به گزارش صبح توس؛ این روزها اشخاص زیادی را می بینیم که در جایگاه مدیریت قرار گرفته اند و تکیه بر صندلی مدیریت زده اند؛ اما کوچکترین دیدی از مدیریت ندارند.

                                                                                                                                                                                                       

مدیران تصادفی کسانی هستند که به واسطه یک اتفاق یا رانت به عبارتی یک تصادف، به پست مدیریت رسیده‌اند.

 

این مدیران بیشتر کارکنان سازمان را «تهدید» می‌دانند و همواره احساس می‌کنند همه در صدد هستند جایگاه آنها را تصاحب کنند بههمین دلیل تصمیم‌های پراکنده‌ می‌گیرند و روند یکسانی در تصمیم‌های آنها مشاهده نمی‌شود.

 

گاه برای یک بخش به طرز گسترده‌ای هزینه و گاه برای مدت طولانی، سرمایه‌گذاری برای یک واحد را فراموش می‌کنند.

 

از آنجا که آنها تخصصی در حوزه‌ی مدیریت خود ندارند، معمولاً نظرشان، نظر آخرین فردی است که از اتاقشان خارج شده است.

 

مدیران تصادفی معمولا تصمیم‌های تکانشی می‌گیرند و به سادگی افراد را جذب یا اخراج کرده و گاه به سادگی ارتقاء یا تضعیف می‌کنند.

 

آنها استراتژی بلندمدت ندارند و تصمیم های غیر قابل پیش‌بینی اخذ می کنند.

 

این مدیران به نظام جاسوسی بسیار علاقمند هستند و ترجیح می‌دهند هر یک از کارمندان، مدام اطلاعاتی از سایر کارمندان را برای آنها افشا کنند و حتی حاضرند سازمان را چاق‌تر کنند تا مطمئن باشند به ازاء هر کارمند، یک ناظر وجود دارد.

 

آن ها معیار انتخاب اطرافیان خود را «وفاداری» می‌دانند و نه «تخصص»؛ چرا که وجود نیروی متخصص، وجود آنها را زیر سوال می‌برد؛ اما وجود متعهدان بی‌تخصص، می‌تواند چتر حمایتی مطمئن برای آنها باشد.

 

این افراد تشنه‌ی عنوان، مدرک و تقدیرنامه هستند و هزینه‌های جدی برای خریداری این نوع اسناد پرداخت می‌کنند.

 

مدیران تصادفی سازمان را محل تفریح می‌دانند و نه محل کسب و کار، به همین دلیل گاه کارمندانی را در اطرافشان می‌بینی که هرگز نمی‌توانی توانمندی خاصی در آنها یافته و یا دلیل خاصی برای حضور آنها بیابی.

 

این مدیران از کارکنان رده پایین‌تر فاصله گرفته و خود را ایزوله می‌کنند، چون درک چندانی از وضعیت سازمان، مشکلات و دغدغه‌ها ندارند و عملاً زبان مشترکی بین آنها و کارکنان وجود ندارد.

 

آن ها از جلسات متعدد استقبال می‌کنند؛ چراکه در جلسه‌های میان کارکنان، می‌توانند لغت‌های جدید بیاموزند و تا حدی با کار آشنا شوند و جملاتی را در حافظه‌ی خود،‌ برای استفاده‌های آتی و توبیخ سایر کارکنان ثبت کنند.

 

مدیران تصادفی کارکنان خود را فقط در زمانی که نیازمند آنها هستند، «می‌بینند»، گاه کارمندی ماه‌ها در محل کار دیده نمی‌شود، برای یک جلسه یا یک پروژه صدا زده می‌شود و به محض اینکه کار مدیر با او تمام شد به فراموشی سپرده می‌شود.

 

جالب اینجاست که بسیاری از همین مدیران، انتظار اولشان از کارکنانشان، دیده شدن است.

 

آنها بیش از اینکه نگران کیفیت کار، خروجی یک جلسه یا سود سازمان باشند، می‌خواهند فقط دیده شوند.

 

علی اصغر وکیلی، عضو شورای اسلامی شهر نقاب

 

انتهای پیام/