کار خسته می‌شود، حال فرض را بر این بگیرید که این فرد با تبلیغات یک موسسه مالی و اعتباری مواجه شود که سود بالایی به سپرده‌ها پرداخت کند، وسوسه سود، فرد را مجبور به فروش گاوداری و سرمایه‌گذاری در آن موسسه می‌کند و این همان راهی است که اقتصاد در 100 سال اخیر طی کرده است.

قبل از فروش گاوداری درآمد فرد مذکور از فروش گوشت و شیر بود و ثروت واقعی تولید می‌کرد ولی در حال حاضر پول برای او کار می‌کند بدون اینکه ثروت واقعی تولید کند و این یعنی خلق سود بدون خلق اثر واقعی.

کشاورزی، دامداری، صنعت و مسکن، بخش‌های واقعی اقتصاد هستند که گردش پول در آن‌ها منجر به بهبود زندگی مردم می‌شود ولی در 100 سال گذشته که اقتصاد جهان مالی‌سازی را تجربه کرده است و بخش مالی اقتصاد نسبت به بخش واقعی بسیار فربه شده است، پول به جای بخش واقعی در نهادهای مالی مثل بانک، بورس و موسسات مالی به گردش در می‌آید و بدون اینکه خاصیتی برای بخش واقعی داشته باشد، در همان‌جا می‌ماند.

دولت‌ها تلاش می‌کنند که فعالیت‌های مالی را در یک چارچوب مشخص قرار دهند، در بین نهادهای مالی، بانک‌ها به دلیل نظارت دولت و بانک مرکزی، مجبور هستند که در چارچوب قانون و مقررات عمل کنند و البته نهادهایی نیز هستند که بانک نیستند ولی فعالیت بانکی انجام می‌دهند، آن‌ها در سایه‌های پنهان اقتصاد که هیچ نظارتی نیست بدون رعایت قوانین فعالیت و رشد می‌کنند و به همین دلیل به فعالیت اینگونه موسسات بانکداری در سایه می‌گویند.

 

20 درصد از اقتصاد در جیب 6000 موسسه غیر مجاز

فعالیت‌های خطرناک و پرریسک مالی این موسسات می‌تواند زمینه‌ساز بحران‌های بزرگ باشد، مثل بحران مالی 2007 آمریکا، که عامل اصلی آن، وام‌دهی افسارگسیخته موسسات مالی و بانک‌های سایه در حوزه مسکن بود ولی این پدیده که محدود به آمریکا نیست در بسیاری از کشورها مایه دردسر شده است و اقتصاد ایران نیز مدت‌ها است که از فعالیت بانکداری در سایه آسیب می‌بیند.

20 درصد از کل نقدینگی اقتصاد ایران در دست 6000 موسسه مالی غیر مجاز می‌باشد و البته سوال اصلی این است که این حجم از موسسات چطور توانسته‌اند این حجم از نقدینگی را جذب کنند؟

جواب این است که این نتیجه کار کردن در سایه می‌باشد، این موسسات با نرخ‌های سود بالا، سپرده‌های مردم را به سمت خود جلب می‌کنند و با حمله‌های سفته‌بازانه اقتصاد را مختل می‌کنند، مثلا به طمع سودهای بزرگ مانند ملخ‌های سرگردان، به حوزه‌های سودده مثل بازار طلا، سکه، ارز، مسکن و بورس حمله می‌کنند ولی روشن است که نمی‌توانند این کار را برای همیشه ادامه دهند و شکست آن‌ها می‌تواند حجم بالایی از سپرده‌های مردم را نابود کنند.

بزرگ‌ترین تهدید علیه اقتصاد جهان

اوج فاجعه زمانی رخ می‌دهد که با الگوی پونزی، کلاهبردار معروف آمریکایی، از سپرده‌های جدید سود سپرده‌های قبلی را می‌پردازند ولی زمانی که مردم متوجه این موضوع شوند و سرمایه خود را طلب کنند، این موسسات هیچ پولی برای پس دادن به مردم ندارند و در نتیجه ورشکسته می‌شوند.

البته موضوع فقط این نیست و متأسفانه این موسسات بی‌حد و حصر وام می‌دهند، چون نرخ ذخیره قانونی برای آن‌ها مطرح نیست، در حالی که موسسات مالی به دلیل ریسک بالایی که می‌پذیرند، باید بیش از بانک‌ها ذخیره قانونی داشته باشند ولی متأسفانه همه سپرده‌های مردم را وام می‌دهند و برای همین اگر مردم پول خود را طلب کنند، مبلغی برای پرداخت ندارند.

فعالیت موسسات مالی و بانک‌های سایه که کاملا مبتنی بر ربا است، ساخته و پرداخته الگوی معیشت غرب هستند و همانطور که مارک کارنی، رییس بانک مرکزی انگلیس در خصوص این موسسات می‌گوید: «بزرگ‌ترین تهدید علیه اقتصاد جهان هستند».

این پدیده‌های ربوی و خطرناک که امروز اقتصاد ایران را نیز تهدید می‌کنند، در الگوی معیشت اسلام جایگاهی ندارند و باید از بین بروند.

انتهای پیام/