به گزارش خبرنگار صبح توس؛ همزمان با عاشورای حسینی مشهد الرضا(ع) و بارگاه علی بن موسی الرضا یکپارچه در عزای سید سالار شهیدان کربلا و یاران باوفای آن حضرت به سوگ نشسته است.

حرکت دسته های عزاداری از مسیر های منتهی  به حرم امام هشتم از ساعات اولیه امروز شروع شده و عزاداران حسینی با نوحه سرایی و زنجیر زنی با شکوه خود حال و هوای مشهدالرضا و بارگاه نورانی امام رضا(ع) را کربلایی کرده اند.

به ورودی حرم که میرسند، روی پای ایستاده دست به سینه می شوند در از امام هشتم شیعیان اذن دخول می گیرند، بوق ها سنجها و طبل ها خاموش می شوند، امام علم ها و بیرقها هرگز نمی خوابند، برافراشته و راست قامت جانشان ره به نسیم کوی رضا می سپارند، تا اذن دخول گرفته شود.

زن و مرد، پیر و جوان، همه و همه رخت ماتم به تن کرده و بر مصائب حسین بن علی(ع) در روز عاشورا، اشک ماتم میریزند، صدای طبل و سنج و نوحه خوان ها از فضای حرم و مسیرهای منتهی به حرم را پر کرده است و انگار کربلا و بین الحرمین در برابر چشمان عزاداران مجسم شده است.

هیچ کس تماشاگر نیست، یا گریه میکنند یا به سینه میزنند و با نوای مداحان و ذاکران دم میگیرند، و گوشها فقط یک نوا را می شنود، نوایی که با حسین شروع می شود به حسین ختم می گردد، اشکها بر گونه جاری می شود بر لباس های مشکی عزا می چکد، گویی که روضه ای مجسم شده است برایشان.

لنز دوربین ها و موبایل ها کنجکاو شده اند لحظه ها و اشکها و گریه ها را ضبط میکنند، تا شاید در روزهای نیامده با مرور دوباره آنها، حال و هوایشان کربلایی شود و دوباره و چندباره برای غریبی و بی کسی امام حسین در خلوت های دنجشان گریه کنند.

هر صحن و هر رواق حرم که پایت برسد، فط روضه میشنوی و نوای حسین حسینی که زمین و زمان را به هم ریخته است، نوایی گرم و گیرا از رواق امام خمینی دلت را به کربلا می کشاند، انگار بر بلندای تل زینبیه ایستاده ای مقتل برایت مجسم شده است، جمعیت اشک بی امان می ریزد، روضه به مقتل رسیده است: شمر بر سینه فرزند رسول الله نشسته است و خواهری که بساط اسیری اش جور شده است.

نوبت غارت شده است، نه عباس مانده و نه حسین، دشمن به احل حرم شیر شده است، روضه به اینجا کی میرسد خیلی ها خودشان را می زنند، دست خودشان نیست، شیعه هستند و غیرتشان سر ناموس و محارم گل میکند و گر میگیرد.

درد استخوان سوزی است، در حرم امام معصوم روضه اسارت خواندن سخت است، جمعیت به هم ریخته است، نوای مداح وزن و اهنگش را از دست داده است، خودش هم گریه میکند، گریه امانش را می برد و روضه را ختم میکند.

به صحن رضوی میروم تا با گذر از میان انبوه عزاداران فرزند فاطمه خودم را به باب الرضا برسانم و از حرم خارج شوم، خدا حافظ صاحب عزای روضه ارباب، خدا حافظ ولی نعتمت ایرانی ها، برایمان دعا کن تا محرم سال بعد هم زنده بمانیم.

اسماعیل زمندی

انتهای پیام/