به گزارش صبح توس؛ در خصوص انقلاب مردم تربت حیدریه گفت: اولین مقابله مستقیم رژیم با مردم پس از این مراسم، اجتماع درمیدان مرکزی شهر در کنار مسجد جامع بود، قرار بود آقای فرزانه برای جمعیت سخنرانی کنند، مردم که شیفته شنیدن سخنان ایشان بودند و مراسم باشکوه تشییع پیکر شهید عسکری هیجان مضاعفی به آنان بخشیده بود، با شعارهای کوبنده بر ضد رژیم، از بهشت عسکری به سوی مسجد جامع به حرکت درآمدند.

 

وی افزود: ماموران رژیم با ساز و برگ نظامی برای مقابله با جمعیت در اطراف مسجد جامع و میدان مرکزی شهر، آماده بودند، جمعیت در صفوف منظم به سوی مسجد جامع به حرکت درآمدند، جمعیت درمرکز شهر، روبروی مسجد جامع درخیابان های اطراف فلکه متمرکز شدند و آقای فرزانه سخنرانی کرد.

 

این پیشکسوت انقلاب می گوید: مأموران رژیم دائم درخواست می کردند که شعار ندهید، اما مگرحریف انبوه جمعیت می شدند، در تاریخ شهر، هیچگاه جمعیتی با این عظمت و شکوه فراهم نیامده بود، شعارهای کوبنده به آسمان می رسید.

 

رضایی گفت: حجه الاسلام امامی و طباطبایی در هدایت شور و هیجان مردم و نیز خط دهی به تظاهرات نقش مهمی داشتند، سخنرانیهای مرحوم امامی در تهییج و روشنگری مردم نقش بسزایی داشت، تظاهرات روز به روز افزایش می یافت و آن تابوی نیروهای امنیتی دیگر در هم شکسته شده بود و نیروهای امنیتی از درگیر شدن با مردم می ترسیدند.

 

او می گوید: حمله به خودروهای شهربانی، شعار نویسی، جلسات سخنرانی در مساجد، پخش اعلامیه ها فضای شهر را صد در صد انقلابی کرده بود.

نهم دی ماه در تربت حیدریه

رضایی خاطر نشان می کند: بامداد روز شنبه نهم دی ماه، حرکت تدریجی مردم از شهر و روستاهای نزدیک که قبلاً توسط شبنامه ها اطلاع رسانی شده بود، شروع شده و جمعیت نسبتاً زیادی در میدان مرکزی حاضر بودند، برخی افراد ناشناسی را که در بین مردم دیده می شدند، نیروهای امنیتی قلمداد می کردند.


وی می افزاید: نیروهای شهربانی که نیروی کمکی مجهزی برایشان رسیده بود، مغرورانه جمعیت را زیر نظر داشتند ودر چهره شان حالت تمسخر آمیخته با اطمینان خاطر مشاهده می شد، بعد از ساعت 9 افزایش جمعیت قابل توجه بود، لحظه به لحظه افراد می رسیدند و با فزونی جمعیت، حالات نیروهای شهربانی قابل ملاحظه بود.

 

این پیشکسوت انقلاب می گوید: آرامش آنها زایل شد و کم کم تشویش و اضطراب جای آن را می گرفت، جمعیت برای حرکت آماده بود و با تأنی به سمت شمال جهت میگرفت، نخستین درگیری بین مردم و نیروهای شهربانی با حرکت جمعیت به سوی میدان مجسمه آغاز شد.

 

وی افزود: درگیری در مقابل بانک سپه و بانک ملی از جانب شهربانی شروع شد، بدون اخطار به طرف مردم تیراندازی کردند، مردم شعار دادند: « شاه جنابت می کند ارتش حمایت می کند» حمله نیروهای مردمی به عوامل شهربانی شروع شد، در آغاز حمله با سنگ و پاره آجرهای ساختمانی بود؛ اما حمله و هجوم اوج می گرفت.

 

رضایی اظهار داشت: حاج آقای طباطبائی توانسته بودند تعدادی اسلحه به دست بیاورند، اعتماد به نفس مردم بالا رفته بود و با جرأت بیشتری به نیروها حمله می کردند، نیروهای شهربانی متوجه حفظ جان خود شده و هراس مرگباری آنها را فرا گرفت و عقب نشینی را آغاز و دیوانه وار تیراندازی می کردند.

 

مجسمه طاغوت سرنگون شد

کاظم جلیلی می گوید: سرانجام جمعیت به میدان مجسمه رسید، مأموران به شهربانی پناهنده می شدند، به افراد مسلح مردمی دستور داده شد به سوی آنها تیراندازی نکنند، تعدادی از مأموران از داخل ساختمان شهربانی به سمت مردم تیراندازی می کردند.

 

وی افزود: کمپرس شهرداری به میدان رسید و جمعیت به طرف مجسمه حرکت کردند، تیراندازی بالا گرفت، کمپرسی را به پایه مجسمه چسباندند و طنابی به گردن مجسمه شاه خائن انداختند و با ماشین کشیدند که فقط سر مجسمه کنده شد.

 

این پیشکسوت انقلاب خاطرنشان می کند: شهید مصطفی امامی (یکی از شهدای این واقعه) در حال تخریب باقیمانده مجسمه بود که ناگاه فریاد او بلند شد و خون آلود بر زمین افتاد.

 

بیمارستان تربت همراه با مردم انقلابی

پرسنل بیمارستان نهم دی (آریا مهر سابق) با تمامی ورزیدگی با موقعیت عجیبی روبرو شدند، تجربه ای که تا به حال با آن روبرو نشده بودند، تلاشهای آنها در خصوص بعضی از مجروحین با موفقیت روبرو می شد و در خصوص بعضی ها جواب نمی داد.

 

تعداد جنازه ها هر لحظه زیادتر می شد، شهدای آن روز مصطفی امامی، علی پاکروان، علی اکبر خاکشور، حسینعلی دلدار تربتی، علیرضا کارگزار، غلامرضا صابریان، علیرضا شیبانی، قدرت الله صالحی و محمد حسین فخاربودند وتعداد 68 نفر مجروح بودند. به یاد آن روز بیمارستان مفتخر به دریافت مدال نهم دی از طرف مردم شد.

سقوط شهربانی

محمد علی رضایی در این خصوص می افزاید: همه اشک می ریختند، مصیبت، یکی دو تا نبود، شهر در حالت سراسیمه و نگران کننده بود و جنگ زده به نظر می رسید،  تجمع و ازدحام رو به افزایش بود و جمعیت خون دیده و خروشان و در عین حال سراسیمه و نگران به نظر می آمد، نیروهای مردمی مسلح، سماجت به خرج می دادند که باید به شهربانی حمله کنیم و مرتباً تیر هوایی شلیک می کردند.

 

وی نقل می کند:  نتیجه شور و مذاکره برآن شد که آنها مرتباً شلیک هوایی داشته باشند، هوا تاریک شد، خبر آوردند که در شهربانی تحرکات مشکوکی به چشم می خورد، مجدداً خبر آوردند که در داخل شهربانی انفجاری اتفاق افتاده است، قرار شد ضمن تیراندازی هوایی، به سمت شهربانی برویم و عملیات اصلی را انجام دهیم.

 

این پیشکسوت انقلاب می گوید: وقتی به شهربانی رسیدیم، سکوت مرگباری بر آن حوالی حاکم بود، بوی تند انفجار و گاز اشک آور به مشام می رسید، صدا و حرکتی در داخل ساختمان ها نبود، نزدیک تر شدیم و ساختمان را محاصره کردیم؛ اما هیچ اثری از مأموران نبود، گفتند نیروهای شهربانی، قبل از رسیدن ما فرار کرده و ظاهراً یکی از مأموران گازهای اشک آور را منفجر کرده بود و به این طریق شهربانی هم سقوط کرد.

 

ذبیحی یکی از نیروهای سابق شهربانی در خصوص تخلیه شهربانی می گوید: بعد از پایین آوردن مجسمه در روز نهم دی ماه قرار بر آن شد تا بعد از تاریکی هوا شهربانی را تخلیه کنیم، ساعت 12 شب بود که ماشین های پادگان ارتش را آوردند و تمام وسیله ها را داخل آن گذاشتند و به پادگان ارتش انتقال دادند و تمامی نیروهای شهربانی تا دو ماه در این پادگان به همراه خانواده هایشان مستقر بودند.

 

انتخاب مرکز فرماندهی تربت حیدریه

محمدعلی رضایی نقل می کند: بعد از مشورت با افراد مختلف سرانجام حوزه علمیه هراتی به عنوان مناسب ترین مکان برای مقر ستاد عملیات برگزیده شد، همان شب از مدرسه بازدید به عمل آمد و جلسه ای جهت کنترل راههای ورودی و خروجی شهر، حفاظت از سازمانها و ادارات دولتی و برقراری نظم و امنیت در شهر انجام گرفت و دو شماره تلفن با مسئول و تلفنچی در تمام ساعات شبانه روز مستقر و به مردم شهر نیز اعلام شد تا هرگونه جریان مشکوک یا اتفاق غیر مترقبه را تلفنی به مرکز عملیات اطلاع دهند.

 

وی می افزاید: درهمین حال از همشهریان درخواست شد که در امور نظم و حراست شهر صمیمانه همکاری داشته باشند و در جهت تامین امنیت شهر از آنها مدد خواسته شد، این اقدامات با استقبال بی نظیری از جانب مردم مواجه شد.

 

دیگر پیشکسوت انقلاب خاطرنشان می کند: هر کس با هر توانی که داشت به خدمت می پرداخت، در طول مدتی که مردم اداره شهر را در دست داشتند، هزینه های نیروها را بازاریان تأمین می کردند.

 

عارف نژاد بیان داشت: کمیته ای جهت رسیدگی به امور شهر تشکیل شده و تمامی کارها برای اداره شهر توسط تمامی اقشار مردم انجام می شد و اتحاد بی نظیری در شهر بر پا بود.

 

حجت الاسلام رضایی می گوید: مردم بعد از نهم دی در تربت حیدریه همواره در انتظار پیروزی انقلاب و بازگشت امام به کشور بودند، در آن روزهاکه قدرت رژیم شاهنشاهی در شهرهای دیگر حاکمیت داشت، اداره امور تربت در دست مردم بود و هیچگونه نگرانی در رابطه با تهاجم و یا کشتار مردم توسط رژیم نبود.

در حرکت عمومی مردم تربت حیدریه همه اقشار حضور فعال داشتند، روحانیون، فرهنگیان، کارمندان، بازاریان و تجار، دانش آموزان، کارگران و کشاورزان، زنان همه با همبستگی و اتحاد در حرکت انقلابی شرکت کرده و در این پیروزی سهیم بودند.

 

انتهای پیام/