به گزارش صبح توس؛ روزی پادشاهی برای نجات عیش و عشرت خود از خطر کمبود بودجه، اقدام به وضع قوانین جدیدی کرد، او که از نارضایتی مردم می‌ترسید، با وزیر زیرک خود مشاوره کرد و وزیر، قانونی جدید به انتهای همه قوانین وضع‌شده اضافه کرد بر این اساس که «خاراندن گوش؛ ممنوع!».

همه مردم قوانین را خواندند از چند برابر شدن مالیات‌ها تا افزایش چشم‌گیر قوانین ورود و خروج ولی بند آخر همه را شگفت‌زده کرد چراکه احساس آزادی را از آن‌ها سلب کرده بود.

مردم تحمل سلب آزادی را نداشتند برای همین محافل پنهانی برای اعتراض عملی به این قانون تشکیل دادند و البته عوارض و مالیات‌های چند برابر را بدون چون و چرا پرداخت می‌کردند، هرچند بازی ناجوامردانه‌ای است ولی برای انحراف اذهان عمومی عالی می‌باشد.

در روزهای اخیر اسحاق جهانگیری، معاون اول قوه مجریه با طرح مسئله‌ای با موضوع دهه‌شصتی‌ها، افکار عمومی را تهییج کرد و حال همه به فکر این هستند که این جمله را نقد کنند عده‌ای طرفدار و عده‌ای دیگر نیز منتقد سرسخت برای این جمله شدند.
مسکن مهر علت اصلی نارسایی و خسارات در زلزله اخیر کرمانشاه معرفی شد، به نحوی که در چند روز ابتدای این ماجرا، اصلا کسی به حجم خسارت‌ها و کمبودها توجه نداشت.

این ترفند در جریان انتخابات اخیر ریاست جمهوری نیز بسیار مشهود بود، زمانی که مردم از مشکلات اقتصادی همچون بیکاری و گرانی رنج می‌بردند، موضوع کنسرت به عنوان مسئله و مشکل اصلی جوانان مطرح شد و کسی در این جنگ و یا الینازاسیون رسانه‌ای به این موضوع نتوانست فکر کند که با جیب خالی نمی‌توان حتی به کنسرت رفت.

این قبیل رفتارها در ادوار مختلف تاریخی بسیار زیاد هستند و هر بار عده‌ای از دولتمردان، برای سرپوش‌گذاری به اقدامات ضعیف خود از این دست حرف‌ها می‌زنند.

برج‌های دوقلو در آمریکا بر اثر اصابت دو هواپیمای مسافربری با نقشه‌ای از پیش‌تعیین شده فرو ریخت، سردمداران آمریکا برای انحراف اذهان عمومی موضوع گروه‌های تروریستی مسلمان را مطرح کردند.

بنی صدر در ابتدای انقلاب نیز برای اینکه ذهن مردم را از نارسایی‌های جنگ که عامل اصلی آن خودش بود، منحرف کند، سخنانی دوپهلو و ساختارشکنانه می‌زد.

پهلوی دوم نیز از این ترفند به خوبی استفاده کرد، عده‌ای از شیوخ را وارد دربار کرد تا کارهای خود را در مسیر دین جلوه دهد و یا اینکه وقتی به مشهد آمد با ظاهری معقول، خود و همسرش فرح دیبا (البته با چادر) به زیارت امام رضا(ع) رفتند تا این رفتار سرپوشی بر بی‌بندباری‎های دربار باشد.

اگر در عمق تاریخ بیشتر پیش رویم، خاندان نبوت در ماجرای کربلا به اسارت برده شدند و آل امیه برای اینکه به اذهان عمومی پاسخگو نباشند، آن‌ها را خارجی(مرتد) معرفی کردند، در این جریان هم مردم را با اندک شایعه‌ای از اصل به حاشیه بردند. 
روزی که مالک اشتر فقط 10 ضربه شمشیر با خیمه تزویر فاصله داشت، به او خبر دادند اگر می‌خواهی علی(ع) را بار دیگر زنده ببینی، برگرد، او تعجب کرد ولی ماجرا کاملا مشخص بود، با حیله، مردم را به بیراهه کشیده بودند و نتیجه جنگ عوض شد.

اسحاق جهانگیری برای سرپوش گذاری به موضوع ناتوانی ایجاد اشتغال توسط دولتمردان معتدل، با فراری رو به جلو جمعیت را به عنوان شکم و نیروی هرز معرفی کرده است پس اگر بیکاری زیاد می‌باشد یک سر ماجرا به مسئله تعداد این افراد برمی‌گردد و ما (دولتی‌ها) کارهای خود را به درستی و کامل انجام داده‌ایم.

موضوع جمعیت در نظام سرمایه‌داری که دید کاملا مادی به بشر دارد از عناصر قدرت معرفی شده است، برای مثال یکی از دلایلی که جمهوری خلق چین در شورای امنیت سازمان ملل متحد عضویت دارد جمعیت این کشور است و از چندی پیش نیز هندوستان با جمعیتی بالغ بر یک میلیارد نفر خواستار عضویت در این شورا می‌باشد.

به نظر برای سرپوش گذاشتن برای ناکارآمدی، روش در پیش گرفته شده قدیمی است و دولتمردان باید برای اقناع افکار عمومی به جای حرف‌های منحرف کننده، باید به کارنامه اجرایی و عملی رو بیاورند تا نتیجه تغییر شاخصه‌های آماری در زندگی مردم به صورت ملموس احساس شود. 

حسن ضیایی، تحلیلگر مسائل سیاسی

انتهای پیام/