به گزارش صبح توس؛ یکی از عوامل سقوط پهلوی شدت فساد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و مخصوصا فساد اخلاقی بود و این فساد به قدری گسترده بود که جامعه ایران تحمل این چنین بی‌فرهنگی‌ها را در بین سران کشور و به خصوص شخص اول مملکت را نداشت.

 

فریده دیبا، مادر فرح دیبا همسر محمدرضا شاه در کتاب خاطرات خود خواننده را به پشت پرده‌های دربار می‌برد، او روایت می‌کند که چگونه مقام‌های بلندپایه کشوری در جشن‌های شبانه بر سر شرط‌بندی‌های کلان، جلو چشمان همگان عریان می‌شدند و چگونه مردان متنفذ همراه با همسران خود در جشن کلید شرکت و به عنوان قرعه‌کشی همسران خود را معاوضه می‌کردند و به شعرخوانی مشغول می‌شدند، چگونه محمدرضا از ساعت ۱۰ شب تمام کارهای خود را تعطیل می‌کرد و به سراغ عیاشی‌های شبانه می‌رفت، چگونه افسران و امرای ارتش و بلندپایگان حکومتی برای ارتقاء درجه و پست، زنان و دختران‌شان را به محمدرضا پیشکش می‌کردند و چگونه محمدرضا در هواپیما به دختری نوجوان، دست‌درازی کرده است.

 

کلید پارتی؛ سرگرمی نوین

 

فریده دیبا، مادر فرح در بخشی از این کتاب در صفحه ۱۳۹ از فسادی پرده برداشته که بازخوانی آن نشان‌دهنده ترویج فساد، در دوره پهلوی است، هر چند جدای از این کتاب،، منابع غیر رسمی دیگری نیز برگزاری این نوع پارتی مخصوصا در یکی از مهمانسراهای ژاندارمری را تایید می‌کنند:

 

«یکی از زنان مرتبط با دربار پری اباصلتی نام داشت. این زن با استفاده از موقعیتش مبتکر "کلید پارتی " در ایران بود. وی میهمانی‌های بزرگی در میهمانسراهای معروف تهران برقرار می‌کرد که "هواخواهان فراوان داشت. آخر شب که همه به حد افراط مشروبات الکلی نوشیده بودند، هر یک از خانم‌ها به یکی از اتاق‌های مهمانسرا می‌رفتند و بعد مردان کلید این اتاق‌ها را روی هم ریخته و آنها را به هم می‌زدند سپس با چشمانی که با چشم بند، خوب بسته شده بود هر یک کلیدی را انتخاب می‌کردند و از روی کلیدی که برنده شده بودند به اتاقی که خانم شخص دیگری منتظر بود می‌رفتند!»

 

حسین فردوست، رئیس دفتر ویژه اطلاعات دربار پهلوی در کتاب خاطرات خود به نکته ای اشاره می‌کند که اولین رابطه ناسالم محمدرضا را در سنین نوجوانی و در مدرسه له‌روزه سوئیس با یک مستخدم یاد می‌کند که مبلغ ۵۰۰۰ فرانک برای آن افتضاح و حق السکوت به آن دختر دادند و این اولین اسکناس‌هایی بود که باید برای نفس لجام‌گسیخته پهلوی دوم از خزانه هزینه می‌شد.

 

اسدالله علم، نخست وزیر نیز در کتاب خاطرات خود می‌نویسد: یک روز شاه و من درباره دوستان مونث خود صحبت می‌کردیم و او از پیر شدن معشوقه‌ها صحبت می‌کرد و افزود: «با وجود همه مشکلات چنانچه این سرگرمی‌ها را نداشتیم به کلی اذیت می‌شدیم».

 

اسدالله علم نیز که در فساد جنسی دست کمی از پهلوی دوم نداشت در تأیید او می‌گوید: همه مردانی که مسئولیت‌های خطیر دارند باید سرگرمی داشته باشند و به عقیده من مصاحبت با جنس لطیف تنها چاره کارساز است.

 

فریده دیبا در کتاب خود به این نکته اشاره می‌کند که اسدالله علم از مشاوران جنسی شاه بود.

 

ولی این فساد تنها در بین مردان شاه رواج نداشت، بلکه فرح دیبا همسر سوم محمدرضا نیز دست کمی از شوهرش نداشت و معروفترین فساد جنسی فرح در دوران حیات پهلوی دوم، کشف رابطه او با فریدون جوادی بود.

 

این شخص از قدیمی‌ترین دوستان دوران تحصیل فرح در پاریس بود که به دنبال فرح، جوادی نیز به دربار راه یافت.

 

خواهر محمدرضا پهلوی یعنی اشرف پهلوی که دخالت و نفوذ زیادی در قصر داشت در فساد و فحشا شهره عام و خاص بود.

 

بسیاری اشرف پهلوی را چکیده سیاهی دربار پهلوی می‌دانند، نقش اشرف در جریان کودتای ۲۸ مرداد شاید مهم‌ترین فعالیت زندگی او است.

 

خواهر شاه به فساد اخلاقی و جنسی نیز شهره بود، البته نه به خاطر ازدواج‌های ناموفق بلکه به خاطر معشوقه‌های بی‌شماری که بعد از ارتباط غیر اخلاقی، به نفرات مد نظر جاه و مقام می‌داد.

 

او به قمار هم علاقه وافری داشت و داستان باخت یک میلیون دلاری او در کازینوهای پاریس در بسیاری از کتاب‌های تاریخی موجود است.

اشرف یا پرنسس ۲۰ درصدی!

سرپرستی کارتل‌های مواد مخدر و استفاده کردن از مصونیت‌های درباری یکی دیگر از فسادهای او به شمار می‌آید ‌تا آنجا که در معاملات بزرگ و کلان یک باج‌گیر حرفه‌ای و در بین تجار و بازرگانان به پرنسس ۲۰ درصدی معروف شده بود.

 

از بین آن خاندان شوم فقط یک مدعی یعنی رضا پهلوی، فرزند محمدرضا پهلوی باقیمانده است که این روزها در لس‌آنجلس روزگار می‌گذراند و هر از گاهی ابراز وجود می‌کند.

 

احمدعلی انصاری، پسرخاله فرح در مصاحبه‌ای تصویری از فساد اخلاقی رضا پهلوی و خیانت به برادرش علیرضا چنین می‌گوید: یک شب علیرضا با خانمی به خانه رضا آمد، دیدم که رضا شروع کرده به زیادی گرم گرفتن با این خانم، من(احمدعلی) به او (رضا پهلوی) گفتم: «بابا این دوست برادرت هست خجالت بکش» و او در جواب گفت: «نه، من می‌روم و از علیرضا می‌پرسم»، او رفت و برگشت و گفت:«علیرضا گفته که من اهمیت نمی‌دهم».

 

وی ادامه داد: صبح دیدم که علیرضا عصبانی است، به او گفتم:«مگر خود تو به او نگفتی، من که رفتم جلویش را بگیرم، خودت نگذاشتی»، علیرضا در جواب گفت: «من کِی گفتم که اهمیت نمی‌دهم» و بعد از این ماجرا علیرضا پهلوی اقدام به خودکشی کرد، هرچند موفق نشد.

 

رضا پهلوی که به خیال ولی‌عهدی و برقراری مجدد نظام پادشاهی در ایران، ادعای مبارزه علیه نظام جمهوری اسلامی را دارد، با جمع کردن عده‌ای سلطنت‌طلب به دور خود به جای مبارزه بیشتر به عیاشی وقت را می‌گذراند.

 

او همچنین از طریق فضای مجازی در پی رفع فسادهای دوران پهلوی است تا بلکه بتواند این لکه ننگ را از حافظه تاریخی مردم حذف کند.

 

انتهای پیام/