به گزارش صبح توس به نقل از کاشمربصیر یک پیشنهاد ساده برای افزایش مطالعه کتاب! و آن اینکه از این به بعد تا یک مدتی همه از کتاب و کتابخوانی، بد بگویند و آن را تقبیح کنند و حتی خرید و فروش آن را هم جرم اعلام کنند! آن وقت خواهیم دید که بعضی از ما مردم عزیز با چه حرص و ولعی به دنبال تهیه کتاب و مطالعه مخفیانه آن خواهیم رفت! و آن وقت است که نه تنها آمار کتابخوان های کشور روز به روز افزایش خواهد یافت بلکه سن کتابخوانی هم کاهش پیدا می کند! پیشنهاد عجیبی است، قبول دارم اما یک دیدگاه هست که می گوید انسان را از هر چه که منع کنی، حرصش نسبت به آن بیشتر می شود. به عنوان مثال شما نوع برخورد با کتاب و سیگار را در جامعه با هم مقایسه کنید! تقریباً هر کسی که می تواند پیامی به مردم منتقل کند از بدی های سیگار و خوبی های کتاب می گوید! از صدا و سیما گرفته تا مطبوعات و سایت ها و سخنرانان و معلمان و... همه از مضرات و خطراتی که سیگار برای جسم و جان انسان ها و نیز جیب آن ها دارد صحبت می کنند و در مقابل باز از همان صدا و سیما تا مطبوعات و خبرگزاری ها و سخنران ها و... همه از فواید کتابخوانی و مطالعه داد سخن سر می دهند و می نویسند! اما نتیجه چه شده است؟! هر چند آمار دقیقی نه از تعداد سیگاری ها و نه از تعداد اهالی کتاب وجود دارد اما بر اساس برخی آمارهایی که منتشر شده در کشور ما از حدود 12 تا 20 میلیون سیگاری وجود دارد اما در مقابل تنها حدود دو و نیم میلیون نفر عضو کتابخانه های عمومی هستند!!! علاوه بر این آمار وحشتناک در هر دو حوزه سیگار و کتاب، هر روز اخبار نگران کننده از افزایش اعتیاد به سیگار و سایر مواد دخانی و افیونی و نیز کاهش سن افراد سیگاری منتشر می شود و در مقابل هر روز شاهد اظهار نظرها و مصاحبه هایی در ابراز نگرانی از پایین بودن سرانه مطالعه در کشور و پایین بودن مراجعه مردم به کتاب و کتابخانه هستیم! و یا با اینکه هر روز اخباری از وضعیت نابسمانان کتابخانه های مدارس می شنویم، در مقابل خبرهای ناراحت کننده ای از نفوذ سیگار و حتی سایر مواد اعتیاد آور در میان دانش آموزان مدارس منتشر می شود. خلاصه کلام آنکه هر چه از سیگار، بد گفته شده طرفداران آن بیشتر شده اند و هر چه از کتاب، خوب گفته می شود تعداد قابل توجهی به طرفداران آن افزوده نمی شود! راستی چرا؟!!! چرایش را البته باید روانشناسان اجتماعی پاسخ بگویند. اگر بحث مالی و اقتصادی باشد که هر چند کتاب گران است اما سیگاری بودن هم هزینه کمی ندارد، ضمن اینکه کسی از کتاب خواندن، بیمار و سرطانی نمی شود و به سکته قلبی دچار نمی گردد اما سیگار این تبعات را هم دارد و یا به لحاظ نگاه اجتماعی هم هنوز تا حدی قبح سیگار در جامعه ما وجود دارد و مردم به یک فرد سیگاری با دیدگاهی منفی نگاه می کنند اما به یک فرد اهل کتاب و مطالعه با دیدگاهی احترام آمیز نگاه می شود ولی چرا باز هم استقبال از سیگار بیشتر از استقبال از کتاب است؟! حالا که صحبت از سیگار شد بیایید یک پیشنهاد دیگر را با هم بررسی کنیم و آن اینکه ما اگر بتوانیم در سطح جامعه، فقط سیگاری ها را کتابخوان کنیم نه تنها آمار مصرف سیگار پایین می آید که آمار کتابخوانی هم رشد فزاینده ای پیدا خواهد کرد! سیگاری ها چرا سیگار می کشند؟! برای اینکه خستگی را از تن خود بیرون کنند، برای اینکه لذت ببرند، برای اینکه به آرامش برسند و تمرکز اعصاب پیدا کنند... هر چند هیچ کدام از این موارد به واقع با کشیدن سیگار محقق نمی شود اما مهم آن است که یک فرد سیگاری به این باور کاذب رسیده که با کشیدن سیگار همه این نتایج لذت بخش برای او هر چند برای مدت کوتاهی، محقق می شود لذا هم برای کشیدن سیگار هزینه می کند و هم تبعات و زیان های جسمی آن را به جان می خرد. حالا کافی است همین باور کاذبی که یک فرد سیگاری به سیگار دارد را برای کتاب البته به عنوان یک باور صادق در او به وجود آورد. اگر یک فرد سیگاری به این باور برسد که بعد از یک کار خسته کننده، مطالعه چند دقیقه ای چند صفحه کتاب جذاب و متناسب با شخصیت وی، خستگی را از تن او بیرون می کند و او را به آرامش می رساند و برایش لذت بخش می شود، آن وقت به راحتی می توان او را مجاب کرد که برای دستیابی به این هدف ها، به جای سیگار به سراغ کتاب برود! چرا به سراغ کتاب؟! چون برای سیگار باید هزینه های اقتصادی زیادی بپردازد، سیگار را نمی تواند امانت بگیرد اما با پرداخت مبلغی اندک، می تواند عضو یک کتابخانه شود و کتاب را به رایگان به امانت بگیرد، ضمن اینکه کتاب هیچ زیانی برای جسم و ریه و قلب و دهان و دندان او ندارد اما سیگار همه این ضررها را با خود دارد. بیایید از همین امروز با سیگاری های اطرافمان صحبت کنیم! بیایید آن ها را متقاعد کنیم که از این به بعد همان طور که همیشه یک پاکت سیگار در جیب خود دارند، یک کتاب جیبی هم در جیب دیگرشان داشته باشند و هر زمان که حس سیگار کشیدنشان گرفت، همزمان با کشیدن سیگار، چند صفحه هم کتاب بخوانند و به تدریج، یک در میان یک بار سیگار بکشند و یک بار فقط کتاب بخوانند و همین طور کم کم به طور کلی سیگار را کنار بگذارند و هر وقت زمان سیگار کشیدنشان رسید، به جای پاکت سیگار، کتاب را از جیبشان درآورند و به جای آن که دهانشان را با کشیدن سیگار مشغول کنند، با زمزمه مطالب کتاب مشغول شوند! البته ناگفته نماند که انتخاب کتاب خوب و متناسب با علایق و شخصیت هر فرد، تأثیر شگفت انگیزی در علاقمند کردن افراد به کتابخوانی دارد که نباید از نظر دور بماند. به امید آنکه کتاب فروشی ها از سیگار فروشی ها شلوغ تر شود، به امید آنکه به جای حضور سیگار در جیب میلیون ها ایرانی، شاهد حضور کتاب در جیب ایرانی ها باشیم، به امید آنکه بوی بد سیگار از خانه های ایرانی ها حذف شود و به جای آن ترنم زمزمه کتاب در همه خانه ها طنین انداز گردد، به امید آنکه در سبد خرید خانواده های ایرانی آن قدر کتاب وجود داشته باشد که دیگر سیگار در آن جا نشود! انتهای پیام/