به گزارش صبح توس؛اهمیت حضور زنان مبارز و انقلابی در صحنه‌های مختلف انقلاب اسلامی از ابتدای شکل گیری تا کنون بر کسی پوشیده نیست و تاریخ گواه اسارت‌ها، زجرکشیدن‌ها و از جان گذشتن مادران و دختران زینبی این سرزمین است که در به وجود آوردن وقایع مهم و سرنوشت ساز کشورمان از جمله 22 بهمن 57 نقش بسزایی داشتند.

 

خبرنگار ما در همین خصوص گزارشی از شیر زنان انقلابی شهرستان کاشمر تهیه کرده است که تقدیم می‌شود.

 

صغری باقری که سه عزیز خود را در فدای انقلاب اسلامی کرده است در گفت‌وگو با خبرنگار ما اظهار داشت: در سال 56 همراه با دیگر بانوان که در ابتدا تعدادمان هم زیاد نبود در راهپیمایی‌ها و تظاهرات قبل از انقلاب شرکت می‌کردیم در واقع می‌رفتیم تا همبستگی باشد.

 

ما دسته بنی اسد هستیم و باید پیکر شهدایمان را جمع کنیم

 

وی بیان داشت: مأموران شاه در خیابان قائم گاز اشک آور ول کرده بودند و به سمت مردم تیراندازی می‌کردند که برادر و برادر زاده‌ام همان جا تیر خورده بودند و من برای دفاع چند تا چوب برداشتم و به خانم‌ها دادم و گفتم بروید جلو و پشتیبانی کنید؛ تعدادی هم می‌گفتند برگردید که کشته می‌شوید اما مرحوم مادر شهید رحیم زاده گفته بود: «ما دسته بنی اسد هستیم و برنمی‌گردیم و باید پیکر شهدایمان را جمع کنیم».

 

این بانوی انقلابی افزود: زخمی‌ها را به بیمارستان منتقل کرده بودند که خبر دادند هم برادرم حسن باقری و هم برادر زاده‌ام شهید شده است که گفتم: «افتخار ما است و خوشا به حال مادرم که چنین فرزندی داشته که در راه اسلام شهید شده است» و مردم فریاد می‌زدند درود بر خواهر شهید.

 

 

وی ابراز کرد: مأموران شاه حتی اجازه برگزاری مراسم تشییع پیکر شهدایمان را ندادند؛ برادرم را خودم بزرگ کردم چون مادرم فوت کرده بود؛ فرزندش هنوز به دنیا نیامده بود که توسط مأمورین محمدرضا شاه در چهارم دی سال57 به شهادت رسید و فرزند خودم هم در زمان جنگ، حین انجام مأموریت شهید شد.

 

باقری گفت: سال 57 که خوشبختانه انقلاب به پیروزی رسید در تظاهراتمان فریاد می‌زدیم «امام رهبر ما است، ارتش برادر ما است»، بعد از پایان راهپیمایی نماز جماعت خواندیم؛ یادم است که در آن روز یکی از سربازها با دیدن این صحنه‌ها گریه می‌کرد.

 

با حفظ حیا، راه شهدا را ادامه دهید

 

این خواهر شهید بیان داشت: اکنون که با نثار خون جوانان زیادی کشورمان در دست خودمان است دختران و پسران ما تلاش کنند که با حفظ حیا، راه شهدا را ادامه دهند؛ ما خون دادیم و تا جان در بدن داریم از انقلاب و راه امام خمینی (ره) دفاع می‌کنیم.

 

وی یادآور شد: راهپیمایی 22 بهمن را باشکوه برگزار کنید و کوتاهی نکنید تا بتوانند جوابگوی خون شهیدان در فردای قیامت  باشید.

 

فاطمه پنج تن پناه یکی دیگر از زنان مبارز انقلابی کاشمر در گفت‌و‌گو با خبرنگار ما از فعالیت خود و همسر و فرزندان انقلابی‌اش گفت و ابراز کرد: از خداوند می‌خواهم همه حیا و حجاب داشته باشند و انقلابمان به دست امام زمان (عج) برسد.

 

همه مردم به کوری چشم دشمنان در راهپیمایی 22 بهمن شرکت کنند

 

وی گفت: پیام دارم که همه مردم به کوری چشم دشمنان در راهپیمایی 22 بهمن شرکت کنند.

 

شهربانو شارعی یکی دیگر از بانوان انقلابی از ریوش کاشمر بیان داشت: اکنون امر به معروف و نهی از منکر واجب است و وظیفه ما است که در راهپیمایی‌ 22 بهمن شرکت کنیم؛ همانطور که پیرو خط امام خمینی (ره) بودیم پیرو خط مقام معظم رهبری باشیم و جوانان مواظبت کنند و فریب دشمنان نظام را نخورند.

 

این بانوی زینبی گفت: درست است که مشکلات اقتصادی داریم اما باید به فکر اسلام و انقلابمان هم باشیم.

 

 

زهرا خورشاهی خواهر سردار شهید محمد علی خورشاهی از زنان انقلابی کاشمر ابراز کرد: یکسال قبل از ورود امام (ره) به ایران با برادرم شبانه و به صورت پنهانی در مراسمات سخنرانی شرکت می‌کردم.

 

وی گفت: پدرم هم خیلی انقلابی بود و بخاطر این که در مدارس حجاب نبود به مدرسه نمی رفتیم و با کمک پدر و برادرم با انقلاب و قرآن آشنا شدم و اکنون که  39 سال از انقلابمان می‌گذرد تا زنده باشم از انقلاب و رهبرمان دفاع می‌کنم و امروز وظیفه داریم که از خون شهدایمان پاسداری کنیم و پیرو خط مقام معظم رهبری باشیم و از حجابمان محافظت کنیم.

 

معصومه طالبی متولد 1322 ساکن کاشمر و از زنان مبارز انقلابی که اکنون هم عضو ستاد نماز جمعه است می‌گوید: «از خدا خواسته‌ام بسیجی بمانم».

 

وی گفت: از سال 42 با انقلاب آشنا شدم، همسایه ما بسیار انقلابی بود و ما را نسبت به قرآن و نماز و اندیشه و تفکر امام خمینی (ره) آگاه ‌کرد و در این سال چون رژیم شاه امام (ره) را تبعید کرده بود، عزادار بودیم.

 

طالبی ابراز کرد: در مواقع تظاهرات در زیر چادرمان چوب همراه داشتیم و پشت بام خانه‌مان آجر می‌ریخیتم تا اگر مأموران ساواک تیراندازی کردند از خودمان دفاع کنیم؛ از روستاهای کاشمر مانند فدافن به تظاهرات می‌آمدند و هر جا درگیری می‌شد برادرها با سرعت ما خانم ها را متفرق می‌کردند.

 

وی پیام داد: مردم و بویژه جوانان از خون شهیدان پاسداری کنند که همه این شهیدان برای حفظ این مملکت جانشان را از دست دادند و کسانی که بسیجی هستند تا آخرین لحظه عمرشان بسیجی بمانند همانطور که خودم از خدا خواسته‌ام بسیجی باشم و بسیجی بمیرم و افتخارم است که پیرو ولایت فقیه هستم.

 

راضیه غیاثی، یکی دیگر از پیشکسوتان و زنان مبارز انقلابی شهرستان گفت: در مشهد در یک خانواده مذهبی بزرگ شدم مادرم تعریف می‌کرد که «ما از ترس رضا خان قلدر شب‌ها روضه‌ی سید الشهدا (ص) را می‌خواندیم و برق‌ها را هم خاموش می‌کردیم و حتی مادربزرگم برای مادرم تعریف کرده بود یک روز که برای کار ضروری به بیرون از خانه رفته بود آژان‌ها (پاسبان‌ها) تا هفت بار چادر از سرش کشیدند».

 

وی گفت: در زمان محمدرضا شاه هم در سال 42 که همراه همسرم به تهران رفته بودیم، همسرم خواست که رساله‌ی امام خمینی (ره) را از یک کتابفروشی بخرد که فرد کتابفروش به همسرم گفته بود: «مبادا این حرف را جای دیگری بزنی که دستگیرت می‌کنند، مگر از قیام 15 خرداد 42 یادت رفته که حمام خون به راه انداختند؛ حرف نزن که اگر که اسم آقا را بیاوری دستگیرت می‌کنند». یعنی حتی کسی جرأت نداشت اسم امام خمینی  (ره) را بیاورد.

 

غیاثی بیان داشت: خوشبختانه همسرم هم انقلابی بود و یک عقیده بودیم و تا زمانی هم که زنده بود با انقلاب ماند و برای انقلاب هم خیلی زحمت کشید.

 

این بانوی زینبی با اشاره به تظاهرات سالهای 56 و 57 ابراز کرد: در زمان درو محصولات کشاورزی به کمک روستائیان می‌رفتیم چرا که کشاورزان هم در تظاهرات شرکت می‌کردند و گندم‌هایشان مانده بود و نیاز به کارگر داشتند و نمی‌توانستند پول به کارگر بدهند که هر روز با تعدادی دیگز از خانم‌ها و آقایان به روستاها می‌رفتیم و در جمع‌آوری محصول کمکشان می‌کردیم.

 

وی افزود: اکنون که مرور می‌کنم، غصه می‌خورم که نمی‌توانم مانند همان زمان جوانی‌ام فعالیت کنم و متأسفانه امروز عده‌ای غافل و ناآگاه از خدمات رضا خان و پسرش می‌گویند و سعی در اغفال جوانان دارند در حالی که رضاخان و پسرش محمدرضا شاه زیر سلطه‌ی آمریکا بودند و اگر هم برنامه‌ایی داشتند در جهت منافع آمریکا بود.

 

غیاثی ابراز کرد: در مشهد بیمارستانی بود که می‌گفتند بیمارستان آمریکایی‌ها است و وقتی می‌‌رفتیم حرم امام رضا (ع) خانم‌های بی‌حجاب را می‌دیدیم که می‌گفتند همه این زنها آمریکایی هستند؛ مملکت دست آمریکا بود؛ محمدرضا شاه هم دست نشانده‌ی آنها بود.

 

خدمات بچه‌های انقلاب را ببینند

 

وی تأکید کرد: «جوانان ما خدمات بچه‌های انقلاب را ببینند؛ بچه‌های هسته‌ای ما را ببینند؛ پیشرفت‌های علمی و پزشکی ما را ببینند؛ اینها را نمی‌ بینند؟! شهید احمدی روشن را نمی‌بینند! رضا خان یک راه‌آهن درست کرده مگر چیکار کرده؟! ما الان نیازی به آمریکایی‌ها نداریم؛ نیازی به کشورهای خارجی نداریم؛ اکنون مهندسین خودمان همه نوع تخصص را دارند و نیازی به مهندسین خارجی نداریم؛ حتی بچه‌های ما و دانش‌آموزان ابتدایی ما چیزهایی را اختراع می‌کنند که انسان تعجب می‌کند و می‌ماند که چگونه این اختراع را درست کرده است».

 

غیاثی گفت: متأسفانه بعضی متوجه می‌شوند، اما نمی‌خواهند قبول کنند و خودشان هم می‌دانند؛ آیا این مملکت، مملکت زمان رضا خان است؟! آن زمان چیزی نداشتیم! اکنون به بچه‌های خودم می‌گویم ما زمان قدیم مردم در طول سال نیم کیلو برنج و دو سیر گوشت را می‌خریدند و غذایی درست می‌کردند؛ گاز کجا بود؟! امکانات کجا بود؟! واقعا امکاناتی نداشتیم! یک مقدار وضع خانواده ما بهتر بود که یک چراغ نفتی علاء‌الدین در خانه‌ داشتیم و مادرم تعریف می‌کرد زمانی که ما سماور خریده بودیم همسایه‌ها همه می‌آمدند نگاه می‌کردند و می‌گفتند برویم سماور فلانی را نگاه کنیم که می‌گویند داخلش نفت می‌ریزند و روشن می‌شود!

 

وی ادامه داد: جهت روشنایی تنها گرسوزی بود و هنر می‌کردند چراغ زنبوری‌ها داشتند که بعضی‌ها الان دکوری استفاده می‌کنند؛در مشهد واقعا چیزی نداشتیم؛ حرم می‌خواستیم برویم نهایت درشکه بود و تنها در مشهد دو بیمارستان داشتیم؛ سال 53 که آمدیم کاشمر مستقر شویم نه دکتری بود و نه دوایی؛ اکنون این همه  در نعمت زندگی می‌کنند باز هم می‌گویند رضاخان! البته چرا داشتند اما برای خودشان داشتند نه برای مردم بیچاره و مستضعف و اکنون بعضی مردم ناشکری می‌کنند.

 

این بانوی پیشکسوت انقلابی بیان کرد: اگر امروز شهید مدرس (ره) در چنین جایگاهی است در نتیجه‌ی محبت به ولایت است؛ اگر ما ولایت نداشته باشیم هیچ نداریم «اگر پیرو ولایت نیستی پس چطور مسلمانی هستی؟! چه جور شیعه‌ایی هستی؟!».

 

ولایت یعنی اینکه ما امام حسین (ع) را دوست داریم

 

وی بابیان اینکه خانوده‌هایی که مقید هستند اجازه ندهند وقت فرزندانشان در فضای مجازی بدون نظارت تلف شود یادآور شد: ولایت یعنی اینکه ما امام حسین (ع) را دوست داریم که هر چه داشت و حتی کودک شش ماهه‌اش را تقدیم اسلام کرد؛ ولایت یعنی پیروی از خداوند؛ ما اگر خدا را قبول داریم ولایت را هم قبول داریم؛ بدون ولایت همه چیز واقعا باطل است؛ تاریخ را بخوانید و ببینید اسلام کجا بوده و از کجا به دست ما رسیده است و چقدر زحمت کشیدند.

 

 

یعقوب توکلی در گفت‌و‌گو با خبرنگار صبح توس اظهار کرد: مردم ما آگاهانه ناظر بر همه‌ی تحولات هستند و جهت حفظ امنیت کشور و ناموسشان در برابر دشمن داخلی و خارجی ایستادگی می‌کنند.

 

کارشناس تاریخ معاصر گفت: اگر عده‌ایی در فضاهای مجازی کشور به صورتهای مختلف تهدید به خطر کردند ملت ما شرایط بسیار سخت‌تر از این را با موفقیت پشت سر گذاشتند و ایستادند.

 

حضور بانوان در صحنه‌های انقلاب راهگشا و امید بخش است

 

وی افزود: ایستادگی در ذات این ملت شجاع نهادینه شده است؛ این شجاعت و مقاومت، مقاومت و ایستادگی عاشورایی است بنابراین مردم ما با تهدیدات چند گروه مسلمان کش و آتش زن مساجد از میدان بیرون نخواهند رفت و هیچ خطری نمی‌تواند از وفاداری آنها به اسلام و انقلاب اسلامی ایران کم کند.

 

این استاد داشگاه در خصوص اهمیت حضور بانوان در صحنه‌های انقلاب بیان داشت: انقلاب اسلامی ما زمانی قوام گرفت که حضور زنان در راهپیمایی‌ها و تظاهرات جدی شد و به صورت پیوسته در مسیر تحولات انقلاب اسلامی قرار گرفتند.

 

وی یادآور شد: اکنون هم این جبهه‌ی گسترده و وسیع حفظ ارزشها با حضور زنان و توسط مادران و دختران این کشور در میدان‌های علمی، تربیتی، فرهنگی، اقتصادی و غیره  تقویت خواهد شد و در جهت دفاع از کشور تداوم پیدا می‌کند و این حضور بانوان راهگشا و امید بخش است.

گزارش از حوریه صادقی زیرک آباد

انتهای پیام/