به گزارش صبح توس؛ زائران بارگاه امام هشتم (ع) که به مشهد می آیند یا خودشان عطر فروش معروف مشهدی را می شناسند یا بنا به توصیه همشهریان خود اگر برای خرید به بازار رضا می روند حتما برای خرید به مغازه خوش عطر ترین پیرمرد بازار که البته معروف ترین پیرمرد عطر فروش کشور هم محسوب می شود سری می زند.

اصلا اگر وارد بازار شوی و در میان بیش از دو هزار مغازه بازار از هر رهگذری بپرسی عطر خوب و ارزان می خواهم بعید است نگویند «عطر سید جواد»، اما چند روزی است که جای خالی این پیرمرد دوست داشتنی را نه فقط خانواده اش و بازاریان بلکه زائران و مجاوران مشهدی هم حس می کنند و زمانی که به قصد زیارت او به مغازه می روند با یک جعبه خرما و یک قاب عکس روبان کشیده مواجه می شوند.

   

وارد مغازه که می شوی حال و هوای کم نظیری را حس می کنی و علاوه بر رایحه خوش عطر و عود، یک انرژی مثبت و معنوی تو را راغب می کند که حتی اگر عطر هم نخواهی در مغازه بایستی و فقط نظاره گر باشی.

این جا پر است از بوی خوب و حال خوشی که از زائران امام هشتم (ع) به تو می رسد و دعایی که پشت سر فروشندگان با انصاف آن است، مایه برکت می باشد؛ یکی از آن ها را صدا می کنم و بعد از آن که متوجه می شود خبرنگار هستم با مهربانی مشتری اش را به شاگردش می سپارد و به پای صحبت با من می نشیند.

 در مورد پدرش که می پرسی می گوید: پدر ما متولد سال 1306 بود و در سن 90 سالگی از دنیا رفت، مرحوم پدرمان از ملاهای قدیم مشهد بود که در مساجد و حسینیه ها و همچنین در صحن های حرم مطهر رضوی منبر می رفت و مکبری هم می کرد.
پدر ایشان در جوانی به سید جواد نصیحت می کنند به جهت اینکه فضیلت نماز اول وقت بسیار بیشتر از سایر نمازها است لذا پس از منبرهایی که می روی به مردم عطر بفروش تا شیعیان با بوی خوش به نماز بایستند و به زیارت علی بن موسی الرضا (ع) بروند.


قدمت فروش عطر توسط پدرمان به دوران رضاشاه بر می گردد، ایشان در صحن قدیمی "اسماعیل طلایی" منبر می رفتند و بعد از آن هم به زائران و مجاوران عطر می فروختند؛ تاکید مرحوم پدرمان بر روی عطرهایی که به مردم می دادند تا جایی بود که اگر کسی هم پول نداشت به آن هاعطر می داد.
علت شهرت پدرمان در کشور نیز به همین دلیل بوده است، یعنی زائرانی که از مرحوم پدرمان در حرم امام رضا (ع) عطر با قیمت مناسب و کیفیت عالی دریافت می کردند روایت انصاف پدرمان را به شهرهایشان می بردند و زائرانی که به مشهد مشرف می شدند به زیارت پدرمان نیز می آمدند و از عطر پدرمان به عنوان سوغات استفاده می کردند.
دلیل دیگر هم ارزان فروشی و کیفیت مناسبی بود که در عرضه عطرهایشان رعایت می کردند، مردم هم به جهت سیادتشان همواره خرید از ایشان را در اولویت قرار داده بودند.
پدرمان پس از عطر فروشی در حرم مطهر به سمت مساجد و حسینیه ها رفته و در مجالس امام حسین (ع) منبر رفته و روضه می خواند و بعد هم عطر می فروختند تا به وصیت پدرشان عمل کنند، بعد از آنکه بازار قدیمی "زنجیر" تاسیس می شود مدتی را آن جا سپری می کنند.
حدود 42 سال پیش بعد از آنکه بازار رضا تاسیس می شود به همراه دوستشان آقای شوشتری در بازار دو دهنه مغازه در کنار هم می خرند و از آن به بعد بازار رضای مشهد محل ثابتی برای خرید عطرهای سید جواد شد.
در بازار امام رضا (ع) هم در تمام این مدت هنگام نماز، مغازه ما تعطیل می شد و آقا سید جواد به درب سایر مغازه های بازار می رفتند و تبلیغ نماز اول وقت را می کردند.

شاید در کل بازار خیرتر از ایشان پیدا نمی شد
شاید در کل بازار خیرتر از ایشان پیدا نمی شد، از ابتدای تشکیل بازار رضا (ع) اگر کسی از بازاریان یا مردم عادی در مشهد مشکلی برایش پیش می آمد سایر کسبه سراغ پدرمان می آمدند، اگر کسی حاجتی داشت گرفتاری یا قرضی داشت سراغ آقا سیدجواد می آمدند و ایشان نیز دستگیری می کردند.
یکی از روزهای سرد زمستانی مشهد جوانی که از مقابل مغازه عبور می کرد، با دیدن چهره مرحوم پدرمان داخل مغازه آمد و گفت که من در یکی از بازارهای تهران حجره بزرگی داشتم و تجارت می کردم اما بنا به دلایلی کسب و کارم نچرخید و برشکست شده و به مشهد آمدم تا به امام رضا (ع) متوسل شوم، صبح می خواستم برای فرزندانم نان خریداری کنم اما متاسفانه پولی برای خرید ندارم.
سید جواد با ایشان کمی صحبت کردند و بعد هم به او گفتند با فلان اذکار و دعاها به محضر امام رضا (ع) برو و از ایشان حاجتت را بخواه و بعد از آنکه کار و بارت سامان گرفت با ما تماس بگیر و برایمان تعریف کن؛ بعد از گذشت یک سال، آن جوان تماس گرفت و گفت آن شب به محضر آقا علی بن موسی (ع) رفتم و آقا حاجتم را دادند و اکنون در بازار آهنگران تهران حجره دارم.

تمام حاجات مادی و معنوی را از اهل بیت بخواهید
مرحوم پدرمان همیشه تاکید داشتند تمام حاجات مادی و معنوی را از اهل بیت بخواهید و در راه اهل بیت (ع) تا می توانید خدمت کنید و خود را نوکر آستان امامان بدانید، در میان اهل بیت نیز بیش از همه به اما جواد (ع) اردات داشتند و اصلا ایشان را "خادم الجواد" می شناختند زیرا در تمام طول عمر خود برای امام جواد (ع) مراسم می گرفتند، آقا سید جواد به پدرشان نیز همواره ارادت داشتند و به ایشان خدمت فراوانی می کردند.
عطرهای سید جواد را شاید بتوان گفت بین المللی بود، علاوه بر آنکه عطرهای ایشان در تمام کشورمان ایشان را می شناختند از کشورهای اروپایی نیز مشتری ثابت دارد و افرادی با ملیت های انگلیسی، آمریکایی، آلمانی و اسپانیایی که عطر سنتی مصرف می کنند از مشتریان ثابت ما هستند، من در سفری که به اصفهان و تبریز رفته بودم بسیاری از مردم و کسبه آقاسید جواد را می شناختند و از ایشان تعریف می کردند.

بهترین نوع عطر را با بهترین قیمت به دست مردم بدهید
علت شهرت پدرمان انصاف در کسب و کار بود و همواره به ما می گفتند باید بهترین نوع عطر را با بهترین قیمت به دست مردم بدهید و هوای زائران امام رضا (ع) را داشته باشیم زیرا ائمه معصومین (ع) همواره به مردم کرامت می کردند و ما نیز به جهت سیادت مان باید راه آن بزرگواران را پیش بگیریم.
هر زمان که مردم از ایشان کمک می خواستند راهکارهای معنوی آقا سید جواد هدایت ایشان به سمت امام رضا (ع)، قربانی گوسفند برای ایتام و فقرا، نماز اول وقت و خدمت به پدر و مادر بود؛ بسیاری از مردم با قربانی گوسفند برای امام رضا (ع) از بیماری سرطان بهبود پیدا کرده بودند.

پس از جست و جو در بازار یکی از قدیمی های بازار را پیدا کردیم تا در مورد سید جواد با ایشان صحبت کنیم.

شوشتری پیرمرد خوش چهره و خندانی است که مغازه سوغات خوراکی مانند زعفران، کشمش، نخود، آجیل مشکل گشا و زرشک دارد؛ از او که در مورد سید جواد که می پرسیم متوجه می شویم سید جواد رفیق صمیمی اش بوده است.

تمام آن چیزی که سید جواد دارد از عنایت امام رضا (ع) بوده است

او به ما می گوید: زمانی که با ایشان به محضر حضرت علی بن موسی (ع) مشرف می شدیم من تضرع و راز و نیاز سید جواد را با حضرت می دیدم و می شنیدم که می گفت « آقای ما، مولای ما، دست ما را بگیر و لحظه ای ما را از مسیر اهل بیت جدا نفرما » که حقیقتا هم همین اتفاق افتاد و عاقبت به خیر شد.
تقی زاده می افزاید: در ابتدای جوانی تضرع ایشان به ائمه ادامه پیدا کرد و از یک زمان به بعد وضع تغییر کرد و سیدجواد آدم دیگری شد و همه بازار او را بانی خیر و مایه برکت معرفی می کردند.
زعفران فروش قدیمی بازار رضا مشهد یکی از ویژگی های دوستش سیدجواد عطری را بی غل و غش بودن عنوان می کند و می گوید: حقیقتا اهل دروغ، ریا و نیرنگ نبود و همه سود و منفعتش را از خداوند طلب می کرد زیرا عقیده داشت تنها کسی که خیر انسان را می خواهد هدای متعال است؛ هیچ وقت نق نمی زد و از روزگار شکایت نمی کرد و هرکس حالش را می پرسید می گفت « به لطف اهل بیت (ع) بیست بیست هستم» و این جمله را 50 سال هم در حرف و هم در عمل اثبات کرد.
در طول 50 سالی که با سید جواد رفاقت داشتم هیچ گاه به خاطر ندارم که یک نفر از حضور او دست خالی رفته باشد، یعنی سید جواد واقعا نمونه کرم و بخشش بود و مانند اجدادش به همه نوع افراد کمک می کرد، یکی ازدواج، یکی قرض داشت و دیگری فرزندش بیمار بود به سراغ سید جواد می آمدند سیدجواد نیز مانند یک معلم گدایی محضر ائمه را به مردم می آموخت و مردم همواره از محضر ائمه هدی (ع) دست پر برگشته و دعا به جان سید می کردند؛ حتی در مقاطعی که خودش و فرزندانش مشکل دار می شدند باز هم اولویت زندگی اش دستگیری از مردم بود.
تقی پور در خصوص توجه به مستمندان و سیره سید جواد در مورد این مردم، گفت: خب می دانید بدون شک مغازه سید جواد عطری شلوغ ترین مغازه بازار بوده و هست اما هر زمان که مشتری ضعیف تری با پول کمتر و یا حتی دست خالی به مغازه مراجعه می کرد خود او سایر مشتری هارا به فرزندانش سپرده و به برآورده کردن حاجات آن ها می پرداخت و از بهترین و گران ترین عطر به آن مشتری می داد و هزینه بسیار نا چیزی از آن ها دریافت می کرد و می گفت بقیه اش را خداوند حساب می کند.

هفتاد سال هر روز به حرم امام رضا(ع) مشرف می شد
سیره مرحوم سید جواد این بود که هفتاد سال هر روز به حرم امام رضا(ع) مشرف می شد و حضوری خدمت آقا عرض ادب می کردند؛ در کار خیر پیشتاز بود، اخلاق نیکو داشت، در انجام واجبات مصمم و در انجام مستحبات تاکید داشت اما هیچ وقت مغرور نشد و همواره خود را در برابر خداوند بدهکار می دانست.
یک روز که همراه سید جواد به حرم مشرف شده بودیم، سید در صحن جمهوری در حال زاری و تضرع بود، اتفاقا در همان لحظه شیخ جعفر مجتهدی از داخل صحن می گذشت و پس از دیدن حالت تضرع مرحوم سیدجواد منقلب شده و از من پرسیدند ایشان که هستند و می خواستند در خصوص حالات معنوی سیدجواد با ایشان صحبت کنند، مدتی بعد هم مرید یک دیگر شدند.

از مغازه خارج می شوم و برای خرید عطر مجدد به مغازه سید جواد برگشتم و یک شیشه عطر مخصوص سید را خریدم و به سمت حرم مشرف شدم و در حالیکه به گنبد طلایی حضرت نگاه می کردم فاتحه ای را نثار روح سید جواد کردم.

تهیه گزارش: حسین حقی سگزابادی

انتهای پیام/