به گزارش صبح توس به نقل از قوچان خبر، در ساختار شهری امروزی شهرهای کشورمان هر ساختمان دارای ارتفاع و ابعادی متفاوت و رنگ و لعاب خاص خود است که هیچ گونه نظم و هارمونی با بناهای اطراف خود نداشته و سیمای شهری را در وضعیت نابسامانی قرار داده و در اکثر موارد هیچ وجه اشتراکی با معماری اصیل و نامی ایرانی ندارد. زیرا معماری و سبک خانه، سهم بسزایی در شکل گیری روابط، خلق و خوی و فرهنگ اهل خانه دارد. متاسفانه در ساختمان های امروزی کمترین توجهی به نیازهای روانی و معنوی ساکنین نظیر آرامش و آسایش نشده است. در نتیجه این ناآرامی، آرامش روانی جامعه نیز دچار تزلزل شده و شاهد بروز ناهنجاری هایی در ابعاد مختلف زندگی اجتماعی خواهیم بود. آیا براستی ساختن و پرداختن هر خانه ای به جز اضافه نمودن یک چهاردیواری سیمانی به سیمای شهری اثری بر دیگر ابعاد زندگی اجتماعی مان ندارد؟ در گوشه و کنار شهرها، هر روزه هزاران خانه ساخته می شود، سقف هایی که قرار است سایبان زندگی و مامن و ماوایی برای آسایش، آرامش و امنیت مردم باشند. در این میان اما، آنچه کمتر به آن پرداخته می شود نقشی است که هر خانه به عنوان سلول در اندام کلی شهرمان ایفا می کند. تاثیر و اهمیت بنا و ساخت و ساز بدین سبب است که هرچند درابتدا انسان خالق بنا است اما در ادامه و به مرور زمان این بنا است که بر رفتار و فرهنگ وی و جامعه اثر می گذارد. یعنی معماری هم فرهنگ ساز است و هم زاده فرهنگ. اجتماع ساختاری زنده است که از زندگی دسته جمعی انسان های وابسته به یکدیگر؛ با روابط مشترک، متقابل و نسبتا پایدار شکل می گیرد. خانواده به عنوان کوچک ترین سلول جامعه شناخته می شود و خانه نیز جایگاهی است که روابط اجتماعی در آن شکل می گیرد. در ایران از دیرباز خانه، جایگاهی فراتر از یک سرپناه و مفهومی بیش از یک مکان برای خواب و استراحت داشته است. اما در سال های اخیر خانه برای بیشتر هموطنان مان بیش از آنکه مکانی برای گذران زندگی باشد، جنبه سرمایه چیدا نموده و با آنکه رشد علم و فناوری بیشتر پدیده های اجتماعی را دستخوش تغییراتی قرار داده، اما خانه همچنان برای بسیاری از مردم بخش عمده ای از سرمایه و حاصل تلاش و دسترنج سالیان آنها می باشد. همین دلیل به ظاهر ساده نشان می دهد هر فرآیندی که به نحوی با مفهوم خانه در ارتباط باشد، از اهمیت زیادی برخوردار است، چراکه با عمده ترین سرمایه مالی خانواده ها در ارتباط است. حال اگر نظارت دقیق و اصولی توسط شهرداری ها و ادارات مسکن و شهرسازی صورت نگیرد و یا در رفتار فعالان صنعت ساختمان به عنوان مجریان پروژه ها به هر نسبتی صداقت، شفافیت، مسئولیت پذیری، نظم، مشتری مداری و احترام به حقوق مصرف کننده وجود نداشته باشد یا نسبت به مقررات ملی ساختمان بی توجهی گردد، نتیجه اش همین خانه هایی خواهد شد که با نهایت تاسف عده زیادی از مردمان کشورمان در آن ها در حال زندگی می باشند، که با کوچکترین حادثه ای جان ساکنان به خطر خواهد افتاد. حال اگر طراحان و معماران با خلاقیت، ایده هایی جدید با پایبندی به اصول معماری ایرانی را طراحی نموده و مجریان طرح پا را فراتر از وظایفشان گذاشته و خدماتی مطلوب تری ارائه دهند و نهادهای نظارتی همچون شهرداری ها و ادارات مسکن و شهرسازی توجه بیشتری به این موضوع داشته باشند و و مهندسین ناظر نیز با وجدان کاری، عمل نظارت اصولی بر مبنای مباحث مختلف مقررات ملی ساختمان را به انجام برسانند، شاهد ظهور و بروز بناهای خواهیم بود که در آن تمامی نیازهای پیدا و پنهان ساکنان در طول دوره سکونت فراهم خواهد شد و با نظارت دقیق و همه جانبه در طول مدت ساخت، بنایی با رعایت حداکثری اصول و استانداردها ساخته خواهد شد و همچنین با توجه به نقش حیاتی مواد و مصالح و تجهیزات بکار گرفته شده، بر کیفیت نهایی پروژه تاکید بیشتری صورت می گیرد. در صورت هماهنگی عناصر یاد شده شاهد ساختمان ها و خانه هایی خواهیم بود که علاوه بر رفع نیازهای مصرف کننده، هارمونی و هماهنگی چشمگیری با سایر بناها و سیمای کلی شهر خواهد داشت و حاصل آن آسایشی است که ساکنین و مصرف کنندگان این بناها به آن دست یافته و بازخورد آن در اجتماع و رفتارهای اجتماعی به وضوح قابل مشاهده خواهد بود. سخن کوتاه آنکه برای ساختن بناها به دست ها نیاز داریم؛ اما خانه ها با دل ها ساخته می شوند. جواد غلامی انتهای پیام/