به گزارش صبح توس؛ مرحوم آخوند ملاعباس راشد تربتی  که در سال ۱۲۸۸ قمری مصادف با ۱۲۵۰ یا ۱۲۵۱ شمسی و در پانزده کیلومتری شرقی تربت حیدریه، روستای کاریزک ناگهانی متولد و تا حدود چهل سالگی ساکن آن روستا بود.

در وصف این بزرگمرد تربت حیدریه همین بس که امام خمینی(ره) در باره او گفت: آخوند ملاعباس آنچه که تکلیف بود را عمل کرد.

کتاب فضیلت های فراموش شده بخشی کوچک از زندگی نامه این بزرگمرد جهان اسلام را به لحاظ نوشتاری و از زبان فرزند مرحوم به تصویر کشیده  که خواندن آن واقعا انسان را حیرت زده می کند.

علی اکبر تربتی از شاگردان مرحوم آخوند خراسانی و ملاعباس راشد، حسینعلی راشد و عبدالسلام تربتی از دیگر چهره های شاخص علمی و فقهی این منطقه بشمار می روند.

زمانی که مرحوم «حاج شیخ علی اکبر تربتی» که از شاگردهای مجتهد حوزه درس مرحوم «آخوند ملا محمد کاظم خراسانی» بود از نجف به تربت حیدریه بازگشت ، مرحوم ملا محمد کاظم او را به عنوان «مجتهد جامع الشرایط» معرفی کرد.

حاج آخوند ملاعباس راشد تربتي را بايد در زمره متشرع ترين عارفان و عارف ترين متشرعان قرار داد. او از مردمي ترين شخصيتهايي است كه در همان حال از عابدترين آنان بوده است . مردي كه براي خدا خود را وقف مردم كرده بود. برخستگي و گرسنگي غلبه مي كرد بويي از رياكاري و عوام فريبي و دنياداري در وجودش نبود.

مردم او را چنان مي ديدند كه يك تنه برابر چهار تن كار مي كند در سواركاري چالاك و ورزيده است هوشمند و مبتكر است يكپارچه ادب و معرفت است قهرمان مقاومت و استقامت است و با اين وجود حالات او در تنهايي و اجتماع از حيث خلوص و خداجويي يكسان است . چه آنگاه كه در وسط بيابان و در فصل زمستان آرام و استوار و با خضوع و طمانينه برروي يخ ها به نماز مي ايستد چه آن گاه كه در هنگامه قحطي دوران جنگ بين الملل اول و زلزله سال ۱۳۰۱ شمسي در خدمت به مردم سر از پاي نمي شناسد .

فرزند بزرگوارش مرحوم شيخ حسينعلي راشد درباره پدربزرگوارش مي گويد : « من حسينعلي راشد با برادرم هر دو جزو و طلاب علوم ديني بوديم و پدر من در تمام عمر يك شاهي از وجوهي كه نزد او مي آوردند به ما نداد حتي ما را چنان ترسانده و تربيت كرده بود كه واقعا اگر مي خواستيم دست به آنها بزنيم خيال مي كرديم دست به مار و عقرب مي زنيم .

قبل از انقلاب (در سالهاي دهه پنجاه ) برخي از شاگردان و ياران امام خميني در نجف اشرف در باب فضاي سياسي و جو اجتماعي ايران آن روز با امام گفتگو و مباحثه مي كنند. امام در مقام توضيح و تشريح مواضع خويش و تبيين لزوم عمل به مقتضاي تشخيص و تكليف . سرانجام سخني به اين مضمون بر زبان مي آورند كه : « مرحوم حاج آخوند ملاعباس پدر آقاي راشد يك وقت در راه مسافرت وارد قهوه خانه اي مي شود. به محض ورود همراهان ايشان مي بينند كه در آنجا چند جوان بساط عيش و نوش پهن كرده اند و مشغول به فسادند. ناراحت و متحير مي مانند كه چه بكنند.

حاج آخوند يكراست مي رود و به گوشه اي و بدون ذره اي توجه و اعتنا سجاده اش را مي اندازد و مشغول به نماز مي شود. انگار آنها را اصلا نديده است . همراهان هم به نماز مي ايستند افراد ديگري هم كه حاج آخوند را مي بينند و مي شناسند به ايشان اقتدا مي كنند. نماز كه تمام مي شود مي بينند از آن جوان ها و آن بساط شان خبري نيست و خودشان رفته اند » .

راوي اين خاطره ـ آقاي سيدمحمود دعايي مي گويند كه حضرت امام با استناد به عمل حاج آخوند ملاعباس در مقام بيان و استغناي خويش از اقبال و ادبار ديگران بوده اند. آنگاه با سخناني بدين مضمون چنين نتيجه گيري كردند كه « حاج آخوند ملاعباس آنچه را به عنوان تكليف تشخيص داد عمل كرد. »

مرحوم آیت اللّه العظمی حاج آقا حسین قمی از مراجع تقلید آن زمان، در مورد مرحوم ملاعباس تربتی چنین می فرمود: «حاج ملاعباس، نه تنها از خوبان عالَم اسلام، بلکه از خوبان دنیاست».

فرزندش، در باب اوصاف پدر چنین بیان می کند: «با اطمینان می گویم که او مردی بود که نفْس خود را کشته بود».

این داستان رو هم بد نیست بشنوید که من بارها از آیت الله شیخ احمد مجتهدی طهرانی شنیده ام که و اینبار از زبان استاد امجد بشنوید :

همه علما و زهاد و عبادي كه مرحوم حاج آخوند ملاعباس تربتي را ديده‌اند، با ديده تعجب به شخصيت او مي‌نگرند. بنده كه ايشان را درك نكرده‌ام ولي خيلي چيزها شنيده بودم كه بعضي از آنها را در كتاب فضيلت‌هاي فراموش شده مطالعه نمودم.

اين كتاب در افراد، خصوصاً اهل علم، اثر عميقي گذاشته و تعبيرات جالبي از آقايان مي‌شنوم. خداوند بر رفعت و مقام و عزت نويسنده بزرگوارش بيفزايد. از مطالبي كه خيلي شنيده‌ام، اين است كه صاحب منتهي‌الامال، مرحوم حاج شيخ عباس قمي، آن مرد حق و خدا، در مسجد گوهرشاد روي منبر بوده و مجلس پرجمعيت، تا مي‌بيند حاج آخوند ملاعباس تربتي وارد شد، مي‌فرمايد: اينجا، حق و محل حاج آخوند است. و خود از منبر پايين مي‌آيد و احترام مي‌كند. هر وقت حاج آخوند ملاعباس در مشهد بود، مشهدي‌ها در بردن ايشان به منزل خود، سبقت و تشاح داشتند. قبرش مزار است و خوبان به قبر ايشان مقيدند، تبركاً و تيمناً.‌

زندگينامه حاج آخوند ملاعباس راشد تربتي تاكنون در كتابها و مجلات و روزنامه هاي معتبر كشور به چاپ رسيده است ازجمله :

كتاب ادبيات فارسي سال سوم راهنمايي تحت عنوان درس (اسوه ي زهد و تقوي )

كتاب (فضيلت هاي فراموش شده ) به قلم فرزند بزرگوارش مرحوم شيخ حسينعلي راشد

جلد چهارم و پنجم در گلشن ابرار

مرحوم شيخ حسينعلي راشد

از فرزند بزرگوار ايشان نيز تاكنون ۲ جلد كتاب از سخنراني هاي راديويي وي تنظيم و به چاپ رسيده است همچنين كتاب در فيلسوف شرق و غرب و كتاب اسلام و قرآن نيز از ايشان به يادگار مانده است .

مرحوم راشد نقل می کند :
پدرم در روز یکشنبه ۲۴ مهرماه سال ۱۳۲۲ شمسی هجری مطابق با ۱۷ شوال سال ۱۳۶۲ قمری هجری در حدود دو ساعت از آفتاب گذشته از دنیا رفت .

نماز صبحش را همچنان که خوابیده بود خواند و حالت احتضار بر او دست داد و پایش را به سوی قبله کردند و تا آخرین لحظه هوشیار بود و آهسته کلماتی می‏ گفت، مثل این که متوجه جان دادن خودش بود و آخرین پرتو روح با کلمه لا اله الا الله از لبانش برخاست.
حدود دو سال قبل از فوت بیمار شدند و در این مدت گاهی در تربت و گاهی در مشهد بودند. حاج آخوند، در تربت حیدریه، در خانه شخصی خود، همان اتاق و محلی که نماز شبهای بسیاری خوانده و «العفو» گفته بود و گریسته بود از دنیا رفت.

جنازه حاج آخوند، در مشهد مقدس در آخرین غرفه صحن نو حرم امام رضا علیه السلام (در آن زمان) در زاویه شمال غربی به خاک سپرده شد و چنانکه وصیت کرده بود این آیه قرآن بر سنگ قبرش که بر دیوار آن غرفه نصب شد نوشته شد: « و کلبهم باسط ذراعیه بالوصید؛ و سگ آنها دستهاى خود را بر دهانه غار گشوده بود» (آیه ۱۸ سوره کهف) و در زیر آن نوشته شده بود:

«مرقد بنده صالح خدا عالم عامل مرحوم حاج شیخ عباس تربتی پسر مرحوم ملا حسینعلی کاریزکی که هفتاد و اند سال عمر خود را به درستی و پاکی و زهد و عبادت و ترویج دین و خدمت به نوع گذرانید…»

و این شعر نیز نوشته شده بود: به تاریخش رقم زد، کلک سالک به حق دست ارادت داد عباس

بعداً سنگ قبر ایشان توسط حکومت وقت خراب شد و بعد از انقلاب آستان قدس رضوی سنگ قبر جدیدی بر مزار حاج آخوند ملا عباس تربتی نصب کرد. اما عبارات روی این سنگ، عیناً همان عبارات حک شده بر روی نخستین سنگِ مزار آن مرحوم نیست

انتهای پیام/