به گزارش صبح توس؛ کاهش رغبت والدین به داشتن فرزند بیشتر به روستاها هم کشیده شده است و متأسفانه در جامعه‌ روستایی هم که در اوایل انقلاب با رشد بسیار خوب جمعیتی مواجه بودیم اکنون کمتر خانواده‌ایی داریم که بیش از دو فرزند داشته باشند که خبرنگار ما در رابطه با چرایی این مهم گزارشی تهیه کرده است که در ادامه می‌خوانید:

 

صبح توس: در گذشته جمعیت اکثر خانواده‌ها حداقل پنج الی 9 نفر بود چرا امروز شاهد خانواده‌هایی با یک الی دو فرزند هستیم؟!

 

زهرا عسکریان از روستای داغی یکی از دلایل را گرفتاریهای مردم و خشکسالی‌های پی در پی که چندین سال است تداوم دارد ذکر می‌کند و می‌گوید: البته در اهمیت افزایش جمعیت هم اطلاع‌رسانی کمتری صورت گرفته است.

 

در چندین سال قبل تبلیغات گسترده‌ایی در مورد فرزند کمتر داشتن می‌شد و حتی در پشت ماشین‌ها با این عناوین تبلیغ می‌کردند که «فرزند کمتر زندگی بهتر» و یا «فرزند با فاصله؛ زندگی با حوصله» و متأسفانه مردم هم تأثیر گرفته بودند.

 

اما فکر می‌کنم آگاهی مردم جامعه‌ی امروز نسبت به گذشته بهتر شده و متوجه خطر کاهش جمعیت که کشور را تهدید می‌کند و اینکه جمعیت جوان ما رو به کاهش است شده‌اند؛ خودم هم فعلا دو تا فرزند دارم؛ اما تصمیم داریم که فرزندان بیشتری داشته باشیم.

 

رزق و روزی را خدا می‌رساند

 

معصومه قاسمی خانمی 50 ساله و خانه دار از همین روستا ادامه می‌دهد: خوشبختانه شش فرزند دارم و معتقدم که فرزند بیشتر بهتر است؛ چرا که رزق و روزی را خدا می‌رساند.

 

باور کنیم که خداوند قادر است

 

زهرا غفرانی از روستای ایور که تاریخ دقیق تولد تمامی بچه‌هایش را حفظ است و با شوق و علاقه هم این موضوع را ابراز می‌کند در گفت‌و‌گو با ما می‌گوید: خوشبختانه شش فرزند و به عبارتی دو دختر و چهار تا پسر دارم؛  فرزند نعمتی است که نبودش برای کشور جبران نمی‌شود، کالا نیست که خرید و فروش شود؛ چنانچه شش فرزند دیگر هم داشته باشم خوشحال‌تر هستم و خد را شکر می‌کنم که همه‌ی فرزندانم خوب، تحصیل‌کرده و سالم هستند.

 

می‌پرسم چرا امروزه می‌گویند داشتن فرزند بیشتر سخت است و از عهده مسئولیت آن برنمی‌آییم(؟) که در جواب بیان می‌کند: آنها خودشان را قادر می‌دانند و نه خدا را؛ در صورتی که ما بنده خدا هستیم و هیچ قدرتی در برابر قدرت خداوند نیست؛ داشتن یک بچه ناخلف مشکل است که دنیا و آخرت آدم را به هدر می‌دهد؛ اما ده تا فرزند صالح داشته باشی هیچ مشکلی ندارد و اکنون حدود 20 سال است که شوهرم ناراحتی قلبی دارد و قلب عمل باز انجام داده است و بچه‌هایم را با تحمل سختی‌های زندگی بزرگ کردم؛ اما خداوند بوده که مرا یاری کرده است.

 

پدر و مادر در برابر قدرت خداوند هیچ هستند و تنها خدا است که کمک می‌کند؛ تنها خدا است که یاری می‌کند و کسانی که می‌گویند فرزند کمتر آسایش بیشتر، گناهکار هستند.

 

با پول می‌شود منزل خوب، طلا، وسیله و سایر تعلقات را تهیه کرد؛ اما به هیچ پولی نمی‌توانید برادر، خواهر، عمه، خاله، دایی داشته باشید؛ مخصوصا در شرایط امروز که انواع آسیب‌ها و تصادفات زیاد است.

 

کسانی که یک الی دو بچه می‌آورند اگر خدایی نکرده به علت تصادف یا هر اتفاق دیگری تک فرزند شوند، دیگر جایگزینی ندارند و پدر و مادرها باید به این موضوع هم فکر کنند.

 

در ادامه با خبرنگار سید غلامرضا حسنی، یک پژوهشگر جمعیت شناسی به گفت‌وگو نشستیم تا نظرات کارشناسانه وی را در خصوص فرزندآوری جویا شویم که وی در این خصوص بیان می کند: آنچه امروز در جامعه روستایی رخ داده تحت تأثیر ساخت جمعیت روستا است که به لحاظ ساختاری و به علت خروج جوانان جویای کار از روستا و تأخیر در سن ازدواج سالمند شده است.

 

این پژوهشگر جمعیت شناسی افزود: مشکل تنها این نیست که انگیزه‌‌ روستائیان ما در کاهش تمایل به فرزندآوری تأثیر گذاشته است، بلکه وقتی صحبت از فرزند آوری می‌کنیم قبل از آن باید صحبت از ازدواج کنیم یعنی تشکیل خانواده و بعد تحکیم خانواده و بعد توسعه خانواده که فرزندآوری است و مرحله‌ی آخر تعالی خانواده است و به عبارتی چهار مفهوم مرتبط با خانواده داریم که بی ارتباط با مسأله باروری نیستند.

 

وی بیان داشت: بنابراین فرزندآوری وقتی تحقق پیدا می‌کند که امکان تشکیل خانواده باشد و چنانچه خانواده‌ایی تشکیل نشود امکان باروری مطرح نیست، مخصوصا با توجه به رویکردهای اعتقادی و ارزشی ما که معتقدیم تنها با ازدواج است که مشروعیت رابطه فرزندآوری امکان پذیر می‌شود.

 

حسنی ابراز کرد: مهاجرت و حرکت جوانان پسر برای کار و اشتغال به شهرها مسلما بر تشکیل خانواده تأثیر می‌گذارد و مسلم از نظر تفکیک جنسی، تعادل جمعیتی از نظر دختر و پسر به هم می‌خورد چون در مجموع الگوی انتخاب همسر پسرهایی که وارد شهرها می‌شوند با الگوهای روستایی یکی نیست و این منجر به فرایند اختلال در فرایند تشکیل خانواده در روستاها می‌شود و ممکن است یکی از دلایلی باشد که امروزه در روستاها فقط جمعیت سالمندان، کودکان و زنان را می‌بینینم و جوانان پسر کمتر دیده می‌شوند.

 

وی ادامه داد: دلیل دوم رسانه‌های ما هستند که به روستا برده شده‌اند و فرهنگی که دارند انتقال می‌دهند نوعی نگرش نسبت به فرزند آوری ایجاد می‌کند که بر خلاف گذشته این نگرش روش مثبتی در فرزندآوری نیست؛ یعنی رسانه‌ها تقویت کننده‌ی باروری بالا در روستاها نیستند و خود به خود الگوهایی را از بُعد خانوار در قالب فیلم‌ها و نمادهایی در عرصه‌ی زندگی مرفه ارائه می‌دهند که در آن جمعیت یا تعداد بیشتر فرزندان عامل مثبت دیده نمی‌شوند و قبل از اینکه توسعه اقتصادی و توسعه اجتماعی صورت بگیرد این اشاعه در دو دهه اخیر اتفاق افتاده است.

 

این متخصص جمعیت شناسی در پایان یادآور شد: امروز علاوه بر تمامی نهادهای تأثیرگذار ضرورت دارد رسانه هم وظیفه‌ی خودش را در خصوص اطلاع‌رسانی صحیح به مردم انجام دهد و آن چهار مرحله‌ای که تأثیرش در فرآیند تمایل خانواده‌ها به افزایش فرزندآوری اجتناب ناپذیر است، مورد توجه ویژه مسئولان و مردم قرار گیرد.

 

گزارش را با فرمایشی از مقام معظم رهبری به پایان می‌بریم که فرمودند: «سیاست تحدید نسل در یک برهه ای از زمان درست بود؛ یک اهدافی هم برایش معین کردند. آنطوری که افراد متخصص و عالم و کارشناسان علمی این قسمت تحقیق و بررسی کردند و گزارش دادند، ما در سال ۷۱ به همان مقاصدی که از تحدید نسل وجود داشت، رسیدیم.

 

از سال ۷۱ به این طرف، باید سیاست را تغییر می دادیم؛ خطا کردیم، تغییر ندادیم. امروز باید این خطا را جبران کنیم. کشور باید نگذارد که غلبه ی نسل جوان و نمای زیبای جوانی در کشور از بین برود؛ و از بین خواهد رفت اگر به همین ترتیب پیش برویم؛ آنطوری که کارشناسها بررسی علمی و دقیق کردند. اینها خطابیات نیست؛ اینها کارهای علمی و دقیقِ کارشناسی شده است. اگر چنانچه با همین وضع پیش برویم، تا چند سال دیگر نسل جوان ما کم خواهد شد – که امروز قاعده ی جمعیتی ما جوان است – و بتدریج دچار پیری خواهیم شد؛ بعد از گذشت چند سال، جمعیت کشور هم کاهش پیدا خواهد کرد؛ چون پیری جمعیت با کاهش زاد و ولد همراه است».

 

گزارش: حوریه صادقی زیرک آباد

 

انتهای پیام/