به گزارش صبح توس؛ انقلاب، زمانی در یک کشور به وقوع می پیوندد که اکثریت مردم در یک کشور نسبت به وضع موجود ناراضی باشند و این اعتراضات زمانی می تواند قدرت خود را دوچندان کند که علاوه براکثریت مردم، احزاب و توده های این کشور و در واقع نخبگان آن کشور نیز دست به اعتراضات مدنی بزنند و با مردم همراه شوند.

 

سال 57 در کشور ایران اتفاقی رقم خورد که بعد از 2500 سال مدل حکومتی سلطنتی به انزوا رفته و مردم در آن کشور صاحب رای و نظر شده و توانستند در سرنوشت خود دخالت کنند.

 

هر انقلاب، بر اساس خط فکری مردم و نخبگان آن می تواند اهداف متفاوتی داشته باشد؛ اما سه هدف و آرمان در میان انقلاب های جهان محرز و مشخص است که به شرح و بسط آن می پردازیم.

 

نخست انقلاب هایی است که صرفا به دنبال مساوات اقتصادی است و اهداف مردم و نخبگان آن تنها عدالت طلبی اقتصادی و نیل به یک جامعه بی طبقه است که این انقلاب در کشورهای مارکسیستی اتفاق افتاده است.

 

مدل بعدی به دنبال آزادی انسان در بعد فردی و اجتماعی است و هرچیزی که در تضاد با این آرمان باشد باید کنار برود تا افراد آن جامعه به هدف خود برسند، به عنوان مثال چنانچه فردی در یک جامعه بخواهد تمام ثروت ها را برای خود داشته باشد می تواند به سایرین ظلم کند و حقوق آن ها را نادیده بگیرد؛ این مدل فکری در جوامع لیبرال حاکم است که نمونه آن جنبش وال استریت در آمریکا است.

 

اما مدل بعدی، انقلاب هایی هستند که اساس را بر تربیت انسان ها قرار می دهد و به دنبال بهترین راه برای رسیدن انسان به آن است، و افراد این جامعه توسط نخبگان خود طوری تربیت می شوند که در برابر ظلم و ستم قد علم و هر زمان که به حقوق آن ها و سایرین تعدی شد در مقابل ظالم ایستادگی کنند، در این انقلاب ها فقط تامین معاش دنیوی و آسایش عمومی ملاک نیست، بلکه غرض اصلی به کارگیری این ابزار برای تحقق یک وضعیت متعالی تر در درون جامعه است.

 

آنچه مسلم می باشد این است که انقلاب اسلامی ایران همان مدل سوم است و نه تنها خود او ظلم را تحمل نمی کند، بلکه سایر کشورها را نیز به مقابله با ظلم و ستم ترغیب می کند و شعار این کشور تکیه بر توان داخلی خود و استفاده از ظرفیت های بومی است تا نیازمند دخالت کشورهای ابرقدرت نباشد و خود یک ابرقدرت محسوب شود.

 

انقلاب اسلامی ایران نیز خود دارای اهداف و آرمان های والایی بوده و این آرمان ها اساسا هدف این انقلاب بوده است؛ اما آن چه که مورد بحث می باشد این است که آیا انقلاب ایران طی مدت چهل ساله خود به این آرمان ها رسیده است یا نه؟ آیا جمهوری اسلامی ایران طی مدت چهل سال توانسته است ملاک های برتری در دنیا را کسب کند یا خیر؟

 

پارامترهای قدرت سنجی و برتری یک کشور در دنیا عبارتست از قدرت نظامی، امنیت داخلی، سیاست خارجی، فرهنگ و اقتصاد؛ و زمانی یک کشور و حکومت موفق است که در وهله اول رضایت مردم خود را در این امور جلب کرده و ثانیا در این زمینه ها در جهان کنونی حرفی برای گفتن داشته باشد.

 

در بحث قدرت نظامی آنچه مبرهن است، توان برتر و بی رقیب نظامی جمهوری اسلامی ایران در منطقه غرب آسیا است به طوریکه نمونه های آن را در درگیری های اخیر همچون درگیری با تفنگداران آمریکایی که در نهایت برای مدتی اسیر سپاه پاسداران ایران شده و مقابله با داعش و شکست آن ها در سوریه و عراق که سبب جلوگیری از ورود آن ها به داخل کشورمان شدند، وجود دارد؛ البته این تعریف از خود نمی باشد و آماری که توسط  نهاد رسمی قدرت سنجی ارتش های جهان در سایت رسمی «گلوبال فایر پاور» قرار داده شده است نیز ایران را در بین 20 قدرت برتر نظامی دنیا حساب می کند.

 

در خصوص امنیت داخلی باید گفت: جمهوری اسلامی ایران در نا امن ترین منطقه جهان و در میان پایگاه های نظامی آمریکا و صهیونیست ها دارای بالاترین وبهترین امنیت داخلی است، جمهوری اسلامی در مقایسه با کشورهای اطراف خود مانند پاکستان، افغانستان، ترکیه، عراق و عربستان و همچنین در مقایسه با کشورهای ایالات متحده آمریکا که هر روز تعداد زیادی به دلیل آزاد بودن حمل سلاح گرم و استفاده از آن کشته می شوند، دارای امنیت غیر قابل مقایسه است.

 

یکی دیگر از پارامترهای برتری سیاست خارجه یا میزان اثرگذاری جمهوری اسلامی در تحولات منطقه خود و فرامنطقه ای است.

 

در تحولات منطقه خصوصا کشورهای جهان اسلام جمهوری اسلامی نقش تعیین کننده در مقابله با استکبار جهانی و همچنین محور مقاومت در منطقه دارد و میزان نفوذ به قدری است که کشورهای منطقه سالانه دیدارهایی با رهبر معظم انقلاب دارند و خط فکری پیشبرد کشور خود را در مشورت با ایشان در دیدارهای خصوصی و عمومی دریافت می کنند، همچنین تاثیر گذاری جمهوری اسلامی تا حدی پررنگ است که شش کشور ابر قدرت جهان برای مذاکره با جمهوری اسلامی یک طرف میز مذاکره با ایران می نشینند.

 

اما جمهوری اسلامی دو نقطه ضعف دارد که عبارتست از اقتصاد و فرهنگ که متاسفانه پس از گذشت قریب به چهار دهه از استقرار آن، به دلیل رفت و آمد دولت های گوناگون و نبود مدل اقتصادی واحد و خط فرهنگی سالم هنوز نتوانسته رضایت کامل مردم خود را بدست آورد.

 

البته این به معنای عدم حرکت در این دو زمینه نیست، بلکه دستورالعمل هایی در این زمینه همچون اقتصاد مقاومتی ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری نمونه ای از تلاش مسئولین جمهوری اسلامی برای بدست آوردن رضایت مردم خود است که البته تلاش مسئولین و همراهی مردم را می طلبد.

 

کشوری که بیش از نیمی از پارامترهای قدرت سنجی را در طول مدت چهل سال با وجود تحریم های جهانی و چندین جنگ مستقیم و غیر مستقیم بدست آورده است، قطعا الگوی بسیار مناسبی برای پیشبرد اهداف خود برگزیده و یک کشور موفق محسوب می شود.

 

انتهای پیام/