به گزارش صبح توس، به نقل از کلات نادر، مدتی است که با انتشار برخی فیش‌های حقوق نجومی مردم پیگیر رسانه‌ها برای برخورد و بازپس‌گیری بیت‌المال هستند که در این خصوص با حجت‌الاسلام عباس عبداللهی، مسئول دفتر نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه ناحیه کلات مصاحبه‌ای انجام داده‌ایم که ماحصل این گفتگو به شرح ذیل می‌باشد؛ - ضمن تبریک ماه مهمانی خدا، نظرتان در مورد فیش‌های حقوقی که جدیداً در مورد برخی مسئولین رسانه‌ای می‌شود چیست؟ البته باید این مطلب مدنظر باشد که این  قصه یک مسئله عام و فراگیر نیست و دریک قسمت محدود برخی دست به این کار نامطلوب زده‌اند که البته دولت هم انصافاً خوب ورود کرد و مجلس هم طرح یک‌فوریتی داده و قانون سقف حقوق را انشاء الله به تصویب خواهد رساند اما من می‌خواهم مطالبم را با  این سؤال مطرح کنم مبنی بر اینکه چرا باید در حکومت علوی افرادی از بیت‌المال مسلمین استفاده کنند و در همان حکومت افرادی در دامن فقر قدم بردارند و زراندوزان خود را شیعه و محب اهل‌بیت بدانند و کارگزار نظام مقدس جمهوری اسلامی ، و کجای این فیش‌های حقوقی به فیش‌های حقوقی شبیه است که امیرالمؤمنین به کارگزارانش داده؟ -بنظرشما علت اصلی  این اختلاف در برداشت حقوق از بیت‌المال مسلمین چیست؟ در اکثر مواردی  که انباشت ثروت صورت پذیرد می‌توان به‌وضوح رگه‌هایی افراد فاسد را مشاهده کرد که در درون مجموعه عظیم انقلاب نفوذ کرده‌اند و همچون کرم میوه اصل درخت و میوه آن را به مرز نابودی می‌کشانند متأسفانه افرادی در بدنه نظام نفوذ کرده وبعضا به پست‌های مهم نیز دست‌یافته و چهره شده و سپس ‏ بر سفره انقلاب لم‌داده‌اند  که جایی در پیدایش انقلاب نداشته و یا اگر داشته امروزه انقلاب را مدیون خود می‌دانند و حق چپاول بیت‌المال را حق طبیعی خود می‌دانند و این‌ها کسانی هستند که هدفی جز تخریب نظام ورشکست آن را ندارند، و بدترین نوع خیانت را به جامعه اسلامی می‌کنند، شاید لازم باشد اشاره‌ای کنیم به عثمان بن حنیف به‌عنوان فرماندار امیر المومنین در مجلسی شرکت کرد که مجلس ثروتمندان بود و محرومان در آن سفره حق شرکت نداشتند و قطعاً در آن سفره غذای حرام طبخ نشده بود اما حضرت با فرماندار خود به‌شدت برخورد کرد و این کار او را ناپسند شمرد ولی متأسفانه در نظام اسلامی  برخی‌ها  حقوق نجومی می‌گیرند درحالی‌که ما در تحریم اقتصادی هستیم و تأکید رهبری بر اقتصاد مقاومتی است، بسیاری  به نان شب خود محتاج‌اند بحث گرفتن فیش‌های حقوقی با ارقام بالا، بحث سیاسی نیست  و اختصاص به دولت‌ها با گرایش خاص ندارد بلکه این تفکر غلطی است که در برخی مجموعه‌ها و شخصیت‌ها وجود دارد و قدرت را برخلاف فرمایش امیر المومنین که فرمود مسئولیت طعمه نیست بلکه امانت است، این‌ها برعکس این را فرصت غارت و دزدی از بیت‌المال می‌دانند و این نگاه غلط مدیریتی اومانیستی و لیبرالیستی، در کنار عوامل متعددی زمینه  همچون غفلت از اصل امربه‌معروف  وعدم عمل صحیح به وظایف نظارتی  که اگر شبکه‌های نظارتی که بر اساس شاخصی که امیر المومنین فرمود و بعث العیون من اهل الصدق والوفاء انتخاب می‌شوند خوب به تکلیف عمل می‌کردند و اگر راه‌های  دور زدن قانون بسته می‌شد و....اگر مؤمن به این عبارت حضرت علی(ع) دقت می‌کردیم که فی حلال‌ها حساب وفی حرام‌ها عقاب، زمینه‌ساز فاسدی می‌شود اگر امروزه شاهد آن هستیم که البته نسبت به‌کل مقدار انگشت‌شماری است که همین مقدار هم نباید در جامعه اسلامی وجود داشته باشد؛ زیرا این بداخلاقی‌های اقتصادی  موجب تخریب افکار عمومی نسبت به‌نظام  و انقلاب و دین می‌شود. - راه مبارزه با  انباشت ثروت(فسادمالی) در دست جریانات خاص چیست؟ اسلام برای مبارزه با  انباشت ثروت در دست جریانات خاص آمده لا تَأْکُلُوا أَمْوالَکُمْ بَيْنَکُمْ بِالْباطِلِ وَ تُدْلُوا بِها إِلَي الْحُکَّامِ لِتَأْکُلُوا فَريقاً مِنْ أَمْوالِ النَّاسِ بِالْإِثْمِ... ومی فرماید این مسئله فساد است و همان‌گونه که عده زیادی از اصحاب نامدار پیامبر صلی‌الله علیه واله و حتی دوستان و نزدیكان و اقوام امیرالمؤمنین علیه‌السلام طی دورانی، به‌تدریج، جذب مظاهر دل‌فریب دنیا و مبتلابه استحاله فرهنگی شده و تحت تأثیر فرهنگ جاهلی قرارگرفته بودند؛ به مال‏اندوزی و آسایش و رفاه حرص داشتند و از علی علیه‌السلام توقعات نابجایی داشتند كه پاسخ به آن‏ها حركت اصلاحات علوی را به‌کلی متوقف می‏ساخت. ازاین‌رو، حضرت از ابتدای كار، با بیعت‏كنندگان اتمام‌حجت نمودند و فرمود«آگاه باشید! اگر دعوت شمارا اجابت كنم، طبق علم خویش رفتار خواهم كرد و به حرف این‌وآن و ملامت ملامتگران گوش نخواهم داد». سیاست‏های اصولی و اهداف كلی حاكم بر برنامه‏های اقتصادی جامعه اسلامی(منشور اقتصادی حکومت علوی) چگونه است؟ سیاست‏های اصولی و اهداف كلی حاكم بر برنامه‏های اقتصادی(منشور اقتصادی حکومت علوی) بر اساس این اصول بیان کرد که همه دولت‌مردان را به بازخوانی آن توصیه می‌کنم؛ 1- رفع تبعیض: اولین سیاست اصولی حضرت از بین بردن امتیازهای ناروا و ظالمانه‏ای بود كه در سایه بنیان‏گذاری سنت‏های غلط و حساب‏نشده شکل‌گرفته بود، و به‌تدریج، از حد تعیین‏شده در دفاتر و دواوین تجاوز نموده و به‌صورت سلیقه‏ای درآمده و موجب تاراج بیت‏المال و شكاف روزافزون طبقاتی گردیده بود.امام علیه‌السلام برای لغو این امتیازات، سخت پافشاری نمودند، به‏گونه‏ای كه بسیاری از دوستان و نزدیكان خویش و سران اصحاب پیامبر صلی‌الله علیه واله را به همین دلیل از دست دادند؛ در پاسخ معترضان می‏فرمودند: «من در كتاب خدا برای فرزندان اسماعیل [یعنی اعراب ] فضیلتی بر فرزندان اسحاق [یعنی غیر عرب] ندیده‏ام‏» . 2- رفع فقر: دومین هدف بنیادین و مقصود اساسی امام علیه‌السلام از اصلاح امور معیشتی جامعه اسلامی، رفع فقر و تنگ‏دستی از كسانی بود كه به دلیل بی‏عدالتی‏های گذشته، گرفتار تهی‏دستی ناخواسته شده بودند که در آن روزگار، میزان درآمد مسلمانان به دلیل فتوحات پی‌درپی و به دست آوردن غنائم هنگفت، فراوان شده بود، چنان‌که دارالخلافه مشكلی به نام كمبود تولید درآمد نداشت، بلكه همه مصائب از توزیع ظالمانه و بی‏حساب درآمدهای سرشار حكومت نشایت می‏گرفت. حضرت در خطبه شقشقیه، به صراحت‏به این موضوع اشاره‌کرده، آن را به‌عنوان یكی از مهم‏ترین علل پذیرش خلافت مطرح می‏نمایند: «اگر نبود پیمانی كه خداوند از علمای امت گرفته، كه در برابر پرخوری ظالمان و گرسنگی مظلومان سكوت نكنند، من افسار شتر خلافت را رها می‏ساختم‏» . (نهج‏البلاغه، خطبه 3) - حضرت علی(ع) برای جلوگیری از دست‌درازی به بیت‌المال مسلمین چه اقدامات و راهكارهای برگزیدند؟ دو اقدام ذیل به‌طور مستقیم و باهدف اصلی رفع اختلاف طبقاتی و فقرزدایی جامعه صورت پذیرفت و در اولویت نخست طرح سامان‏دهی حضرت قرار داشت: 1- توزیع مساوی درآمد بیت‏المال: اما امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام درزمینهٔ تحقق سیاست‏های اصولی خود، در نخستین روزهای خلافت، در «در تقسیم آن‏ها، مساوی برخورد كنید و هیچ‌کس را بر دیگری ترجیح ندهید.» سهم هر نفر سه دینار می‏شد. به همه به‌طور مساوی سه دینار می‏دادند تا این‏كه نوبت به طلحه و زبیر رسید؛ آن‏ها درحالی‌که هر یك همراه پسر خود برای گرفتن سهم خویش آمده بودند به‌صورت غیرمنتظره‏ای مشاهده كردند مقسمان به آنان نیز مانند سایران سه دینار دادند، به اعتراض گفتند: عمر این‏گونه به ما حقوق نمی‏داد؛ این كار، كار شماست‏ یا دستور رئیستان؟ آن‏ها گفتند: كار ما نیست، امیرالمؤمنین علیه‌السلام به ما چنین دستوری داده است. آنگاه نزد حضرت علی علیه‌السلام رفتند و حضرت را درحالی‌که زیر آفتاب مشغول رسیدگی به اموال بودند، یافتند. گفتند: نظر شما چیست، آیا مایلید برویم سایه؟ حضرت پذیرفتند؛سپس گفتند: نزد عمالت رفتیم تا سهمیه‏مان را از این [فئ] بگیریم. آن‏ها به هر یك از ما به‌اندازه سایر مردم دادند. حضرت فرمودند: مگر چه انتظاری داشتید؟ گفتند: عمر این‏گونه به ما نمی‏بخشید! این همان مشكلی بود كه حضرت آن را از قبل پیش‏بینی كرده و هنگام بیعت، با آنان اتمام‌حجت نموده بودند كه مطابق علم خود عمل خواهند كرد، نه فتوای دیگران، اما در اینجا برای مجاب كردن آن‏ها به اتمام حجت‌نویس اشاره نكردند، سیره رسول خدا صلی‌الله علیه واله را به آن‏ها گوشزد كردند و فرمودند: فما كان رسول الله صلی الله علیه وآله یعطیكما; «رسول خدا صلی‌الله علیه وآله به چه روشی به شما عطا می‏دادند؟» آن‏ها، كه بهتر از هرکسی می‏دانستند رسول خدا صلی‌الله علیه واله فئ را به‌طور مساوی تقسیم می‏كردند، از پاسخ دادن به علی علیه‌السلام عاجز مانده، سكوت كردند. حضرت از فرصت استفاده نموده، فرمودند: الیس كان رسول‏الله صلی الله علیه وآله تقسیم بالسویه بین المسلمین؛«مگر نه این است كه رسول خدا صلی الله علیه وآله بیت‏المال را به طور مساوی میان مسلمانان تقسیم می‏كرد؟» گفتند: بلی. گفتند: یا امیرالمؤمنین، ما افراد باسابقه و منشأ اثر و از مقربان [پیامبر صلی‌الله علیه واله] بوده‏ایم؛اگر امكان دارد كه ما را با سایر مردم برابر قرار ندهی، برابر نكن. حضرت فرمودند: سابقتكما اسبق ام سابقتی؟ «سابقه شما بیش‏تر است یا سابقه من‏»؟ گفتند: سابقه شما. فرمودند: فقرابتكما اقرب ام قرابتی؟ «نزدیكی شما [به رسول‏خدا صلی الله علیه وآله ] بیش‏تر بود یا نزدیكی من؟» گفتند: نزدیكی شما. فرمودند: فغنائكم اعظم ام غنائی؟ خدمات شما بیش‏تر بوده است‏یا خدمات من؟» گفتند: خیر، خدمات شما بزرگ‏تر بوده، یا امیرالمؤمنین. فرمودند: فوالله ما انا و اجیری هذا و اومی بیده الی الاجیر الذی بین یدیه - فی هذا المال الا بمنزلة واحدة; «قسم به خدا، نسبت من و این اجیرم - با دست‏به كارگری كه پیش روی‏شان بوده اشاره كردند - به این مال یكسان است!» (دعائم الاسلام، باب «قسمة الغنائم‏» من كتاب الجهاد، ح اول) فروندوالله اگر آن مال از آن من هم بود، در میانشان به صورت مساوی تقسیم می‏كردم، چه رسد به این‏كه آن، مال خداست‏» . (- نهج‏البلاغه، خطبه 126) 2- مصادره ثروت‏های بادآورده: امیرالمؤمنین علیه السلام تنها اصلاح روش‏های توزیع گذشته را برای سامان‏دهی اقتصادی آینده كافی نمی‏دانستند، بلكه معتقد بودند ثروت‏هایی كه در دوران سابق بناحق به این و آن بخشیده شده، باید به خزانه بیت‏المال بازگردد. : «و الله لو وجدته قد تزوج به النساء و ملك به الا ماء لرددته فان فی العدل سعة، و من ضاق علیه العدل فالجور علیه اضیق‏» ; (نهج‏البلاغه، خطبه 15) قسم به خدا اگر با آن اموال‏شان زنانی را كابین بسته و یا كنیزانی خریده باشند، آن را باز پس خواهم گرفت; زیرا عدالت مایه گشایش است و آن‌که عدالت برایش گران آید، تحمل ظلم برایش گران‏تر خواهد بود. مسئول دفتر نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه کلات در پایان گفت: این جملات صریحاً می‏فهماند كه ازنظر علی بن ابی‏طالب علیه‌السلام، جلب رضایت خواص با اعطای امتیازات ویژه از بیت‏المال به آن‏ها خیانت به توده مردم مسلمان و ستم در حق سایر اقشار مملكت است و جایگاه یك مسئول در نظام اسلامی چنان حساس است كه حتی هنگام انفاق اموال شخصی خود به دیگران نیز باید همه را به یک‌چشم بنگرد و اموالش را یكسان و عادلانه انفاق كند. انتهای پیام/