به گزارش صبح توس؛ سال‌ها پیش،‌ پیر جمارانی ملت ایران، این نصیحت پدرانه ای به ما کرده بود که: « نگذارید پیش‌کسوتان شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمره‌تان به فراموشی سپرده شوند» خلف صالح او، قافله سالار نور،‌ رهبر معظم انقلاب هم برای آنانی که از قافله شهدا جا مانده و بازمانده‌اند فرموده‌اند که «امروز زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست».

 

این‌ها را یادآوری کردیم که بگوییم امروز 13 دی ماه، سی و یکمین سالروز شهادت سردار رشید اسلام،‌ شهید علیرضا عاصمی این افتخار کاشمر و کاشمری‌ها در دوران دفاع مقدس بود.

 

شهید عاصمی شخصیت کوچکی نبود، بسیاری از همرزمان او امروز جزء شخصیت های مؤثر و عالی رتبه نظام بوده و هستند، دکتر اسماعیلی عضو حقوقدان شورای نگهبان، پرویز فتاح وزیر سابق نیرو و رییس فعلی کمیته امداد امام خمینی(ره) و صادق محصولی وزیر سابق کشور از جمله آنانند. 

 

مناسبت شهادت این شخصیت برجسته دوران دفاع مقدس بهانه خوبی است برای آنکه همه ما، ‌چه آنانی که همرزم شهدا بودند و چه مایی که باید میراث‌دار شایسته آنان باشیم کمی با خود خلوت کنیم که به راستی ما برای شهدا چه کرده‌ایم؟ در این مقال روی اصلی سخن ما با همشهریان کاشمری است و می‌خواهیم اول به خود و بعد به آنانی که می‌توانند و باید در زنده نگهداشتن یاد شهدای این دیار مؤثر باشند تلنگری بزنیم که به راستی ما چه کرده‌ایم؟ آیا پیش‌کسوتان شهادت و خون را در پیچ و خم‌های زندگی روزمره از یاد نبرده ایم؟!

 

آیا اینک پس از 29 سال از پایان دوران نورانی دفاع مقدس،‌ وقت آن نرسیده که نگاهی به کارنامه خود بیاندازیم و ببینیم که آیا در کلاس زنده نگهداشتن یاد شهدا و ترویج سیروه و روش و منش آنان نمره قبولی می‌گیریم؟! اگر نگاهی منصفانه به عملکرد خود بیاندازیم باید بگوییم که: شهدا شرمنده ایم!

 

البته ما بر آن نیستیم که زحمات و خدماتی که تا کنون در راستای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و معرفی شهدای سرافراز کاشمری توسط مسئولان و نهادهای مختلف انجام شده است را نادیده انگاریم بلکه معتقدیم همین اندکی هم که امروز نسل جوان و نوجوان ما با شهید و شهادت آشناست نتیجه زحمات و اقدامات نسبتاً مؤثری همچون برپایی یادواره‌های متعدد، گردآوری خاطرات سرداران شهید، ‌چاپ و انتشار کتب مختلف در راستای معرفی این سرداران و ... است؛ اما سخن ما این است که آیا نمی توانستیم بهتر و بیشتر و مؤثرتر از آنچه تا کنون کار کرده‌ایم، کار کنیم؟!

 

با کمی اندیشه، چراهای زیادی در ذهن یک شهروند کاشمری نقش می بندد که برای پاسخ آن به نتیجه‌ای نمی رسیم!

 

به راستی چرا در حالی که نقاشی دیواری تصویر شهید عاصمی در مشهد مقدس ایجاد شده است در شهر و زادگاه و مدفن او شاهد چنین تصویر ماندگاری نیستیم؟! آیا ارزش تصویر این گل های سرسبد مردم کاشمر کمتر از تصاویر و نقاشی‌هایی است که شورا و شهرداری بر در و دیوار این دیار نشانده‌اند؟!

 

چرا در حالی که در این شهر شاهد نصب سردیس مفاخری همچون کمال الملک و دهخدا هستیم، از سردیس و تندیس عاصمی و سبیلیان و امینی مقدم و ... خبری نیست؟!

 

چرا در پارک بسیج که نام بسیج را یدک می‌کشد همه چیز از وسایل بازی کودکان تا آمفی تئاتر و شهرک ترافیک و کافی شاپ هست اما خبری از ترویج فرهنگ بسیج در آن نیست؟! آیا شایسته نیست شورا و شهرداری کاری کنند کارستان و با نصب تندیس سرداران شهید کاشمر و معرفی آنان به شهروندان، گامی ماندگار برای زنده نگهداشتن افکار و سیره آن سرافرازان بردارند؟!

 

چرا در حالی که دشمن به دنبال اسطوره‌سازی برای فرزندان ماست و با جنگ نرم خود،‌ قصد به انحراف کشاندن آنان و دور ساختنشان از آن فرهنگ نورانی دارد که در دفاع مقدس دمار از روزگار دشمنان درآورد، ما اینگونه نسبت به معرفی اسطوره‌های حقیقی و واقعی این مرز و بوم و سروقامتان این دیار کم توجهیم؟!

 

چرا در کاشمر با وجود ده‌ها سردار و صدها شهید سرافراز، موزه شهدا وجود ندارد؟! مگر نه اینکه این وظیفه‌ای سنگین است بر دوش ما که باید آثار و یادگارهای شهدا را برای نسل‌های بعدی خود حفظ کنیم؟! به راستی چه پاسخی در برابر نسل‌های آینده خواهیم داشت؟! اگر از آثاری که از شهدای ما باقی مانده است به خوبی محافظت نشود هر چه زمان می‌گذرد این آثار بیش از پیش در معرض نابودی قرار می‌گیرد. چند سال پیش از یکی از نزدیکان شهید عاصمی شنیدم که تعداد زیادی از دفترچه‌ها و یادداشت‌های او چندین سال قبل در جریان برگزاری نمایشگاهی، توسط منافقین سرقت شده است!

 

ما کاشمری‌ها همشهری‌های مؤثری در رسانه ملی و سینمای کشور داریم. یک نمونه آن محمد خزاعی است. ‌کارگردان و تهیه کننده‌ای که سوابق درخشانی همچون دبیری جشنواره فیلم فجر و جشنواره فیلم دفاع مقدس را در پرونده خود دارد، ‌همو که تهیه کنندگی فیلم‌های معتبری همچون «قلاده‌های طلا» را در کارنامه خود دارد و اینک سرگرم ساخت فیلمی در مورد زندگانی حضرت خدیجه(س) است؛ به راستی چرا او به ساخت فیلمی فاخر در مورد عاصمی و عاصمی‌های شهر خودش نمی پردازد؟!

 

احمد کاوری را هم می شناسیم که کارگردان فیلم هایی همچون «نفوذی» بود و چند سال پیش در خبرها آمده بود که او هم اکنون سرگرم تحقیقات پروژه فیلم شهید میثمی است و باز این سؤال که چرا این کارگردان کاشمری نباید سرگرم پروژه فیلم شهید عاصمی باشد؟! آیا شایسته نیست که فیلم شهید عاصمی،‌ این سردار کاشمری به تهیه کنندگی محمد خزاعی و کارگردانی احمد کاوری که هر دوی آن‌ها کاشمری هستند جلوی دوربین برود؟ آیا شایسته نیست مسئولان فرهنگی این دیار با این دو همشهری رایزنی‌هایی داشته باشند و آن‌ها را تشویق و ترغیب به این کار کنند؟!

 

از یاد نبریم که عاصمی و سبیلیان و طاهری و قوام و ده‌ها سردار و صدها شهید پرافتخار ترشیز، ‌سروقامتان سرافراز دیار سرو خیز کاشمرند، چه زیبا سروده است شاعر جوان دیارمان سید حجت الله نبوی که:‌ «‌نوشته است به تاریخ خطه ترشیز/ که هر چه سرو تناور، شهید شد آخر!» آنان، گلدسته‌ها و دسته‌گل‌های دیار امامزادگان و مؤمنانند و اینک ماییم و بار سنگین مسئولتی که بر دوشمان است‌، آیا برای لحظه رویارویی با شهدا در روز وانفسای قیامت فکری کرده ایم؟! آیا شرمنده نگاه‌های آنان نخواهیم شد؟!.

 

نویسنده: مخمد فیض عارفی

انتهای پیام/