به گزارش صبح توس،  لیلی خواجه، مادر شهید نعمت الله رمضانی ساکن روستای زیرک آباد بردسکن در گفت و گو با خبرنگار صبح بردسکن، یاد و خاطرۀ شهدای اسلام و شهید محمد حسین فهیمده را گرامی داشت و اظهار کرد: فرزندم 12 سال بیشتر نداشت که به عشق امام حسین(ع) در راه اسلام به شهادت رسید.   وی بیان داشت: از همان کودکی احترام و ادب زیادی نسبت به من و مرحوم پدرش داشت؛ از پسرم خیلی راضی ام؛ پدرش هم خیلی راضی بود؛ علاقۀ زیادی به درس خواندن داشت کلاس هفتم بود که گفت: شب خواب دیدم که بروم به جبهه؛ گفتم چطوری می خواهی بروی اجازه نمی دهند سن و سالت خیلی کم است؛ می گفت کفشهای بزرگ می پوشم تا قدم بلند شود.   مادر شهید ادامه داد: هر چه اصرار می کردیم که سن و سالت کم است و اجازه نمی دهند فقط می گفت: خواب دیدم باید بروم به جبهه؛ کلاس هفتم را که خواند برای آموزش به نیشابور رفت؛ بعد از آموزش شبی که می خواست برود به جبهه آرام و قرار نداشت؛ خیلی خوشحال بود.   وی گفت: قبل از اینکه به جبهه برود سپاه بردسکن ما را خواست که فرزندتان اصرار دارد برود به جبهه تکلیف چیه؟ ما چیکار کنیم؟ من و پدرش هم گفتیم: این بچه خواب دیده که برود به جبهه و خیلی هم علاقه دارد؛ ما نوکر امام حسین(ع) هم هستیم؛ هر چه خدا بخواهد همان می شود.   مادر شهید رمضانی با ببان اینکه شهدای ما شایسته بودند که رفتند و به شهادت رسیدند گفت: فرزندم نعمت الله در ماه محرم با علاقۀ خاصی در تعزیه خوانی شرکت می کرد و شبیه می خواند و گهوارۀ حضرت علی اصغر(ع) را باد می داد؛ همان سالی که می خواست به جبهه برود دو ماه به محرم بود که به من سفارش کرده بود برای تعزیۀ شش ماهۀ اباعبدالله الحسین(ع) مخمل سبز بخرم.   وی بیان کرد: فرزندم به تعزیه و سینه زنی و حرم و مجالس عزاداری امام حسین(ع) خیلی علاقه داشت؛ برادرم، فتح الله خواجه پسرم را نصیحت می کرد که سن و سالت خیلی کم است و امکان داره صدمه ببینی و اینکه اجازه بده دایی اکبرت از جبهه بیاید و بعد برو که شهید می گفت: هر کس برود برای خودش می رود؛ من هم مثل همۀ کسانی که شهید شدند.   مادر شهید اذعان کرد: پسرم خیلی شجاع بود و اصلا ترس نداشت و هر چه دایی اش از اوضاع جبهه می گفت که منصرفش کند فایده ایی نداشت؛ راهش را انتخاب کرده بود؛ من و مرحوم پدرش هم می گفتیم این راهی است که ما نمی توانیم چیزی بگوییم؛ راه اسلام است راه امام حسین(ع) است.   وی ابراز داشت: فرزندم 12 ساله بود اما خداوند به اندازۀ یک فرد 50 ساله به او فهم و معرفت داده بود و فهم و شعور و معرفت را هم نمی شود به صورت سنی حساب کرد.   وی گفت: در مراسم احیاء شب 21 رمضان عمویش به پسرم گفته بود برود به خانه و استراحت کند اما گفته بود: مگر من با شما فرق می کنم؛ اگر مثل این شب، سه شب دیگر هم باشد باز هم خوابم نمی آید و تا صبح بیدار می مانم که گفتند: پسرم تا صبح همراه با بقیه دعا می خوانده  است.   مادر شهید با اشاره به اینکه پسرم به لباسهای نظامی اش خیلی علاقه داشت بیان کرد: فرزندم در جبهۀ مهران در عملیات والفجر سه به آرزوی خودش رسید و به فیض عظیم شهادت نائل آمد.   وی افزود: ما مادران شهید رمضانی ها و شهید فهمیده ها اگر به همان دوران برگردیم باز هم ذره ایی شک به دل راه نمی دهیم و با افتخار فرزندانمان را راهی جبهه های حق علیه باطل می کنیم و مطمئن هستم اگر امروز پسرم زنده بود به دفاع از حرم حضرت زینب(ص) لحظه ای آرام نداشت. انتهای پیام/