به گزارش صبح توس، از آنجا که زبان بدن(Body Language) بیشترین تاثیر ارتباطی در مقایسه با کلام و لحن درحدود60درصد را داراست دیپلماسی ظریفانه لبخند وزیرخارجه می تواند بیانگر ارسال سیگنال های مدنظر فرستنده و البته با خوانش جانبدارانه گیرنده و مخاطبین باشد . مهم برای نتیجه بخش بودن این دیپلماسی نزدیک بودن درک ها به یکدیگر از نیت ها، مواضع و رفتارهای دوجانبه است و می توان این سوال را مطرح نمود که آیا هدف و نیت فرستنده با برداشت و تفسیر گیرنده مطابقت یا حتی الامکان نزدیکی دارد یا اینکه لبخندهای از سرمهربانی و حسن نیت جناب ظریف با برداشتی ناهمگون و بعضا متضاد از سوی طرف های مذاکره کننده و شاید هم افکار عمومی و مخاطبان رسانه های دنیا مواجه می شود؟!   ریشه لبخندهای جواد ظریف و مواضع صلح طلبانه وی را می توان قبل از هرچیزی در شناخت دقیق وی از جریان مسلط رسانه ای در محافل عمومی و رسمی دنیا و غرب مبتنی بر تصویرسازی منفی و سیاه نمایی های جریان حاکم علیه جمهوری اسلامی ایران دانست. شاید وزیرخارجه ایران به دنبال بازسازی این چهره مخدوش شده در نزد افکارعمومی دنیا و به ویژه غرب باشد و همچنین به دنبال ارسال این پیام به جامعه جهانی است که ایران اسلامی اهل صلح، تعامل، صمیمت و دوستی است و ازجنگ طلبی و خشونت بیزار است و این لطافت و ظرافت دیپلماتیک تا جایی پیش می رود که ایشان در یک موضعگیری صریح می گوید ایران می تواند جنایت های فراموش نشدنی و خیانت های نابخشودنی ایالات متحده امریکا را در حق ملت ایران ببخشد و این همه ظلم و ستم وحشیانه را جوانمردانه و با روی گشاده باهدف بازسازی اعتماد تخریب شده میان ایران و بلوک غرب جواب می دهد.   در سوی دیگر ماجرا باید مواضع و رفتار امریکا و غرب را در برابر این لبخند مهرورزانه باهمان ظرافت پیگیری نمود. از آذرماه 92 (زمان انعقاد توافقنامه ژنو) تا کنون در طول سه ماه ، حدود 10 بار از سوی مقامات کاخ سفید تصریح شده است که همه گزینه ها روی میز است که این شدت از تهدید در طول تاریخ بعد از انقلاب اسلامی بی سابقه است. همچنین امریکا برخلاف نص و روح توافقنامه ژنو تحریم های جدیدی علیه اشخاص حقیقی و حقوقی در دو مرحله به تصویب رساند تا جایی که صدای اعتراض مقامات روسی در نقض توافقنامه ژنواز سوی امریکا بلند شد. حال سوال اینجاست چرا علیرغم رفتار مهربانانه دولتمردان ایرانی زبان تهدید تندتر و شمشیر ارعاب تیزتر شده است؟! آیا این سیاست مبتنی بر ترفندی پیچییده با اهداف متنوع نیست؟ در بازخوانی رفتار امریکا و جریان هم پیمان آن، باید سوالات مهمی پاسخ داده شود!   آیا امریکا به دنبال آزمودن ایران در مرحله موضعگیری و به اصطلاح سنجش قدرت جسارت دیپلماتیک دولتمردان ایرانی است؟   آیا امریکا در پی عصبانی نمودن مسئولان جمهوری اسلامی و تصمیم عجولانه برای نقض توافق ژنو از سوی مقامات ایران و ترسیم چهره خشن و بی منطق و عهدشکن از ایران در ادامه همان پروژه های نخ نما و تکراری و البته تاحدودی موفق ایران هراسی سالیان گذشته است؟   آیا امریکا و غرب باشناخت از جریان های سیاسی و حکومتی درون ایران به دنبال دوقطبی سازی مذاکره و عدم مذاکره و القای مجدد وجود حاکمیت دوگانه در ایران است؟   آیا تهدیدات امریکا علیه ایران با هدف اقناع سازی لابی قدرتمند صهیونیستی و رژیم نامشروع اسرائیل برای کاهش فشارهای موجود است؟   آیا امریکا می خواهد وانمود کند که کشورش از موضع قدرت به پای میز مذاکره آمده و این ایران است که در اثر فشار تحریم ها و تهدیدها به مذاکره نیازمند است و هر زمانی که امریکا بخواهد با قدرت و ابتکار عمل از هر گزینه ای استفاده خواهد کرد و بدین صورت با فرصت دادن به ایران هم نمایشی دمکراتیک و صلح طلب از چهره خود ترسیم نماید و هم اقتدار هژمونیک خود را به رخ جامعه جهانی بکشاند.   آیا غرب و امریکا به دنبال ناکارامد و ناموفق جلوه دادن گفتمان مقاومت و ایستادگی در برابر ابرقدرت ها است ؟ آنها بدین وسیله به کشورهای مستضعف و آزادی خواه که سودای پیشرفت بدون اتکا به ابرقدرت ها را در سر می پرورانند این پیام را ارسال کند که ایران به عنوان پیشقراول و مدعی مبارزه با استکبارجهانی در برابر تحریم ها و فشارها به ستوه آمده و علیرغم شعارهای اولیه انقلاب مبتنی بر استکبار ستیزی آماده و متقاضی تعامل و رابطه با امریکا شده است. و به نحوی جلوی انتشار جریان مقاومت در منبع گرفته شود!   آیا امریکا دنبال مرعوب کردن دیپلمات های ایرانی و افزایش قدرت چانه زنی خود در مذاکرات و کسب امتیازهای بیشتر از ایران و تحمیل اراده خود با همان سیاست قدیمی چماق و هویچ است؟   آیا امریکا دنبال فشار برای کاهش قدرت دفاعی و نظامی و در نهایت خلع سلاح موشکی و سپس تضعیف اقتدار سیاسی و بین المللی ایران و در نهایت پیاده سازی الگوهای متناسب براندازی است؟   در هرصورت دیپلمات های فهیم و انقلابی ایران باید بدانند در پشت این تهدیدهای مستمر و بی سابقه می تواند ترفندهای پیچیده نهفته باشد که نباید با ساده انگاری و خوش باوری به راحتی از آن عبور نمود بلکه هوشمندانه و عمیق، مواضع متناسب با اصول حاکم بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی – عزت، حکمت و مصلحت- را اتخاذ نمایند تا نرمش قهرمانانه منجر به کرنش ناآگاهانه و غافلانه نگردد.  

ابوالحسن حسین زاده

انتهای پیام/