به گزارش صبح توس؛ اوایل سال دهه 40 شمسی است و جریان مبارزاتی با رژیم طاغوت در فراز و فرود است و با گذر زمان مردم نیز بالا و پایین شده و گویا انتظار برای یک مبارزه ویژه را دارند.

 

آخرین زمان درگیری می رسد به سال های پیش با پیش رانی سید مجتبی نواب صفوی و یاران او با نام جمعیت فدائیان اسلام که مبارزه خود را مسلحانه و غیر مسلحانه مانند بخش فکری پیش می بردند که آن هم بعد از شهادت نواب و یارانش متوقف شد.

 

بعد از رحلت عالم ربانی آیت الله بروجردی نیز که در حدی به عنوان رهبر نهضت بودند، مردم گمان کردند که دیگر در حوزه علمیه خبری از رهبری برای نهضت نیست و کم کم رخت نا امیدی پهن شده بود.

 

از میان مراجع تقلید عصر حاضر باید فردی یه عنوان مرجع تقلید بر جای آیت الله بروجردی تکیه می زد که کم کم پرآوزه یکی از مراجع تقلید که در کلاس های خود تندترین نقدهارا به رژیم طاغوت وارد می کرد بر سر زبان مردم توسط خیل عظیم شاگردان ایشان خصوصا در شهرهای مجاور قم مانند تهران و ورامین و... پیچید.

 

اعتراضات امام به قوانین و تجاوزات بیگانگان ادامه داشت و حمایت های مردمی نیز از ایشان روز به روز به اوج خود می رسید تا زمانی که خبر یک قانون به نام «لایحهٔ انجمن‌های ایالتی و ولایتی» به گوش امام خمینی رسید که طبق این قانون و لایحه بسیاری از احکام اسلامی زیرپا گذاشته می شد.

آغاز اولین شعله های انقلاب

ماه محرّم 1342 که مصادف با خرداد بود فرا رسید و امام خمینی این فرصت را برای دعوت مردم به قیام علیه رژیم مستبد شاه غنیمت شمرد، روز عاشورا جمعیت صدهزار نفری در تهران با داشتن عکسهایی از امام به تظاهرات پرداختند و در مقابل کاخ مرمر محل استقرار شاه برای اوّلین بار در پایتخت شعار «مرگ بر دیکتاتور» سر دادند. روزهای بعد نیز در دانشگاه و بازار و مقابل سفارت انگلیس تظاهرات گسترده‏ای در حمایت از قیام امام برپا بود.

 

حضرت امام با حمایت ویژه مردم تصمیم به سخنرانی با طلاب و مردم در مدرسه فیضیه را گرفتند تا با شاه اتمام حجت کنند، امام خمینی عصر عاشورای سال 1383 هجری قمری (13 خرداد 1342 شمسی) در مدرسۀ فیضیه نطق تاریخی خویش را که آغازی بر قیام 15 خرداد بود ایراد کرد، بخش عمده‏ای از سخنان امام در بیان نتایج زیانبار سلطنت دودمان پهلوی و افشای روابط پنهانی شاه و اسرائیل اختصاص داشت.

اخطار امام به محمدرضا پهلوی

امام خمینی با صدای بلند خطاب به شاه فرموند: خطاب به شاه فرمود:

آقا! من به شما نصیحت می‏کنم؛ ای آقای شاه! ای جناب شاه! من به تو نصیحت می‏کنم؛ دست بردار از این کارها. آقا! اغفال دارند می‏کنند تو را. من میل ندارم که یک روز اگر بخواهند تو بروی، همه شکر کنند... اگر دیکته می‏دهند دستت و می‏گویند بخوان، در اطرافش فکر کن... نصیحت مرا بشنو... ربط مابین شاه و اسرائیل چیست که سازمان امنیت می‏گوید: از اسرائیل حرف نزنید... مگر شاهْ اسرائیلی است!

 

دستگیری امام خمینی

سخنان امام خمینی همچون پتکی بر روح شاه که جنون قدرت و تکبّر فرعونی او زبانزد خاص و عام بود فرود آمد، شاه فرمان خاموش کردن صدای قیام را صادر کرد. نخست جمع زیادی از یاران امام خمینی در شامگاه 14 خرداد دستگیر و ساعت سه نیمه شب (سحرگاه پانزده خرداد 42) صدها کماندوی اعزامی از مرکز، منزل حضرت امام را محاصره کردند و ایشان را در حالی که مشغول نماز شب بود دستگیر و سراسیمه به تهران برده و در بازداشتگاه باشگاه افسران زندانی کردند و غروب آن روز به زندان قصر منتقل نمودند.

آغاز اعتراضات سراسری در واکنش به دستگیری امام

 

خبر دستگیری امام به سرعت در شهر قم و مناطق اطراف پیچید. زن و مرد از روستاها و منازل خویش در شهر به‏سوی منزل قائد خود حرکت کردند. شعار اصلی جمعیت «یا مرگ یا خمینی» بود که از تمام فضای قم به گوش می‏رسید.

 خشم مردم آنچنانبود که ابتدا مأمورین پلیس پا به فرار گذاشتند، آنها پس از تجهیز قوا به میدان آمدند، نیروهای کمکی نظامی نیز از پادگانهای اطراف به شهر قم گسیل شدند.

 

هنگامی که سیل جمعیت از حرم حضرت معصومه (س) بیرون آمدند، رگبار مسلسلها گشوده شد و تا ساعتی چند درگیری شدید ادامه داشت. حمام خون به راه افتاده بود. هواپیماهای نظامی از تهران به پرواز درآمدند و در فضای شهر قم برای ایجاد رعب بیشتر دیوار صوتی را شکستند.

 قیام با سرکوبی شدید کنترل شد. کامیونهای نظامی، اجساد شهدا و مجروحین را به سرعت از خیابانها و کوچه‏ها به نقاط نامعلومی بردند. غروب آن روز شهر قم حالتی جنگ‏زده و غمگینانه داشت.

صبحگاه 15 خرداد خبر دستگیری رهبر انقلاب به تهران، مشهد، شیراز و دیگر شهرها رسید و وضعیتی مشابه قم پدید آورد. مردم ورامین و شهرکهای اطراف به‏سوی تهران سرازیر شدند. تانکها و ابزار زرهی و نیروهای نظامی برای جلوگیری از ورود معترضین به شهر در سه راهی ورامین با جمعیت درگیر شدند و جمع زیادی از راهپیمایان را به خاک و خون کشیدند. جمعیت انبوهی در حوالی بازار تهران و مرکز شهر نیز گرد آمده و با شعار «یا مرگ یا خمینی» به‏سوی کاخ شاه به حرکت درآمدند.

 

قیام خونین 15 خرداد آغازگر نهضت اسلامی بود که با رهبری امام خمینی (ره) به انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت اسلامی مبدل شد و در واقع خون شهدای این واقعه بذر انقلاب را آبیاری کرد.

 

انتهای پیام/