به گزارش صبح توس؛  بعد از 9 سال انتظار بالاخره جلد اول کتاب «چشم جنگ» به چاپ رسید در حالی این کتاب به سفارش بنیاد حفظ آثار و ارش های دفاع مقدس بود؛ اما به دلیل اهمال کاری های صورت گرفته چاپش 9 سال طول کشید؛ تا اینکه با کمک نشرستاره ها یکی از انتشاراتی که در حوزه دفاع مقدس فعالیت می کند و سردار نجاتی، مدیر کل بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس این کتاب به چاپ می رسد به همین مناسبت به سراغ یکی از مصاحبه کنندگان این کتاب یعنی حجت احمدی زر که در زمینه تاریخ شفاهی فعالیت می کند و یک مستند ساز صدا و سیمای خراسان رضوی است، رفتیم.

 

صبح توس: چه شد که تصمیم گرفتید این کتاب را بنویسید؟

 

احمدی زر: 9 سال پیش یعنی سال 87 قراردادی با معاون بنیاد حفظ  آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس در بحث جمع آوری تاریخ شفاهی خراسان بستیم.

 

کتاب «همپای صاعقه» گلعلی بابایی را الگوی کار خود قرار دادیم تا یک کار لشکر پژوهی برای لشکرهای خراسان انجام دهیم. شما اگر در طول هشت سال دفاع مقدس نگاه کنید جایی نمی بینید که جا پای نیروهای خراسانی خالی باشد یا علمیاتی باشد که خراسانی ها در آن حضور نداشته باشند؛ آنها همیشه یا به عنوان نیروهای اصلی یا ایذایی و غیره در عملیات حضور داشته اند؛ اما متاسفانه این وقایع در تاریخ جنگ هشت سال ایران و عراق آورده نشده است.

 

صبح توس: چرا تاکنون کتابی در زمینه حضور خراسانی ها چاپ نشده است؟

 

احمدی زر: نقل نشدن واقعیتهای تاریخی خراسان در جنگ به دلایل مختلف از جمله کم کاری مدیریت، نبود بودجه و بیشتر اهمال‌کاری، بی توجه و فراموشی این موضوع و دغدغه مند نبودن مدیران فرهنگی، رخ داده است.

 

ما قرارداد را بستیم و با یک لیست 40 نفره از دیدبان ها به سراغ آنها رفتیم؛ آن زمان تجربه کمی داشتیم هر چند قبل از آن چند کار تولید کرده بودیم؛ برای همین به منظور شروع این کتاب به سراغ پایین تر درجه این دیدبان ها یعنی سربازها رفتیم تا بالاترین دیدبان هایی که برای فرماندهان جنگ دیدبانی می کردند مثل بی سیم‌چی باقرقالیباف، رفتیم.

 

صبح توس: چرا چاپ این کتاب این همه زمان برد؟

 

 احمدی زر: این مصاحبه ها بسیار زمان بر است برای هر مصاحبه سه الی چهار ماه زمان نیاز بود؛ چراکه 25 الی 26 جلسه دو الی سه ساعت برای هر فرد مصاحبه شونده لازم است؛ زیرا مصاحبه ما با مصاحبه خبری فرق دارد و در هر مصاحبه به صورت مفصل مصاحبه شونده روی عکس و نقشه توضیح می دهد و همین زمان مصاحبه را بالا می برد.

 

به هر صورت ما نسخه آماده چاپ این کتاب را در اختیار آنها قرار دادیم و فکر می کردیم این کتاب چاپ می شود؛ اما چاپ این کتاب در کاغذ بازی اداری گیر کرد.

 

چاپ این کتاب تا 9 سال عقب افتاد تا اینکه سعید محسن زاده، قائم مقام نشر ستاره ها که کارش چاپ کتابهای دفاع مقدسی است را دیدیم و ایشان با ارتباطی با سردار نجاتی، مسئول کنونی بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس خراسان رضوی گرفتند و بعد از دو- سه ماه قرار شد این کتاب چاپ شود.

 

 به پیشنهاد قائم مقام نشر ستاره ها قرار شد این کتاب را توافقی چاپ کنیم و سردار نجاتی هم این پیشنهاد را قبول کرد و این کتاب به بهترین شکل ممکن چاپ شد، اتفاقی که باید حدود 9 الی 10 سال پیش می افتاد.

 

جلد اول چاپ شده و امیدواریم که مابقی این کتابها هم چاپ شوند حداقل سه الی چهار جلد در دست است که هنوز چاپ نشده و کلی کار نکرده و مصاحبه انجام نشده داریم که هر کدام می تواند بخشی یا یک کتاب مستقل باشد و بخشی از تاریخ این سرزمین را عیان کند.

 

صبح توس: مصاحبه هایی که گرفتید به چه صورتی انجام شده است؟

 

احمدی زر: ابتدا با موبایل صدای مصاحبه شونده را ضبط؛ اما بعد از مدتی شروع کردیم مصاحبه ها را با دوربین، فیلم برداری کردیم.

 

صبح توس: چه تعداد مصاحبه گرفتید؟

 

 احمدی زر: تعداد مصاحبه ها بسیار است، البته من بیشتر در زمینه  تاریخ شفاهی انقلاب وارد شدم؛ اما برای این کتاب من و  محمدمهدی خالقی همان طور که گفتم حدود 26 جلسه مصاحبه دو الی سه ساعته داشتیم، همچنین با افراد دیگری هم مصاحبه هایی گرفته شد که در این زمینه سه الی چهار کتاب دیگر آماده کردیم.

 

 در ادامه به سراغ محمد مهدی خالقی، تدوینگر این کتاب رفتیم تا در مورد این کتاب اطلاعات بیشتری بگیریم.

 

صبح توس: کتاب چشم جنگ در چه ژانر از کتابهای دفاع مقدس نوشته شده است؟

 

خالقی: کتاب «چشم جنگ» از سری کتابهایی است که در زمینه تاریخ شفاهی دفاع مقدس نوشته شده است؛ ما با یکی از رزمندگانی که در هشت سال دفاع مقدس وظیفه دیدبانی ادوات در لشکر پنج نصر را برعهده داشت مصاحبه ای بلند گرفتیم و تمام خاطرات فرید محمدی مقدم را از تولد تا انتهای جنگ به رشته تحریه درآوردیم.

 

تاریخ شفاهی گونه های مختلفی دارد که نگارش خاطرات افراد جزء جذابترین ژانرها و در کشور ما این نوع کتابها به همراه ژانر داستان و رمان دفاع مقدس فروش خوبی دارد به طوری که گاهی فروش این نوع کتاب ها تا بیش از 100 هزار نسخه هم رسیده است.

 

صبح توس: چه موضوعی شما را ترغیب کرد که این کتاب را بنویسد؟

 

خالقی: یکی از کارهایی که به آن علاقه دارم؛  فعالیت در زمینه تاریخ شفاهی است در این نوع نوشتن باید سوژه جذاب باشد تا مخاطب راغب به خواندن شود. یکی از سوژه هایی که کمتر به آن پرداخته شده بود و به نظرمن جذاب بود خاطرات فرید محمدی مقدم یکی از دیده بان های ادوات بود. یک رسته کوچک؛ اما پرفراز و نشیب که تا امروز کسی به خاطرات آنها نپرداخته است.

 

در جنگ چند نوع دیده بانی وجود دارد و وظیفه دیده بانی ادوات، هدایت آتش توپ خانه و بقیه ادوات جنگی است.

 

مصاحبه ما با محمدی مقدم حدود یکسال به طول انجامید و نسخه اولیه کتاب بلافاصله آماده چاپ شد؛ اما متاسفانه گرفتار بوروکراسی اداری نهادهای فرهنگی شد تا اینکه بعد از 9 سال توانستیم کتاب را با یک تنظیم و تدوین مجدد، به چاپ برسانیم.

 

صبح توس: به جز این کتابی که نوشته اید کتاب دیگری در زمینه تاریخ شفاهی دارید؟

 

خالقی: این کتاب چهارم من است. کتابهای قبلی ام، هم تاریخ شفاهی بوده است. دو کتاب درباره شهید دیالمه نوشته ام و همچنین کتاب «لذت با بوی باروت» مجموعه مصاحبه های کوتاهی است با هنرمندان انقلاب اسلامی.

 

صبح توس: به نظرتان چرا با وجودی که خراسان نقش زیادی در جنگ داشته، کتاب جامعی که در زمینه تاریخ شفاهی این استان باشد، وجود ندارد؟

 

خالقی: متاسفانه یکی از بزرگترین کمبودها و خلأهای ادبیات خراسان، ثبت خاطرات انقلاب و دفاع مقدس است، البته نباید به دلایلی این مسأله را تک بعدی نگاه کرد. فقط این سؤال را می پرسم که چرا تا امروز کتابی بومی در زمینه تاریخ شفاهی دفاع مقدس در خراسان نداریم؟ دوستان گفتند "چشم جنگ" اولین کتابی است که در این زمینه در خراسان چاپ شده است، یعنی هم ناشر هم نویسنده بومی است، پیش از این کتاب خاطرات شهید نظر نژاد را داریم که انتشارات سوره مهر در تهران چاپ کرده است.

 

من علت این موضوع را عدم تکلیف مداری نویسنده هایی مثل خودم و البته کم کاری و بی مسؤولیتی نهادهای فرهنگی استان می دانم. چه نهادهایی که با دفاع مقدس ارتباط مستقیم دارند و چه نهادهایی که در جنگ مسئولیت نداشته اند؛ اما بعد از جنگ وظیفه ترویج و گسترش ارزش های دفاع مقدس را داشته اند. 

 

از نظر من همه مقصرند، البته این تأسفی است که بخشی از آن غیر قابل برگشت است. بسیاری از فرماندهان و رزمندگان شهید شده اند و اسناد و مدارک بسیاری از بین رفته است؛ اما من هنوز امید دارم، چنانچه نویسنده ها همت و نهادهای فرهنگی کمک کنند می بتوانیم بخشی از این خلاء را پر کنیم.

 

 صبح توس: به نظر شما در این زمینه نویسنده کم نداریم؟

 

خالقی: ما نویسنده های جامعی که در زمینه تاریخ شفاهی فعالیت کنند؛ کم داریم؛ اما همان چند نویسنده خوبی هم که داریم؛ نتوانسته اند آن خروجی لازم را از کارهایش داشته باشند. من کسانی را می‌شناسم که گردآوری های خوبی داشته و در این زمینه دغدغه مند بوده اند؛ اما به دلیل همان عدم حمایت درست کارهایشان به نتیجه نرسیده است.

 

صبح توس: فکر می کنید لازم است دستگاههای مرتبط با دفاع مقدس برای تربیت نویسنده قدم بردارند؟

 

خالقی: بطور قطع یکی از وظایف نهادهای مرتبط تربیت نیروی انسانی است؛ اما نمی توانیم تمام بار این عرصه بسیار وسیع را بر عهده یک نهاد بگذاریم. این کار بزرگ یعنی ثبت با کیفیت خاطرات و رساندن آن به خروجی های هنری، ادبی و رسانه ای، همت مجموعه نهادهای دلسوز استان را می طلبد.

 

انتهای پیام/