به گزارش صبح توس به نقل از ندای‌گناباد، اگر گذری به روستاهای بخش شرقی شهرستان گناباد داشته باشیم، تشکیل تپه‌های شن‌روان در حاشیه این روستاها زنگ‌خطری جدی را گوشزد می‌کند که خبر از حرکت تدریجی شن‌های روان به سمت گناباد می‌دهند، شن‌های روان و گرد و غباری که امروز مهمان روستاهای شرقی شهرستان هستند به سرعت به سمت مرکز شهر درحال حرکت می‌باشند.   دشت عمرانی به عنوان یکی از کانون‌های اصلی فرسایش‌ بادی در گناباد، نقش مهمی در تشکیل ریز گردها دارد، نکته قابل توجه دراین رابطه، جهت وزش بادها بوده که اغلب از دشت‌عمرانی به سمت گناباد در حال وزیدن می‌باشد که اهمیت احیای این دشت را جهت کنترل ریزگردها دوچندان می کند.   بد نیست نگاهی به وضعیت این دشت در طی چند سال اخیر داشته‌ باشیم: از جنگل‌های تاغ این دشت در چند‌ دهه گذشته در اثر بی‌توجهی و عدم نظارت، تنها تعداد معدودی درخت تاغ باقی مانده‌ است که آن‌ها نیز زیر خروارها خاک دفن خواهند شد؛ بخش عظیمی از این دشت توسط ارگان‌های مربوطه جهت دفن زباله واگذار شده‌است که روزانه ده‌ها تن خاک جابجا می‌شوند تا هیچ گیاهی اجازه رویش پیدا نکند؛ ده‌ها هکتار از این دشت جهت دپوی کودهای حیوانی واگذار شده تا دلالان کود نیز نقشی در تخریب این دشت داشته باشند و معادن واگذار شده در این منطقه نیز به شدت در حال غارت و تخریب آن هستند.   دشت‌عمرانی به دلیل بالا‌بودن سطح آب سفره‌های زیر زمینی، پتانسیل بسیار مناسبی برای کاشت درختچه‎های بومی مناطق کویری را دارد ولی متاسفانه کارشناسانی که باید طرحی برای احیای این دشت اجرا کنند، فقط تخریب این دشت را به نظاره نشسته‎اند.   پدیده گرد و غبار هر سال با شدت بیشتری خودنمایی می‎کند و زندگی مردم را از جهات مختلف اجتماعی، اقتصادی و بهداشتی تحت تاثیر قرار داده‎است. و مدفون‎شدن زمین‎های کشاورزی برخی از روستاهای حاشیه‎ای شهرستان زیر شن‎های روان متاسفانه معضلی است که امروز در حال تحقق یافتن است.   اگر امروز گامی برای احیای کانون‎های فرسایشی برداشته نشود باید فردا فقط عواقب تیره‎تر آن را نظاره‎گر باشیم؛ گرچه بحران بسیار جدیست و توجه مسئولان مربوطه را می طلبد ولی گوش اگر گوش منو ناله اگر ناله توست، آنچه البته به جایی نرسد فریاد است.   سید حسن حسینیان   انتهای پیام/