به گزارش صبح توس؛ دیروز در سینما هویزه مشهد فیلم «چهارراه استانبول» اکران شد فیلمی با داستان‌پردازی خوب که برعکس فیلم‌هایی ازاین‌دست دچار شعارزدگی نشده است.

 

آتش‌سوزی پلاسکو خبری است که کمتر کسی آن را نشنیده باشد پلاسکو نه‌تنها همه مردم ایران را متأثر کرد، بلکه بازتاب جهانی داشت. وقتی خلاصه داستان فیلم را می‌خوانید و متوجه می‌شوید داستان فیلم در رابطه با پلاسکو است ناخدا آگاه یک فیلم ناراحت‌کننده و شاید مستند گونه و بدون هیچ نقطه دراماتیکی در ذهن مبادرت می‌شود.

 

اما فیلم «چهارراه استانبول» از معدود فیلم‌هایی است که با فیلم‌نامه خوبش شمارا شگفت‌زده می‌کند.

 

 کارگردان و نویسنده فیلم با هوشمندی خاص حتی از گذاشتن نام پلاسکو که یادآوری یک خاطره تلخ است خودداری کردند و به محل حادثه اشاره‌کرده‌اند.

 

داستان معضل بیکاری و ورشکستی افرادی را بیان می‌کند که به دلیل وجود جنس چینی زیر بار قرض در حال از پای افتادن هستند.

 

بهمن که همسرش پابه‌ماه است تولیدی‌اش ورشکسته شده و از دست طلبکارانش فراری است او از دوستش احد که شاگرد یک تولیدی در پلاسکو است کمک می‌خواهد تا در یک شرط‌بندی شرکت کنند که احد زیاد موافق نیست؛ اما شرایط بهمن جوری نیست که بتواند حرف‌های احد را گوشش دهد؛ احد عاشق دختری به نام لادن است؛ اما پدر لادن می‌خواهد او را به پسرعمویش که ثروتمند است، بدهد لادن موافق این موضوع نیست او تلاش می‌کند تا پسرعمو پدرش را از این ازدواج منصرف کند که این تلاش ناکام می‌ماند و پدر لادن متوجه این موضوع می‌شود و لادن به احد پناه می‌برد و چون احد خانه‌ای ندارد لادن را در مغازه پنهان می‌کند او در قفل می‌کند و همراه بهمن به سراغ شرط‌بندی می‌رود تا بتواند پولی جور کند و پدر لادن را راضی به ازدواج کند، پلاسکو آتش می‌گیرد و لادن در مغازه حبس می‌شود این در حالی است که گوشی بهمن و احد در ماشین جامانده و لادن هرچه تماس می‌گیرد جواب نمی‌دهند و ادامه داستان....

 

فیلم «چهارراه استانبول» مخاطب را چنان درگیر خود می‌کند که مخاطب باوجودی که می‌دانید قرار است پلاسکو فرو برزید؛ اما استرس اینکه آیا لادن زنده مانده یا نه را نگه می‌دارد داستان فرازوفرودهای خوبی دارد و در میان 17 فیلم به نمایش درآمد در این شش روز دهه فجر دارای فیلم‌نامه قوی است.

 

بحثی که فیلم «چهارراه استانبول» عنوان می‌کند بحث فروختن پلاسکو نیست، بلکه بحث معضل بیکار و ورشکستگی‌های است که به دلیل جنس چینی ،تولیدکننده‌های ما را دچار
ورشکستگی کرده و نویسنده به‌خوبی این موضوع را در لابه‌لای فیلم گنجانده به‌خصوص آن بخش از فیلم که بهمن به فرنگیس (همسرش) که از فروریختن و کشته شدن مردم در پلاسکو ناراحت است می‌گوید تولیدکنندگان پلاسکو قبل از اینکه ساختمان پلاسکو فروبریزد به خاطر جنس چینی مرده‌اند.

 

مصطفی کیایی نویسنده و کارگردان این فیلم از حاشیه و معضلات دیگری که پلاسکو در هنگام آتش‌سوزی به آن دچار شده غافل نبود ازجمله آتش‌نشانان و هجوم مردم و غیره؛ کیایی طوری به این موضوع پرداخته که این حاشیه‌ها جزئی از فیلم به‌حساب بیاید بدون اینکه مخاطب ناراحت شود و یا اینکه قصه اصلی داستان را فراموش کنند.

 

درکل باید به مصطفی کیایی به خاطر فیلم‌نامه خوبش تقدیر کرد.

 


نویسنده: نفیسه سلیمانیان

انتهای پیام/