به گزارش صبح توس؛ امام رضا (ع) امام هشتم شیعیان است. پدر ایشان امام کاظم (ع) بود و مادر ایشان نجمه نام داشت. حضرت رضا تا قبل از هجرت به مرو در مدینه ساکن بود.

 

نام‌های امام

 

نام ایشان (علی ) است، ولی بر اساس شیوه ای که در میان اعراب مرسوم است، به وی (ابوالحسن) می گفتند. علاوه بر نام و کنیه، گاه عنوان دیگری نیز به افراد می دهند که آن را (لقب) می گویند. امام هشتم دارای لقب های متعددی است. از جمله معروف ترین این القاب، (رضا)، (عالم آل محمد)، (غریب الغرباء)، (شمس الشموس) و (معین الضعفاء) است.

 

 

تولد ایشان

 

حضرت رضا (ع) در یازدهم ذیقعده سال 148 هجری در مدینه به دنیا آمد. مادر امام رضا درباره تولد ایشان می گوید:

 

»هنگامی که به حضرتش حامله شدم به هیچ وجه ثقل حمل را در خود حس نمی‌کردم و وقتی به خواب می‌رفتم، صدای تسبیح و تمجید حق تعالی و ذکر "لااله‌الاالله" را از شکم خود می‌شنیدم، اما چون بیدار می‌شدم دیگر صدایی بگوش نمی‌رسید. هنگامی‌که وضع حمل انجام شد، نوزاد دو دستش را به زمین نهاد و سرش را به سوی آسمان بلند کرد و لبانش را تکان می‌داد؛ گویی چیزی می‌گفت»

 

زندگی امام رضا (ع) در مدینه

 

حضرت رضا (ع) تا قبل از هجرت به مرو در مدینه ساکن بودند و در آنجا به هدایت مردم و تبیین معارف دینی و سیره نبوی می‌پرداختند. مردم مدینه نیز بسیار امام را دوست می‌داشتند. امام در گفتگویی که با مأمون درباره ولایت عهدی داشتند، در این باره این گونه می‌فرمایند:

 

»همانا ولایت عهدی هیچ امتیازی را بر من نیفزود. هنگامی که من در مدینه بودم فرمان من در شرق و غرب نافذ بود و اگر از کوچه‌های شهر مدینه عبور می‌کردم، عزیرتر از من کسی نبود. مردم پیوسته حاجاتشان را نزد من می‌آوردند و کسی نبود که بتوانم نیاز او را برآورده سازم مگر اینکه این کار را انجام می‌دادم و مردم به چشم عزیز و بزرگ خویش، به من مى‌نگریستند».

 

ازدواج امام رضا (ع)

 

همسر دائمی امام رضا (ع) ام حبیبه نام داشت اما ایشان دارای تعدادی کنیز بودند که سبیکه از جمله آن ها و مادر امام جواد (ع) بوده است.

 

 

فرزندان امام رضا (ع)

 

در تعداد و اسامی فرزندان امام رضا (ع) نقل های مختلفی وجود دارد؛ عده ای معتقد بودند که امام رضا (ع) دارای پنج پسر و یک دختر بوده است امّا شیخ مفید بر این عقیده است که امام هشتم (ع) فرزندی جز امام جواد(ع) نداشتند. ابن شهرآشوب و طبرسى نیز بر همین اعتقادند.

 

 

سفر امام رضا (ع) به سوی خراسان

 

مأمون برای عملی کردن اهداف خود چند تن از مأموران مخصوص خود را به مدینه، خدمت حضرت رضا (ع) فرستاد تا حضرت را به اجبار به سوی خراسان روانه کنند. همچنین دستور داد امام (ع) را از راهی که کمتر با شیعیان برخورد داشته باشد، بیاورند. لذا امام را از مسیر بصره، اهواز و فارس به سوی مرو حرکت داد.

 

 

قبول ولایت عهدی

 

اما خطری که حکومت او را تهدید می‌کرد علویان بودند که بعد از مدتها تحمل شکنجه و قتل و غارت، اکنون با استفاده از فرصت دودستگی در خلافت، خواهان براندازی حکومت عباسی بودند؛ لذا مامون با مشورت وزیر خود فضل بن سهل تصمیم گرفت تا خلافت را به امام پیشنهاد دهد و خود از خلافت به نفع امام کناره‌گیری کند؛

 

با این پیشنهاد نتیجه از دو حال خارج نبود، اگر امام می پذیرفت ناگزیر، بنابر شرطی که مأمون قرار می‌داد ولایت عهدی آن حضرت را داشت و همین امر مشروعیت خلافت او را پس از امام نزد تمامی گروه‌ها و فرقه‌های مسلمانان تضمین می‌کرد. اما اگر امام خلافت را نمی پذیرفت، ایشان را به اجبار ولیعهد خود می‌کرد که در این صورت باز هم خلافت و حکومت او در میان مردم و شیعیان توجیه می شد. از طرفی او می‌توانست امام را نزد خود ساکن کند و از نزدیک مراقب رفتار امام و پیروانش باشد و هر حرکتی از سوی امام و شیعیان ایشان را سرکوب کند.

 

وقتی که حضرت رضا (ع) وارد مرو شدند، مأمون از ایشان استقبال شایانی کرد و در مجلسی که همه ارکان دولت حضور داشتند صحبت کرد و گفت: «همه بدانند من در آل عباس و آل علی هیچ کس را بهتر و صاحب حق‌تر به امر خلافت از علی بن موسی رضا ندیدم.» پس از آن به حضرت رو کرد و گفت: «تصمیم گرفته‌ام که خود را از خلافت خلع کنم و آن را به شما واگذار نمایم.» حضرت فرمودند: «اگر خلافت را خدا برای تو قرار داده جایز نیست که به دیگری ببخشی و اگر خلافت از آن تو نیست، تو چه اختیاری داری که به دیگری تفویض نمایی.» مأمون بر خواسته خود پافشاری کرد و بر امام اصرار ورزید. اما امام فرمودند:‌ «هرگز قبول نخواهم کرد.» وقتی مأمون مأیوس شد گفت: «پس ولایت عهدی را قبول کن تا بعد از من شما خلیفه و جانشین من باشید.» این اصرار مأمون و انکار امام تا دو ماه طول کشید و حضرت قبول نمی‌فرمودند اما مأمون بر این امر پافشاری نمود تا آنجا که مخفیانه و در مجلس خصوصی حضرت را تهدید به مرگ کرد. لذا حضرت فرمودند: «اینک که مجبورم، قبول می‌کنم به شرط آن که کسی را نصب یا عزل نکنم و رسمی را تغییر ندهم و سنتی را نشکنم و از دور بر بساط خلافت نظر داشته باشم.» مأمون با این شرط راضی شد.

 

 

شهادت امام رضا (ع)

 

نقل است که مامون به یکی از خدمتکارانش دستور داد که ناخن های دستش را بلند نگه دارد و سپس به سمی آغشته کند و با دست های زهرآلودش اناری را برای امام رضا (ع) دانه کند. مامون انار آلوده را نزد امام رضا (ع) آورد و اصرار کرد که آن را بخورد. امام ابتدا قبول نکرد ولی زمانی که مامون امام را تهدید به مرگ نمود اما مقداری از آن انار را خورد و بعد از گذشت چند ساعت حالش دگرگون شد و در نهایت در سحرگاه روز 29 صفر سال 203 هجری بر اثر همان انار آلوده به شهادت رسید.

 

محل دفن امام رضا (ع)

 

به قدرت و اراده الهی امام جواد (ع) فرزند و امام بعد از آن حضرت به دور از چشم دشمنان، بدن مطهر ایشان را غسل داد و بر آن نماز گذارد و پیکر پاک ایشان با مشایعت بسیاری از شیعیان و دوستداران آن حضرت در مشهد دفن گردید.

 

شخصیت اخلاقی امام

 

ـ هیچ گاه با سخن خود، دیگران را آزار نداد.

ـ سخن هیچ کسی را قطع نکرد.

ـ به نیازمندان بسیار کمک می کرد.

ـ با خدمتگزاران خود بر سر یک سفره می نشست و غذا می خورد.

ـ همیشه چهره ای خندان داشت.

ـ هرگز با صدای بلند و با قهقهه نمی خندید.

ـ هنگام نشستن، هرگز پای خود را در حضور دیگران دراز نمی کرد.

ـ در حضور دیگران هرگز به دیوار تکیه نمی زد.

ـ به عیادت بیماران می رفت.

ـ در تشییع جنازه ها شرکت می جست.

ـ از مهمانان خود، شخصا پذیرایی می کرد.

ـ وقتی بر سر سفره ای می رسید، اجازه نمی داد تا به احترام او از جای برخیزند.

ـ به پاکیزگی بدن، موی سر و پوشاک خود بسیار توجه داشت.

ـ بردبار و شکیبا بود.

 

انتهای پیام/